پنجشنبه، ۱۳ فروردین ۱۴۰۵

گزارش

اهداف نامشخص، ادعاهای تکراری، خروج نامعلوم؛ چرا نطق ترامپ ابهام در جنگ را بیشتر کرد؟

تحریریه نیماد – نطق تلویزیونی دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، درباره جنگ ایران، نه‌تنها ابهام‌ها درباره چرایی آغاز درگیری و مسیر پایان آن را کاهش نداد، بلکه به گفته تحلیلگران و واکنش بازارها، بر سطح عدم قطعیت افزود؛ ابهامی که اکنون از بازارهای مالی تا سیاست داخلی آمریکا و ارزیابی‌های بین‌المللی امتداد یافته است.

ترامپ در این سخنرانی اعلام کرد ایالات متحده به «اهداف راهبردی اصلی» خود نزدیک شده است، اما توضیحی درباره ماهیت دقیق این اهداف ارائه نکرد. تحلیلگران می‌گویند همین نبود تعریف روشن، این‌که آیا هدف مهار برنامه هسته‌ای، تغییر رفتار منطقه‌ای یا تغییر رژیم است، ارزیابی وضعیت جنگ را دشوار کرده است.

تناقض در پیام‌ها؛ پایان نزدیک یا ادامه جنگ؟

بازارها به این پیام‌های متناقض واکنش نشان دادند. قیمت نفت با جهشی محسوس بار دیگر به محدوده بالای ۱۰۰ دلار بازگشت و در برخی معاملات به نزدیکی ۱۱۰ دلار رسید، در حالی که بازارهای سهام افت کردند و تقاضا برای دارایی‌های امن افزایش یافت. هم‌زمان، دلار تقویت شد و فشار بر برخی ارزها از جمله پوند افزایش یافت؛ روندی که بازتاب نگرانی از تداوم تنش و اختلال در عرضه انرژی ارزیابی می‌شود. تونی سیکامور، تحلیلگر بازار، گفته است: «بازار انتظار نشانه‌های روشن‌تری از کاهش تنش داشت، اما آنچه دریافت کرد، تداوم عدم قطعیت بود.»

در داخل آمریکا نیز این نطق با واکنش‌های انتقادی روبه‌رو شد. به گزارش سی‌ان‌ان، شماری از قانون‌گذاران—به‌ویژه از حزب دموکرات—آن را اتلاف وقت و فاقد توضیح روشن درباره اهداف جنگ دانسته و نسبت به اختیارات رئیس‌جمهور در آغاز این درگیری ابراز نگرانی کرده‌اند. برخی تحلیلگران نیز هشدار داده‌اند که نبود استراتژی خروج مشخص، خطر کشیده‌شدن آمریکا به یک جنگ فرسایشی را افزایش می‌دهد.

در سطح بین‌المللی، الجزیره این نطق را ترکیبی از پیام‌های متناقض توصیف کرده که از «پایان قریب‌الوقوع» تا «آمادگی برای تشدید حملات و حمله به نیروگاه‌های برق» را در بر می‌گیرد؛ ترکیبی که نشان‌دهنده نبود یک روایت منسجم از اهداف جنگ است. این رسانه همچنین گزارش داده که در خارج از آمریکا، این سخنان بیش از آن‌که نشانه پایان جنگ تلقی شود، به‌عنوان علامتی از تداوم بی‌ثباتی در منطقه خوانده شده است.

تنگه هرمز: به ما ربطی ندارد!

یکی از محورهای اصلی واکنش‌ها، موضع ترامپ درباره تنگه هرمز بوده است. او در سخنان خود از مسئولیت مستقیم آمریکا برای بازگشایی این گذرگاه حیاتی فاصله گرفت و نقش بیشتری برای دیگر کشورها قائل شد؛ موضعی که پیش‌تر نیز در شبکه اجتماعی خود مطرح کرده بود. ترامپ در عین حال مدعی شد این تنگه با پایان جنگ «خودبه‌خود» باز خواهد شد. این در حالی است که اختلال در این مسیر—که بخش قابل توجهی از نفت جهان از آن عبور می‌کند—هم‌زمان با آغاز حملات شکل گرفت و پیامدهای اقتصادی آن، از جمله فشار بر بازارهای انرژی و زنجیره تأمین، به‌سرعت جهانی شد. ترامپ بدون اشاره به نقش حملات اسرائیل و آمریکا در ایجاد اختلال در تنگه هرمز، اضافه کرد که ایالات متحده نفت فراوان دارد و چندان از بسته شدن تنگه متضرر نمی‌شود و کشورهای دیگر اگر می‌خواهند، خود دست به اقدام بزنند و تنگه را «در اختیار بگیرند».

تغییر رژیم؛ «هدف ما نبود»

در بعد سیاسی، ابهام در موضع واشینگتن درباره «تغییر رژیم» نیز برجسته است. او در حالی که بیش‌تر از «کمک در راه» سخن گفته بود و جنگ را فرصتی استثنایی برای تغییر رژیم در ایران می‌دانست، حال تغییر رژیم را جز اهداف نمی‌داند و تمرکز ایالات متحده را بر تضعیف توان نظامی و هسته‌ای ایران اعلام کرده است. ترامپ در گفته‌های دیشب خود، که به نظر می‌رسد در پاسخ به فشارها درباره سرنوشت تغییر رژیم در جنگ با ایران باشد، مجددا تکرار کرد که این تغییر اتفاق افتاده و ایالات متحده اکنون با رهبرانی «میانه‌رو‌تر» طرف است. به نظر می‌رسد آقای ترامپ کشتن رهبران و فرماندهان ارشد نظامی ایران را به معنای تغییر رژیم در ایران می‌داند. این صحبت‌ها با واکنش‌های بسیاری نزد ایرانیان در شبکه‌های مجازی مواجه شده و به نگرانی‌ها از پیادمدهای این جنگ برای سیاست داخلی ایران افزوده است.

فکت‌چک؛ ادعاها تا چه حد قابل اتکاست؟

تحلیل‌هایی که در پوشش‌های رسانه‌ای از سخنرانی ترامپ منعکس شده، مجموعه‌ای از پرسش‌های کلیدی را مطرح می‌کنند: هدف نهایی این جنگ چیست، چه شرایطی پایان آن را تعیین می‌کند، و آیا برنامه‌ای مشخص برای جلوگیری از گسترش درگیری وجود دارد یا نه؛ پرسش‌هایی که همچنان بی‌پاسخ مانده‌اند.

ترامپ همچنین مدعی شد ایالات متحده می‌تواند اختلالات بازار انرژی را جبران کند، اما برخی کارشناسان این ارزیابی را خوش‌بینانه دانسته و به محدودیت‌های عملی در بازار جهانی انرژی اشاره کرده‌اند.

یکی از بحث‌برانگیزترین بخش‌های این نطق، اظهارات ترامپ درباره ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران بود. او اعلام کرد که نگرانی خاصی درباره سرنوشت این ذخایر ندارد و می‌توان آنها را تحت نظارت قرار داد؛ موضعی که به‌گفته تحلیل‌گران، با یکی از اصلی‌ترین توجیه‌های اعلام‌شده برای آغاز جنگ در تناقض قرار می‌گیرد.

در نهایت، اگرچه ترامپ از پایان نزدیک جنگ سخن گفت، هم‌زمان احتمال ادامه و حتی تشدید حملات را نیز مطرح کرد؛ دوگانه‌ای که باعث شده برخی تحلیلگران این اظهارات را بخشی از یک استراتژی فشار بدانند، نه نشانه‌ای از پایان درگیری.

لحن و ادبیات؛ بازتابی فراتر از سیاست

لحن نطق دونالد ترامپ نیز بخشی از واکنش‌ها را به خود اختصاص داده است. استفاده دوباره از عباراتی مانند تهدید به «بازگرداندن ایران به عصر حجر» به‌عنوان نمونه‌ای از ادبیات تشدیدکننده تنش مورد توجه قرار گرفته است.

کاربران فارسی‌زبان در شبکه‌های اجتماعی نیز به این عبارت آقای ترامپ واکنش نشان دادند و آن را تحقیرکننده دانستند. برخی نیز آن را در مقابل ادعای پیشین آقای ترامپ، یعنی «بازگشت ایران به دوران پرشکوه گذشته» قرار داده‌اند. به نظر می‌ٰسد کم‌رنگ شدن تفکیک میان حکومت و مردم ایران در سخنان ترامپ و استفاده از واژگانی نظیر «مردم»، «ملت» و «آن‌ها» برای تحقیر ایران بر افکار عمومی ایران و نحوه دریافت پیام‌های سیاسی آمریکا تأثیر جدی گذاشته است.

جمع‌بندی

نطق ترامپ با وجود تأکید بر پیشرفت نظامی، نه‌تنها به پرسش‌های موجود پاسخ نداد، بلکه بر تعداد آن‌ها افزود. واکنش بازارها، انتقادهای داخلی در آمریکا و ارزیابی‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که مسئله اصلی اکنون فقط ادامه جنگ نیست، بلکه نبود تصویری روشن از منطق آغاز آن، اهداف نهایی و مسیر پایان آن است.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

استراتژیست سابق ترامپ: با ایران کاری را خواهیم کرد که اسکندر کرد

پس از آنکه دونالد ترامپ گفت محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، چاپلوسی او را کرده، استیو بنون، استراتژیست سابق او، نیز از رهبران خلیج فارس خواست که فرزندانشان را برای جنگ با ایران گسیل کنند تا همان سرنوشتی برای ایران رقم بخورد که حمله اسکندر مقدونی رقم زد.

گزارش

اهداف نامشخص، ادعاهای تکراری، خروج نامعلوم؛ چرا نطق ترامپ ابهام در جنگ را بیشتر کرد؟

نطق دونالد ترامپ درباره جنگ ایران، با وجود تأکید بر نزدیک بودن اهداف راهبردی، نتوانست تصویر روشنی از ماهیت این اهداف یا مسیر پایان جنگ ارائه دهد. واکنش بازارها، انتقادهای داخلی در آمریکا و تحلیل‌های بین‌المللی نشان می‌دهد که ابهام در منطق آغاز و پایان این جنگ همچنان پابرجاست.