سه‌شنبه، ۹ تیر ۱۴۰۵

سرمقاله

هراس از تکثیرِ «کنسرت فرضی»

تصویری از کنسرت فرضی کاروانسرا با آواز پرستو احمدی

تحریریه نیماد – پرستو احمدی خواننده کنسرت فرضی کاروانسرا به ظاهر با یک حکم قضایی روبه‌رو شده است، حکمی که در فضای پساجنگ نمی‌تواند صرفا معطوف به «یک اجرای بی‌مجوز» باشد.

لا‌اقل متن رأی صادر شده فاقد چنین تصویری است. تأکید چندباره بر «بازنشر»، «فضای مجازی»، «اثرگذاری اجتماعی» و «افکار عمومی» نشان می‌دهد قوه قضائیه همچنان نگران پیامدهای نمادین «کنسرت فرضی» است، کنسرتی که همچون انتخاب هوشمندانه نامش در برابر سیاست کنترل عرصه عمومی و کنشگری زنان قد علم کرده است.

با نگاهی به استدلالی که محمد شیری، رئیس شعبه ۱۲۲ دادگاه کیفری دو شهرستان قم برای صدور رأی در نظر گرفته است، متوجه می‌شوید او بیشتر نگران گسترش یک الگوی اجتماعی است تا یک اجرای غیر مجاز.

شدت مجازات در نظر گرفته شده مانند ۷۴ ضربه شلاق، ممنوعیت فعالیت هنری و ممنوعیت خروج از ایران، ظاهرا در راستای ارسال پیامی است به زنانی که با اعتراض‌های موسوم به «زن-زندگی-آزادی» سنگر حجاب را تا اندازه زیادی عقب رانده‌اند و حکومت را به مدارایی ناخواسته و از سر اجبار واداشته‌اند.

اندکی بیش از دو دهه پیش، تهران با پدیده‌ای به نام «دی‌جی مریم» روبه‌رو شد؛ خواننده‌ای که در روزگار لوح‌های فشرده (CD)، آلبومش دست‌به‌دست می‌شد و نامش بر سر زبان‌ها افتاده بود. او که از جنوب تهران و از بستری مذهبی برخاسته بود، در دورانی فعالیت می‌کرد که هنوز شبکه‌های اجتماعی به قدرت امروز نرسیده بودند. همین باعث شد داستان‌سرایی‌ها پیرامون او بیش از آنکه بر حضور عمومی‌اش استوار باشد، در محدوده شایعاتی چون دستگیری، تکذیب، ادعای سرقت ترانه‌هایش و تأکیدش بر اینکه «فقط برای زنان می‌خواند» شکل بگیرد.

اما این بار، قابی که مخاطبان با آن مواجه شدند، دیگر صرفا بر صدا استوار نبود؛ بلکه خودِ کنشگر در مرکز توجه قرار داشت. این چیدمان تازه، آواز را از یک اجرای موسیقایی فراتر برد و آن را به بخشی از یک رویداد اجتماعی تبدیل کرد.

دادگاه عملا فضای برخط (آنلاین) را بخشی از عنصر جرم تلقی کرده و نگرانی را به سمت شکست انحصار رسانه‌ای و امکان دیده شدن خارج از چارچوب‌های رسمی برده است.

به نظر می‌رسد که رابطه «زن و قدرت» در دوران پساجنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران، حکومت را به تقلای بیشتر برای حفظ نظم سیاسی و ایدئولوژیک مورد نظرش سوق داده است تا سنگرهای دیگر اجتماعی حضور زنان را که هویت خود می‌داند از دست ندهد.

برای مثال گوگوش خواننده جریان‌ساز موسیقی نوین ایران در گفت‌وگوهایش اجرای کنسرت فرضی کاروانسرا را کنار اجرایی می‌گذارد که قمرالملوک وزیری در گراند هتل قرار می‌دهد. اگر چه در یک دورنما، محور هر دو اتفاق دو هنرمند زن هستند، اما بافت اجتماعی حضورشان همگن نیست. قمرالملوک وزیری بر یک جامعه سنتی و پدرسالاری شورید که زنانش ریگ در دهان می‌گذاشتند تا مردان بیگانه صدایشان را نشنوند. اما پرستو احمدی در برابر «جزم‌اندیشی حکومت دینی» در ایران قد برافراشته است.

اما آنچه می‌تواند این سیاست را با پیامدهای ناخواسته مواجه کند، نگاه امنیتی حکومت به آواز خواندن زنان است؛ نگاهی که ممکن است زنان را به سمت راهبردهایی برای بقا سوق دهد. حاصل چنین وضعیتی می‌تواند از یک سو، شکل‌گیری گونه‌ای از کنشگری نمایشی برای جلب توجه افکار عمومی باشد و از سوی دیگر، تولید و انتشار آثاری که صرفا برای عبور از فیلترهای امنیتی و با کمترین حساسیت سیاسی طراحی شده‌اند.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

ققنوسی برخاسته از خاکستر

این خواهرانگی است که به موجودیت کسی مثل ترانه هویت می‌بخشد. اوست که به ما می‌گوید مردم به معنای درست و دقیق کلمه مردم چه کسانی هستند. مردمی که فراموش شده‌اند یا لااقل امید حکومت توتالیتر ایران به این است که آنها فراموش شوند.

سرمقاله

هراس از تکثیرِ «کنسرت فرضی»

پرستو احمدی خواننده کنسرت فرضی کاروانسرا با یک حکم قضایی روبه‌رو شده، حکمی که در فضای پساجنگ نمی‌تواند صرفا معطوف به «یک اجرای بی‌مجوز» باشد. لا‌اقل متن رأی صادر شده فاقد چنین تصویری است.