روزنامه بریتانیایی گاردین در سرمقالهای با استقبال از توافق ایران و آمریکا برای توقف ۶۰ روزه درگیریها، تأکید کرده است که هرچند دیپلماسی، حتی اگر از سر مصلحت و محاسبه باشد، بر جنگ ترجیح دارد، اما دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، حق ندارد آن را به عنوان پیروزی خود جا بزند.
به نوشته این روزنامه، رئیسجمهور آمریکا پس از «جنگی غیرقانونی» که خود آغازگر آن بود، اکنون تنها موفق شده وقفهای موقت در بحران ایجاد کند؛ جنگی که به اهداف اعلامشده خود دست نیافت، بلکه صرفا خسارات گستردهای به ایران وارد کرد، بیثباتی را به لبنان کشاند و بازارهای جهانی انرژی و کود شیمیایی را دچار آشفتگی کرد؛ پیامدهایی که فشار اقتصادی بیشتری بر زندگی میلیونها نفر در سراسر جهان وارد کرده است.
گاردین معتقد است، «کارزاری که قرار بود قدرت نظامی آمریکا را به نمایش بگذارد، احتمالا در تاریخ بیشتر به عنوان نمادی از محدودیتهای این قدرت ثبت خواهد شد.»
این سرمقاله عنوان میکند که توافق با ایران بدون تردید از ادامه جنگ بهتر است، اما ترامپ در حالی از آن به عنوان یک دستاورد بزرگ یاد میکند که خود، همراه با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، از عوامل اصلی شکلگیری بحران کنونی بودهاند. از نگاه نویسندگان، موفقیت واقعی نه در بازگشایی تنگه هرمز، بلکه در دستیابی به توافقی قابل راستیآزمایی درباره برنامه هستهای ایران و جلوگیری از شعلهور شدن دوباره تنشها خواهد بود.
گاردین هشدار میدهد اگر مذاکرات در دو ماه آینده به نتیجه نرسد، پیامدهای جنگ فراتر از منطقه خواهد رفت و این تصور را در میان کشورهای عربی خلیج فارس، معاملهگران نفت و برنامهریزان نظامی تقویت خواهد کرد که ایران همچنان توانایی ایجاد اختلال جدی در اقتصاد جهانی را از طریق تنگه هرمز حفظ کرده است.
به باور این روزنامه، این بحران ممکن است بعدها به عنوان یکی از «نشانههای افول نفوذ راهبردی آمریکا» مورد استناد قرار گیرد، چرا که شکاف میان توان نظامی واشینگتن و قدرت آن در مدیریت سیاسی تحولات را آشکار کرده است. از همین رو، ترامپ تلاش میکند وضعیت ایران را به عنوان عقبنشینی و تسلیم معرفی کند، در حالی که تهران روایت متفاوتی دارد و خواهان دریافت غرامت، کاهش تحریمها و به رسمیت شناخته شدن اهرم فشار خود بر تنگه هرمز است.
گاردین همچنین به گزارشهایی درباره پیشنویسهای درز کرده توافق اشاره میکند که نشاندهنده اختلاف برداشت دو طرف است. بر اساس روایت مقامهای آمریکایی، آزادسازی داراییهای بلوکهشده ایران و کاهش محدودیتهای تجاری منوط به پایبندی تهران به تعهداتش خواهد بود. اما منابع ایرانی میگویند متن اولیه توافق شامل معافیتهای نفتی، آزادسازی بخشی از منابع مالی مسدودشده و توقف درگیریها در همه جبههها، از جمله لبنان، است.
از دید این روزنامه، نخستین آزمون ترامپ نه اعلام توافق، بلکه توانایی او در واداشتن متحدان آمریکا، به ویژه اسرائیل، به اجرای آن خواهد بود. مخالفتهایی که از داخل کابینه اسرائیل گزارش شده و نیز ادامه حملات پهپادی در مناطق تحت اشغال اسرائیل در لبنان، نشانههایی از عدم پایبندی تلآویو نسبت به روند صلح ارزیابی شده است.
گاردین در ادامه یادآور میشود که ترامپ اکنون بر سر برنامه هستهای ایران مذاکره میکند؛ برنامهای که پیشتر در چارچوب توافق سال ۲۰۱۵ مهار شده بود، اما او در دوره نخست ریاستجمهوری خود از آن خارج شد. به نوشته این روزنامه، آن توافق توانسته بود ذخایر اورانیوم ایران را به میزان چشمگیری کاهش دهد، سطح غنیسازی را محدود کند، نظارتهای بینالمللی را برقرار سازد و در مقابل بخشی از تحریمها را رفع کند؛ آن هم بدون وقوع جنگ.
سرمقاله میافزاید که اکنون ترامپ پس از جنگی پرهزینه که هزاران غیرنظامی را قربانی کرده و آسیبپذیری آمریکا را آشکار ساخته، در پی دستیابی به توافقی مشابه است. نویسندگان حتی مدعیاند که ایران پیش از وقوع این جنگ پیشنهادهایی با شرایط مطلوبتر ارائه کرده بود، اما ترامپ با امید به کسب امتیازات بیشتر از طریق فشار نظامی، در نهایت به نتایجی محدودتر رسیده است.
در بخش پایانی، گاردین به مصاحبه ترامپ با روزنامه نیویورک تایمز در هشتادمین سالروز تولدش اشاره میکند؛ جایی که او مدعی شده ایران را وادار به عقبنشینی هستهای کرده و آمریکا را به «نگهبان مزدبگیر» امنیت خلیج فارس تبدیل کرده است.
در مقابل، از نگاه ایران، تحولات اخیر نشان داده است که حذف این کشور از معادلات امنیتی خاورمیانه هزینه سنگینی برای طرفهای مقابل دارد و بازگشایی تنگه هرمز امتیازی است که واشینگتن برای آن باید بهایی بپردازد.
گاردین نتیجه میگیرد که فاصله میان این دو روایت، یعنی ادعای پیروزی آمریکا و برداشت ایران از افزایش قدرت چانهزنی خود، میتواند زمینهساز بحران بعدی در روابط دو کشور باشد.







