درگذشت فواد شمس، فعال مدنی و تحلیلگر رسانهای، که با خودکشی به زندگی خود در ۳۹ سالگی پایان داد، به بازنشر نوشتهای خصوصی و احتمالا قدیمی از او منجر شده که در آن شرح میدهد طی حدود دو دهه به دلیل دیدگاهها و فعالیتهای سیاسیاش با انواع موانع بر سر ادامه تحصیل و استخدام مواجه شده است.
همچنین ویدیویی در شبکههای اجتماعی منتشر شده است که نشان میدهد او در میانه جنگ ۱۲ روزه که با حمله غافلگیرکننده اسرائیل به ایران آغاز شد، با در دست گرفتن پرچم ایران در تجمعی که در تهران برگزار شده بود، سرود «ای ایران ای مرز پر گهر» را میخواند.
نزدیکان فواد شمس روز چهارشنبه ۲۱ آبان از خودکشی و مرگ او خبر دادند، رخدادی که اجازه نداد او چهل سالگی را تجربه کند.
فواد شمس دارای مدرک کارشناسی ارشد در رشته «جغرافیا و برنامهریزی» از دانشگاه تهران بود، چهرهای که اگرچه منتقد سیاستهای جمهوری اسلامی در عرصههای اقتصادی و اجتماعی بود، اما طی سالها موضعگیریهای شدیدی در برابر تحریم ایران و مداخله خارجی داشت.
یادداشتی که به دنبال خودکشی او در فضای مجازی دست به دست میشود در یک گروه خصوصی تلگرامی نوشته شده است و او در آن تجربه مواجهه خود با سدهای امنیتی متعددی را شرح میدهد که مانع ادامه تحصیل و استخدام وی به خاطر گرایشهای سیاسیاش شده بودند. زمان نگارش این یادداشت برای رسانه نیماد مشخص نیست و نیماد از دلایل خودکشی فواد شمس آگاه نیست.
آقای شمس در این یادداشت مینویسد: «سیستم جوری طراحی شده که صرفا افراد بله قربانگو میخواهد و متاسفانه افراد صادق وطندوست و کارآمد را حذف میکنند… من دستکم ۲۰ سال است که درگیر این موضوع هستم و کلی انرژی و اعصاب و روانم مخدوش شده. زندگی خانوادگیام مخدوش شده. اهل سروصدا هم نبودم.»
او در ادامه بیان میکند که یک بار دوره کارشناسی از دانشگاه اخراج شده و دوباره کنکور داده و با رتبه بهتر قبول شده و حتی توانسته در پایان مقطع کارشناسی جزو ۳ رتبه برتر باشد، اما باز در ادامه مسیر به سدهای متعدد برخورده است: «بر اساس قانون استعدادهای درخشان بدون کنکور میتوانستم دوره ارشد همان رشته بروم، [اما] اجازه ندادند. کنکور ارشد دادم و رتبه ۴ شدم، اما باز ستارهدار شدم و محروم از تحصیل. سال ۹۲ به لطف آقای [رضا] فرجی دانا [وزیر وقت علوم] که سر همین موضوع استیضاح شد اجازه یافتم برگردم دانشگاه اما بهم گفتند باید دوره شبانه ثبتنام کنی. خواستم اعتراض کنم بگویم حق من روزانه است، اما پدر مرحومم چون با تجربه بود گفت همین فرصت اندک را هم از دست نده. شبانه ثبتنام کردم.»
ماجرا اما به همین جا محدود نمیماند. فواد شمس در ادمه میگوید: «سال ۹۷ دوباره کنکور دکترا دادم. همان زمان هم کرج هم تهران وزارت اطلاعات من را احضار کرد و بهم فهماند که احتمالا اجازه تحصیل ندارم. منم رها کردم. رفتم سرکار. حدود ۷ سال به صورت شرکتی در شهرداری کرج مشغول به کار بودم و بارها و بارها همین اندک آب باریکه را هم رویم بستند… همین چند وقت پیش نامه دادند بهم از گزینش شهرداری کرج که صلاحیت عمومی نداری… حالا باز ببینیم چه میشود شاید خدا بزرگ باشد و لااقل همین شرکتی بودن را از دست ندهم.»
شمس سپس این پرسش را مطرح میکند که «در چنین شرایطی آیا انگیزه و توان و روحیه برای من میماند که کار مفیدی برای کشورم بکنم؟»
او در نهایت مینویسد: «به هر صورت من که شخصا تسلیم شدهام. واقعا بدون هیچ اغراقی هیچ امیدی ندارم و تسلیم شدهام و خودم را به دست خدا سپردهام. بالاخره اسم من فواد است و پدر و مادر و پدر بزرگم اسم من را از قرآن انتخاب کردند آدم جانماز آب بکشی هم نیستم. اما دیگر در چنین شرایطی خودم را به همان خدا و قرآناش سپردهام و امیدی به هیچ کس ندارم.»
فواد شمس سه روز قبل از خودکشی در شبکه اجتماعی ایکس نوشته بود: «در آستانه چهل سالگی باید رها کنم. آخرین چیزها را هم رها کردم. آخرین نخها را هم خودم بریدم.امیدوارم این پوستین زندگی نیز من را رها کند. احتمالا در خود چهل سالگی تمام میشود.»
رسانه نیماد توصیه اکید میکند که اگر هر کدام از مخاطبان این گزارش درگیر افکار خودکشی و پایان دادن به زندگی خود هستند، حتما با دوستان و نزدیکان خود و مشاور صحبت کنند.







