تحریریه نیماد- همزمان با بالا گرفتن تنشها بر سر تنگه هرمز، پست تازه دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در صبح یکشنبه عید پاک، موجی از واکنشهای کمسابقه در فضای سیاسی و رسانهای آمریکا و فراتر از آن برانگیخت؛ واکنشهایی که از محکوم کردن لحن و محتوای تهدیدآمیز او فراتر رفت و در مواردی بهطور مستقیم صلاحیت روانی و سیاسی رئیسجمهور آمریکا برای ادامه رهبری جنگ را زیر سؤال برد.
ترامپ در این پست، با زبانی رکیک و خارج از عرف عمومی ایران را تهدید کرد که اگر تنگه هرمز را باز نکند، زیرساختهای حیاتی این کشور، از جمله نیروگاهها و پلها، هدف قرار خواهند گرفت؛ تهدیدی که همزمان از سوی رسانههای آمریکایی و بینالمللی بهعنوان نشانهای از تشدید خطرناک بحران و از سوی منتقدان بهعنوان تهدیدی بالقوه علیه زیرساختهای غیرنظامی تعبیر شد.
شدت واکنشها به پست دونالد ترامپ، در قیاس با بسیاری از مجادلات معمول سیاسی در واشینگتن، چشمگیر بود. برنی سندرز، سناتور مستقل آمریکایی، نوشت که این سخنان «هذیانهای یک فرد خطرناک و از نظر روانی نامتعادل» است و از کنگره خواست «همین حالا» برای پایان دادن به جنگ وارد عمل شود.
کریس مورفی، سناتور دموکرات، پا را فراتر گذاشت و نوشت اگر عضو کابینه ترامپ بود، روز عید پاک را صرف تماس با حقوقدانان قانون اساسی درباره متمم بیستوپنجم میکرد؛ همان سازوکاری که برای برکناری رئیسجمهور در صورت ناتوانی از انجام وظایفش پیشبینی شده است.
چاک شومر، رهبر دموکراتهای سنا، نیز ترامپ را به «هذیانگویی چون دیوانهای از مهار خارجشده» در شبکههای اجتماعی متهم کرد و نوشت که او همزمان از «جنایات جنگی احتمالی» سخن میگوید و متحدان آمریکا را از خود دور میکند.
گاردین این مجموعه واکنشها را در گزارشی جداگانه بهعنوان نمونهای از شوک و خشم در میان سیاستمداران آمریکایی بازتاب داد.
تهدید تند ترامپ درباره تنگه هرمز؛ مذاکرات ایران و عمان برای عبور امن کشتیها
آنچه این واکنشها را از یک اعتراض صرفاً حزبی متمایز میکند، جابهجایی آشکار از نقد سیاست به نقد شخصیت و اهلیت رئیسجمهور است. در این موج واکنشها، از تعابیری چون «از مهار خارجشده»، «دیوانه»، «از نظر روانی نامتعادل» و «آشفته و غیرقابلکنترل» استفاده شده است. این واژگان تنها برای توصیف خطمشی جنگی ترامپ به کار نرفت، بلکه بهصراحت به وضعیت تصمیمگیری او ارجاع داد.
دیوید اکسلراد، استراتژیست باسابقه دموکرات، با اشاره به تناقض میان سخنان هفته گذشته ترامپ و این پست تازه، پرسید: «چه خبر است؟» و افزود که این پیام، بهویژه در صبح عید پاک، نشانهای از آشفتگی عمیق در رأس قدرت است.
پیرز مورگان، برنامهساز تلویزیونی، نیز در واکنشی کوتاه اما معنادار نوشت: «این مایه خجالت است، این پست را حذفش کنید آقای رئیسجمهور؛ مگر اینکه بخواهید همه فکر کنند عقلتان را از دست دادهاید.» از این منظر، بحران فقط بر سر ایران یا تنگه هرمز نیست؛ بلکه به بحران اعتماد به نحوه تصمیمگیری رئیسجمهور آمریکا نیز گره خورده است.
یاسمین انصاری، نماینده ایرانیتبار کنگره، با لحنی کمسابقه نوشت که متمم ۲۵ «دلیلی دارد» و رئیسجمهور آمریکا را «یک فرد از نظر روانی مختل و تهدیدی برای امنیت ملی آمریکا و جهان» توصیف کرد.
در سطحی دیگر، بخشی از واکنشها بر پیامدهای حقوقی و راهبردی چنین تهدیدی متمرکز بود. فیل گوردون، مشاور پیشین امنیت ملی و دیپلمات آمریکایی، هشدار داد که حمله به نیروگاهها نه به تسلیم ایران میانجامد، نه به تغییر رژیم و نه به باز شدن تنگه؛ بلکه به احتمال زیاد حملات متقابل ایران علیه زیرساختهای آب و انرژی در سراسر منطقه را در پی خواهد داشت.
نامه سرگشاده تاجزاده به ترامپ؛ هشدار درباره «جنگی کثیف و فاجعهبار»
در همین راستا، شماری از منتقدان، از جمله دان بایر و چند چهره رسانهای و سیاسی دیگر، تأکید کردند که تهدید مستقیم زیرساختهای غیرنظامی، فراتر از یک لفاظی جنگی، میتواند بهعنوان تهدید به ارتکاب جنایت جنگی فهمیده شود. همزمان، رویترز، واشینگتنپست و آسوشیتدپرس نیز در گزارشهای امروز خود نوشتند که این اظهارات در شرایطی مطرح شده که انسداد تنگه هرمز، بازارهای جهانی انرژی را دچار تنش شدید کرده و هر نشانه تازهای از تشدید جنگ، نگرانیها از گسترش بحران در منطقه را افزایش میدهد.
بُعد دیگر ماجرا، شکافی است که این مواضع در درون ائتلاف غربی و حتی در میان حامیان سابق ترامپ آشکار کرده است. برخی چهرهها، از جمله مارجری تیلور گرین، با لحنی بیسابقه او را متهم کردند که در روز عید پاک که برای مسیحیان یادآور صلح، رستاخیز و آمرزش است، زبان تهدید و ویرانی را برگزیده و آمریکا را به جنگی میکشاند که وعدهاش را نداده بود. همین همزمانیِ عید پاک با ادبیات تهدید، به یکی از محورهای مهم واکنشها بدل شد و باعث شد منتقدان، میان نمادهای دینی روز و زبان رئیسجمهور، تضادی آشکار ببینند. در نتیجه، واکنشها به پست ترامپ تنها واکنش به یک متن در شبکه اجتماعی نبود؛ بلکه به صحنهای بدل شد که در آن، مشروعیت اخلاقی، حقوقی و سیاسی ادامه جنگ، همزمان به پرسش گرفته شد.
در مجموع، موج واکنشها به پست تازه ترامپ نشان میدهد که مناقشه بر سر جنگ ایران، دستکم در فضای سیاسی آمریکا، وارد مرحلهای تازه شده است: مرحلهای که در آن، موضوع فقط اختلاف بر سر راهبرد نیست، بلکه خودِ صلاحیت رهبری جنگ نیز به مسئله تبدیل شده است. وقتی سناتورها و چهرههای سیاسی از متمم ۲۵، «جنایات جنگی» و «فروپاشی مهار» سخن میگویند، بحث دیگر صرفاً بر سر تندی لحن نیست؛ بلکه بر سر این است که آیا رئیسجمهور آمریکا، در میانه بحرانی که میتواند دامنهای منطقهای و جهانی پیدا کند، هنوز از نظر سیاسی و نهادی در موقعیت هدایت آن قرار دارد یا نه.








