روزنامه گاردین در گزارشی تحقیقی از طحنون بن زاید آل نهیان، برادر رئیس امارات متحده عربی، به عنوان یکی از بازیگران دیپلماسی پنهان پیرامون جنگ ایالات متحده با ایران نام برده و نوشته که او اوایل تابستان گذشته با هدف حفاظت از مراکز دادههای هوش مصنوعی در امارات متحده عربی با مقامات ایرانی به توافقی برای آزادسازی میلیاردها دلار پول بلوکهشده کشور دست یافت.
گزارش این رسانه بر زندگی و فعالیتهای دور از انظار طحنون بن زاید آل نهیان تمرکز میکند و از امپراتوری اقتصادی که او بر آن نظارت دارد پرده میبردارد، امپراتوری که برآورد میشود «حدود ۱.۵ تریلیون دلار ارزش داشته باشد، به بزرگی کل تولید اقتصادی اندونزی یا ترکیه.»
این امپراتوری بزرگترین نهاد ثروت ملی امارات متحده عربی را در اختیار دارد و از جمله شامل «بانک فرست ابوظبی» میشود که بزرگترین وامدهنده آن است، و همچنین صندوق «آلترا» که بزرگترین صندوق سرمایهگذاری اقلیمی در جهان محسوب میشود.
به نوشته گاردین، طحنون تنها در بریتانیا، کنترل بسیاری از شرکتهای خدمات درمانی و غولهای املاک و مستغلات را در اختیار دارد و بر نهادهایی مانند «تیمز واتر» که بزرگترین شرکت آب بریتانیاست، تسلط یافته.
اما طبق این گزارش، آنچه شیخ طحنون را در رابطه با جنگ ایالات متحده به ایران واداشت، سرمایهگذاریهای سنگین او در حوزه هوش مصنوعی بود که با وقوع جنگ، به خطر افتاده بود.
بازی مهار ایران و تلاش برای نجات زیرساختها
گاردین مینویسد که در شب حمله ایالات متحده و اسرائیل به ایران، شیخ طحنون ریاست جلسه هیئت مدیره صندوق سرمایهگذاری هوش مصنوعی جی ۴۲ را بر عهده داشت. فردایش، «آسمان ساحل ابوظبی با درخشش موشکهای آمریکایی و اسرائیلی که از فراز خلیج فارس میگذشتند، روشن شد و این آغاز جنگ با ایران بود.»
به نوشته این رسانه، «یکی از اولین اقدامات تلافیجویانه تهران، بمباران دو مرکز داده هوش مصنوعی در امارات بود. حکومت ایران چند روز بعد فهرستی رسمی از آنچه که اهداف نظامی “مشروع” میدانست، منتشر کرد که شامل دفاتر شرکتهای فناوری آمریکایی مانند آمازون، گوگل و مایکروسافت در امارات متحده عربی نیز میشد. روزنامهنگاران غربی گمانهزنی کردند که این میتواند پایان رویاهای طحنون هوش مصنوعی در حوزه هوش مصنوعی باشد، بهطوری که روزنامه فایننشال تایمز تیتر زد که چرا ما فکر میکردیم تاسیس مراکز داده در خلیج فارس ایده خوبی است.»
گاردین سپس با استناد به یکی از گزارشهای رویترز میافزاید که طی ماههای بعد، طحنون در نقاط مختلف خاورمیانه در رفت و آمد بود و دیپلماسی پنهانی را پیش میبرد و در این راستا از مقامات ارشد سپاه پاسداران ایران در مهمانخانهاش در ابوظبی میزبانی کرد. او تا اواسط ژوئن توافقی را امضا کرد که میلیاردها دلار در اختیار دولت ایران میگذاشت تا در ازایش حملات ایران به امارات شود.
چند هفته بعد، در همان روزی که ترامپ اعلام کرد آتشبس ایالات متحده با ایران «پایان یافته» است، وزارت بازرگانی ایالات متحده بیسروصدا تأیید کرد که آخرین محدودیتهای فروش تراشههای پیشرفته هوش مصنوعی به ابوظبی را لغو میکند.
وقتی هوش مصنوعی با ابزارهای امنیتی پیوند میخورد
سرمایهگذاریهای شیخ طحنون در حوزه هوش مصنوعی به خودی خود فراز مهم گزارش گاردین است. به نوشته این رسانه، هوش مصنوعی اساسا دارایی ایدهآلی برای امپراتوریِ طحنون به شمار میرود. او باور دارد که هوش مصنوعی به عنوان کالای اصلی جهان و تعیینکنندهی نهایی قدرت جهانی جایگزین نفت خواهد شد و اکنون زمان تسلط بر آن فرا رسیده است. هدف شیخ طحنون برای تبدیل امارات به یک ابرقدرتِ هوش مصنوعی، تحقق بخشی از مأموریت تاریخی خانوادهاش برای بهبود وضعیت مردم امارات است، اما مسئله انباشت قدرت در دست اوست، چهرهای که گاردین در گزارش خود از وی به عنوان ابر جاسوس نام میبرد و اکنون سمت مشاور امنیت ملی امارات را بر عهده دارد.
گاردین مینویسد، شرکت هوش مصنوعی جی ۴۲ که شیخ طحنون بهراه انداخته،برخلاف همتایان خود در «سیلیکون ولی» آمریکا، از دلِ دستگاه اطلاعاتی امنیتی امارات روییده است؛ مارک زاکربرگ، سام التمن و ایلان ماسک همگی از رهبران بسیار با نفوذ در حوزه هوش مصنوعی هستند، اما هیچکدام آنها بهطور همزمان سازمان سیآیای را اداره نمیکنند.
یکی از نخستین محصولات عمومی جی ۴۲ هم یک اپلیکیشن پیامرسان محبوب به نام «توتوک» بود که بعدها روزنامه نیویورک تایمز فاش کرد ابزار جاسوسی است، و برای «ردیابی تکتک مکالمات، حرکات، روابط، قرار ملاقاتها، صداها و تصاویر کسانی که آن را روی گوشیهای خود نصب میکنند» طراحی شده.
گاردین سپس با طرح سوالی تلاش میکند مخاطب را متوجه مخاطرات ماجرا کند: «آیا واقعا مهم نیست که بخشهای قابلتوجهی از زیرساختهای هوش مصنوعی ما در دستان مردی قرار داشته باشد که تمام ابزارهای یک دولت پلیسی را در اختیار دارد؟»
ماشین سرکوب در داخل و خارج
این رسانه یادآوری میکند که در امارات متحده عربی، «احزاب سیاسی وجود ندارند، اتحادیههای کارگری و اعتصابات کارگری ممنوع هستند، و اعتراضات و توهین به مقامات با مجازات سریع مواجه میشوند. کارگران مهاجر، که اکثریت قریب به اتفاق ساکنان این کشور را تشکیل میدهند، در وضعیتی از ناامنیِ قانونی نگه داشته میشوند و هر ساله هزاران مورد مرگ و میر در میان آنها رخ میدهد که سازمانهای حقوق بشری آن را به تنش گرمایی، حوادث ساختمانی و سایر شرایط نامناسب کاری نسبت میدهند.»
اما مسئله به باور گاردین، تنها به سرکوب داخلی محدود نیست، بلکه قلمرو ابوظبی فراتر از مرزهای امارات، شامل شبکهای وسیع از بندرها، شرکای امنیتی، رژیمهای دستنشانده و جریانهای مالی است که دریای سرخ و بخشهای عظیمی از شمال، شرق و مرکز آفریقا را در بر میگیرد. ابوظبی با ابزارهای خود توانسته است طی این سالها هر جنبش دموکراتیکی را که در حوزه نفوذ امارات بوده و تهدیدی علیه منافع آل نهیان یا متحدانشان محسوب میشده است، به شکل وحشیانه سرکوب بکند.
این رسانه سپس فهرستی از مثالها را میآورد: «امارات در مصر به حفظ دیکتاتوری نظامی عبدالفتاح السیسی کمک کرده است؛ دیکتاتوریای که سلاحهای خود را به سوی هزاران معترض نشانه رفته. در یمن، لیبی و اتیوپی، شبهنظامیان را مسلح کرده و به خشونت دولتی علیه غیرنظامیان دامن زده است. امارات در سودان به دست داشتن در نسلکشی متهم شده است. ابوظبی همچنین ابزارهای هوش مصنوعی را به عنوان بخشی از یک کمپین اطلاعات نادرستِ پیچیده برای بیاعتبار کردن سازمان ملل به کار گرفته است. چندین مخالفِ تحت تعقیبِ دیکتاتوریهای دیگر، از ایران گرفته تا عربستان سعودی و رواندا، نیز هنگام عبور از فرودگاه دبی ربوده شده و پیش از آنکه اماراتیها آنها را به سرویسهای امنیتی کشور زادگاهشان «تحویل» دهند، بازداشت شدهاند.»
پروژه راون: پیوند اپراتورهای آمریکایی با ماشین سرکوب امارات
یکی از بخشهای این گزارش که به سویههای تاریک تشکیلات اطلاعاتی امارات میپردازد، پروژه راون است. به نوشته گاردین، این پروژه ابتدا به عنوان چرخدندهای حیاتی در «جنگ علیه تروریسم» معرفی شده بود، اما در نهایت به عملیات شنود دیجیتال گسترده و فراگیری تبدیل شد که نه تنها اماراتیهای متهم به تروریسم، بلکه بسیاری دیگر را که صرفا مشکوک به مخالفت با دیکتاتوری امارات بودند، هدف قرار داد.
این پروژه اگرچه از نظر فنی اماراتی بود، اما بخش عمدهای از تیم ادارهکننده پروژه راون را جاسوسان سابق آژانس امنیت ملی ایالات متحده، پیمانکاران واشینگتن و کهنهسربازان ارشد کاخ سفید تشکیل میدادند. ریچارد کلارک، از مسئولان پیشین ضدتروریسم آمریکا که به ابوظبی نقل مکان کرده بود تا این واحد را راهاندازی کند، بعدها اصرار داشت که انگیزه این کار کمک به مبارزه با تروریسم بوده است.
گاردین مینویسد که با این حال، تا سال ۲۰۱۱ و با شعلهور شدن قیامهای ضددولتی در سراسر جهان عرب، تمرکز اصلی و واقعی این پروژه آشکار شد. پس از آنکه گروهی از قضات، وکلا و روزنامهنگاران برجسته اماراتی خواستار اصلاحات دموکراتیک شدند، پاسخ دولت سرکوب آنها بود؛ طی دو سال آینده اکثریتشان دستگیر شدند، بهطوری که دهها تن از آنان همچنان در زندان به سر میبرند. خاندان آل نهیان که از احتمال سرایت اعتراضات نگران بودند، حتی یک نیروی شبهنظامی از مزدوران خارجی را بسیج کردند و منابع هنگفتی را به عملیات هک دیجیتال تزریق نمودند.
گاردین یادآوری میکند همانطور که کارشناسان حقوق بشری اشاره میکنند، ساختار امنیت داخلی امارات حفظ مطلق رژیم و قدرتطلبی خاندان حاکم را بر هر چیز دیگری مقدم میشمارد؛ ساختاری که امروز زیر چتر مدیریت طحنون بن زاید، تسلط بر زیرساختهای هوش مصنوعی جهان را هدف قرار داده است.








