جمعه، ۱ خرداد ۱۴۰۵

دیدگاه

زندانیان دوتابعیتی و دیپلماسی پشت‌پرده؛ آزادی شهاب دلیلی چه پیامی دارد؟

امیرمصدق کاتوزیان

امیرمصدق کاتوزیان

روزنامه‌نگار نیماد

شهاب دلیلی، کاپیتان پیشین کشتیرانی و دارنده اقامت دائم آمریکا

آزادی شهاب دلیلی پس از حدود یک دهه زندان در ایران، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرده است که آیا آزاد شدن زندانیان دوتابعیتی و یا دارندگان اقامت کشورهای غربی، صرفا تصمیمی قضایی و انسانی است یا بخشی از دیپلماسی پنهان جمهوری اسلامی با دولت‌های خارجی؟ این پرسش در مقطع کنونی اهمیت بیشتری یافته، زیرا خبر آزادی او همزمان با گزارش‌هایی درباره تماس‌ها و مذاکرات غیرمستقیم تهران و واشینگتن منتشر شده است؛ تماس‌هایی که از کاهش نسبی تنش میان دو طرف حکایت دارند، هر چند هنوز به توافقی علنی و جامع منجر نشده‌اند.

شهاب دلیلی، کاپیتان پیشین کشتیرانی و دارنده اقامت دائم آمریکا، در سال ۱۳۹۵ هنگامی که برای مراسم خاکسپاری پدرش به ایران سفر کرده بود بازداشت شد. خانواده او می‌گویند که هنگام حرکت به سمت فرودگاه برای بازگشت به آمریکا توسط نیروهای امنیتی دستگیر شد. او دو سال در بلاتکلیفی بود و سپس به اتهام «همکاری با دولت متخاصم» به ده سال زندان محکوم شد. اکنون سازمان «کمک به گروگان‌ها در سراسر جهان» اعلام کرده که او پس از انتقال از اوین به ایروان و سپس واشینگتن، به آمریکا بازگشته است.

برای فهم اهمیت سیاسی احتمالی این رخداد، باید آن را در متن تاریخی بزرگ‌تری دید؛ متنی که دست‌کم از دهه ۱۳۶۰ تاکنون بارها تکرار شده است: استفاده از پرونده زندانیان خارجی و دوتابعیتی به‌عنوان بخشی از دیپلماسی بحران میان ایران و غرب.

در دهه ۱۳۶۰، همزمان با جنگ ایران و عراق و بحران گروگان‌گیری در لبنان، پرونده شهروندان غربی و زندانیان مرتبط با ایران بارها به موضوع چانه‌زنی‌های پنهان تبدیل شد. ماجرای مشهور «ایران-کنترا» در میانه دهه ۱۹۸۰، که در آن آزادی برخی گروگان‌های آمریکایی در لبنان با معاملات محرمانه تسلیحاتی و ارتباطات پشت‌پرده گره خورد، یکی از نخستین نمونه‌های برجسته این الگو بود. در همان دوره، آزادی گروگان‌هایی چون تری اندرسون، تری ویت و چند شهروند فرانسوی و آلمانی، همزمان با مذاکرات پیچیده میان تهران، دمشق، پاریس و واشینگتن رخ داد؛ هرچند جمهوری اسلامی همواره نقش مستقیم خود را انکار می‌کرد.

در دهه ۱۳۷۰ نیز موارد مشابهی دیده شد. آزادی برخی شهروندان اروپایی بازداشت‌شده در ایران یا مرتبط با پرونده‌های امنیتی، اغلب همزمان با تلاش دولت‌های اروپایی برای عادی‌سازی مناسبات با تهران صورت می‌گرفت. اما از دهه ۱۳۸۰ و به‌ویژه پس از بحران هسته‌ای، این الگو آشکارتر و منظم‌تر شد.

 

ابتکار فراموش‌شده نورمن فورِر: دیپلماسی مردم‌به‌مردم در بحران گروگان‌گیری تهران

 

از سال ۱۳۸۸ به بعد، فهرست زندانیان دوتابعیتی یا خارجی که پیش از پایان حکم و در متن تنش‌زدایی یا مذاکرات دیپلماتیک آزاد شده‌اند، طولانی‌تر شد:

  • سارا شورد، شین بائر و جاش فتال که در سال ۱۳۸۸ بازداشت شده بودند، در فاصله سال‌های ۱۳۸۹ و ۱۳۹۰ با میانجیگری عمان و در بحبوحه تلاش‌ها برای کاهش تنش تهران و واشینگتن آزاد شدند.
  • جیسون رضاییان در دی ۱۳۹۴ همزمان با اجرای برجام و آزادسازی بخشی از دارایی‌ها و تبادل زندانی میان ایران و آمریکا آزاد شد.
  • امیر حکمتی، سعید عابدینی و نصرت‌الله خسروی رودسری نیز در همان توافق آزاد شدند.
  • نازنین زاغری رتکلیف و انوشه آشوری در سال ۱۴۰۰ همزمان با حل اختلاف مالی لندن و تهران آزاد شدند.
  • کمال فروغی نیز در همان فضای تنش‌زدایی آزاد شد.
  • فریبا عادل‌خواه پس از فشارهای مستمر فرانسه و در فضای تلاش اروپا برای حفظ کانال گفت‌وگو با ایران اجازه خروج یافت.
  • بنجامین بریر در سال ۱۴۰۲ همزمان با آزادی یک زندانی ایرانی در بلژیک آزاد شد.
  • اولیویه وندکاستیل نیز در چارچوب تبادل زندانی میان تهران و بروکسل آزاد شد.
  • ژیائو وانگ در ازای آزادی مسعود سلیمانی در آمریکا آزاد شد.
  • مایکل وایت در سال ۱۳۹۹ همزمان با آزادی مجید طاهری در آمریکا آزاد شد.
  • کایلی مور-گیلبرت در قالب مبادله با سه ایرانی زندانی در تایلند آزاد شد.
  • هوما هودفر پس از فشارهای گسترده دانشگاهیان و دولت کانادا آزاد شد.
  • سعید ملک‌پور سرانجام اجازه خروج از ایران یافت.
  • سیامک نمازی، مراد طاهباز و عماد شرقی نیز در سال ۲۰۲۳ همزمان با آزادسازی شش میلیارد دلار از دارایی‌های ایران در کره جنوبی آزاد شدند.
  • احمدرضا جلالی اگرچه هنوز آزاد نشده، اما پرونده او بارها به بخشی از رایزنی‌های دیپلماتیک سوئد و اتحادیه اروپا تبدیل شده است.
  • جلال روح‌الله‌نژاد نیز در متن کشمکش حقوقی میان فرانسه، آمریکا و ایران به تهران بازگشت.

این الگو تنها به زندانیان دوتابعیتی محدود نبوده است. در مقاطع حساس سیاسی، جمهوری اسلامی گاه با کاهش فشار بر برخی زندانیان سیاسی داخلی نیز کوشیده سیگنال‌هایی به خارج بفرستد یا فضای عمومی را تعدیل کند.

در همین چارچوب، مرخصی درمانی و سپس آزادی موقت اخیر نرگس محمدی از سوی برخی تحلیلگران در متن تلاش حکومت برای کاهش فشارهای بین‌المللی ارزیابی شد؛ به‌ویژه آن‌که این تحول همزمان با افزایش فشارهای حقوق بشری غرب و تلاش برای حفظ کانال‌های دیپلماتیک رخ داد. پیش‌تر نیز در برهه‌هایی، چهره‌هایی چون نسرین ستوده یا برخی دیگر از زندانیان سیاسی مشمول مرخصی، آزادی موقت یا تخفیف مجازات شده بودند.

همین سابقه تاریخی باعث شده برخی ناظران آزادی شهاب دلیلی را نیز بخشی از روندی بزرگ‌تر بدانند؛ روندی که شاید هنوز به توافقی علنی نرسیده، اما نشانه‌هایی از کاهش تنش در آن دیده می‌شود.

چند عامل این فرضیه را تقویت می‌کند. نخست آن‌که جمهوری اسلامی در چهار دهه گذشته بارها از پرونده زندانیان دوتابعیتی یا خارجی به‌عنوان اهرم چانه‌زنی استفاده کرده است؛ اتهامی که تهران معمولا آن را رد می‌کند. با این حال، همزمانی مکرر آزادی این زندانیان با مذاکرات دیپلماتیک، تبادل زندانیان یا آزادسازی منابع مالی، این برداشت را تقویت کرده است.

دوم، زمان‌بندی آزادی دلیلی اهمیت دارد. در ماه‌های اخیر گزارش‌هایی از تماس‌های غیرمستقیم تهران و واشینگتن درباره برنامه هسته‌ای، کاهش تنش‌های منطقه‌ای و احتمال نوعی توافق محدود منتشر شده است. در چنین شرایطی، آزادی یک زندانی دارای اقامت آمریکا می‌تواند پیامی نمادین برای نشان دادن آمادگی تهران جهت کاهش تنش باشد.

سوم، مسیر انتقال او نیز معنادار است. انتقال از اوین به ایروان و سپس واشینگتن یادآور الگوهای قبلی تبادل زندانیان است؛ به‌ویژه آن‌که کشورهایی چون عمان، قطر، سوئیس و ارمنستان بارها نقش میانجی را ایفا کرده‌اند.

 

تاریخ تکرار نمی‌شود: خطای بزرگ در مقایسه ایران با آلمان و ژاپن

 

اما در برابر این استدلال‌ها، دلایل مهمی هم وجود دارد که مانع نتیجه‌گیری قطعی می‌شود.

نخست آن‌که تاکنون هیچ مقام رسمی آمریکایی یا ایرانی آزادی دلیلی را به مذاکرات جاری مرتبط نکرده است. برخلاف برخی تبادل‌های پیشین، فعلا نشانه‌ای از آزادسازی پول، تبادل همزمان زندانیان یا توافق علنی دیده نمی‌شود.

دوم، ممکن است آزادی او ناشی از پایان روند قضایی، فشارهای حقوق بشری یا تصمیمی موردی باشد. جمهوری اسلامی در گذشته نیز برخی زندانیان خارجی را بدون توافق بزرگ آزاد کرده است.

سوم، شرایط کنونی با دوره برجام تفاوت دارد. سطح بی‌اعتمادی میان تهران و واشینگتن بسیار بالاتر است و مذاکرات هسته‌ای نیز همچنان شکننده به نظر می‌رسد. در چنین فضایی، ممکن است آزادی یک زندانی صرفا اقدامی محدود برای جلوگیری از تشدید بحران باشد، نه نشانه‌ای از پیشرفت واقعی به سوی توافق.

با این همه، تجربه چهار دهه گذشته نشان می‌دهد که پرونده زندانیان دوتابعیتی در روابط ایران و غرب تقریبا هیچ‌گاه کاملا جدا از دیپلماسی کلان نبوده است. از بحران گروگان‌های دهه ۱۳۶۰ تا آزادی جیسون رضاییان در آستانه اجرای برجام و آزادی نازنین زاغری همزمان با حل اختلاف مالی لندن و تهران، بارها دیده شده که این پرونده‌ها به بخشی از روند اعتمادسازی، معامله سیاسی یا مدیریت بحران تبدیل شده‌اند.

در نتیجه، آزادی شهاب دلیلی را می‌توان دست‌کم «نشانه‌ای نرم» از احتمال تحرکات دیپلماتیک دانست، حتی اگر هنوز شواهد کافی برای اثبات وجود توافقی بزرگ‌تر وجود نداشته باشد. در مقایسه دو احتمال، به نظر می‌رسد فرضیه ارتباط آزادی او با نوعی دیپلماسی پشت‌پرده، با توجه به سابقه تاریخی و زمان‌بندی کنونی، اندکی قوی‌تر از فرضیه «تصمیم صرفا قضایی یا انسانی» باشد. اما فاصله این دو احتمال هنوز آن‌قدر زیاد نیست که بتوان با قطعیت از آغاز مرحله‌ای تازه در مناسبات ایران و آمریکا سخن گفت. شاید تنها در صورتی که طی هفته‌ها و ماه‌های آینده آزادی‌های بیشتری رخ دهد، تبادل‌های تازه انجام شود یا نشانه‌های روشن‌تری از کاهش تنش هسته‌ای پدید آید، بتوان آزادی شهاب دلیلی را یکی از نخستین علائم یک روند بزرگ‌تر تلقی کرد.

 

ایران گروگان سیاست خارجی انزواطلب

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

دیدگاه

زندانیان دوتابعیتی و دیپلماسی پشت‌پرده؛ آزادی شهاب دلیلی چه پیامی دارد؟

آزادی شهاب دلیلی پس از حدود یک دهه زندان در ایران، بار دیگر این پرسش قدیمی را زنده کرده است که آیا آزاد شدن زندانیان دوتابعیتی و یا دارندگان اقامت کشورهای غربی، صرفا تصمیمی قضایی و انسانی است یا بخشی از دیپلماسی پنهان جمهوری اسلامی با دولت‌های خارجی؟