نشریه اکونومیست که گزارشگرانش بهتازگی از تهران بازدید کردهاند، نوشت که برخلاف تصور عمومی مبنی بر انزوای رهبران ایران پس از یک سال سخت و حملات اسرائیل و ایالات متحده، آنها اکنون مشتاق به گشودن درهای تعامل با جهان هستند.
حملات هوایی ۱۲ روزه اسرائیل در اواخر، که با تایید و همراهی ایالات متحده انجام گرفت،تاسیسات هستهای ایران را از بین برد و برنامه غنیسازی اورانیوم آن را متوقف کرد. این حملات همچنین تلفات زیادی در میان افسران ارشد نظامی و فیزیکدانان هستهای ایران بر جای گذاشت و به جز آن به کشته شدن صدها غیرنظامی در کشور انجامید.
اکونومیست مینویسد که زخمهای ناشی از جنگ همچنان در شهر قابل مشاهده است، اما با وجود این، رهبران ایران بهنظر میرسد خواهان تعامل هستند.
عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در مصاحبه با اکونومیست خواستار ازسرگیری مذاکرات با استیو ویتکوف، فرستاده آمریکا، شده است. وی ادعا میکند که مذاکرات درباره غنیسازی صلحآمیز اورانیوم، درست پیش از آغاز حملات موشکی، در شرف به ثمر رسیدن بود.
این رسانه مینویسد، یک توافق احتمالی میتواند شامل پیشنهادی باشد که به ناظران خارجی، حتی آمریکاییها، اجازه دهد بر غنیسازی صلحآمیز در خاک ایران نظارت کنند. در همین راستا، گمان میرود محمد بن سلمان، رهبر واقعی عربستان سعودی، نیز در سفر خود به واشنگتن، پیام مشابهی را از جانب ایران به دونالد ترامپ منتقل داده باشد.
ارزیابی ریسکها و فرصتها از دید غرب
اکونومیست در ادامه عنوان میکند که تحلیلگران بدبین، این اقدام ایران را صرفا نوعی دوروئی از جانب حکومتی با سوابق بد میدانند. به باور آنها، هدف بلافصل ایران این است که زمان لازم برای بازیابی ذخایر موشکهای متعارف مؤثر خود را به دست آورد، چرا که نگرانی تهران این است که حملات اسرائیل پیش از انتخابات سال آینده بنیامین نتانیاهو از سر گرفته شود.
این نشریه با بیان اینکه برخی تحلیلگران خطر را بزرگتر میبینند، مدعی نظرسنجیهایی شد که نشان میدهد مردم عادی ایران به طور فزایندهای خواستار دستیابی ایران به بمب هستهای هستند، بنابراین این نگرانی وجود دارد که دانشمندان و کارشناسان تسلیحاتی از سایتهای غنیسازی پنهان استفاده کرده و با استفاده از مذاکرات به عنوان پوشش، به سمت تولید بمب هستهای بروند.
عباس عراقچی اما در واکنش به این نگرانیها، هر گونه تلاش برای دستیابی ایران به سلاح هستهای را غیرممکن خوانده و میگوید که تمام ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا زیر آوار ناشی از بمبارانهای آمریکا مدفون هستند.
شکاکان میگویند که مذاکرات با ایران ریسکهایی به همراه دارد، اما اکونومیست مینویسد فرصتهای از دست رفته نیز هزینه دارند. دونالد ترامپ، که توافق هستهای برجام را لغو کرد، اکنون میگوید که «کاملاً آماده» توافق است. این تغییر موضع، اگر واقعی باشد، میتواند به معنای پذیرش این نکته باشد که بمباران ایران برای منصرف کردن آن از جاهطلبیهای هستهای، دانش و ظرفیت فنیاش، یک راهحل دائمی نیست.
اکونومیست سپس اضافه میکند که ترامپ باید به اسرائیل به صراحت اعلام کند که تا زمانی که امکان مذاکره وجود دارد، اقدام به بمباران «غیرقابل قبول» است.
با این حال گزارش اکونومیست این واقعیت را ناگفته گذاشته که ایالات متحده و اسرائیل در وسط مذاکرات با ایران اقدام به حمله نظامی کردند.
تاثیرات ناشی از تضعیف داخلی و منطقهای ایران
به باور اکونومیست، حکومت ایران در سطح منطقهای در حال تضعیف است، چرا که نیروهای شبهنظامی نیابتی آن در منطقه تضعیف شدهاند. در نتیجه، ایران برخی رقابتهای قدیمی خود، از جمله با عربستان سعودی، را کمتر کرده است.
در داخل نیز، حکومت ایران در برخی ابعاد به نسبت سابق کمتر افراطی است: پلیس منفور اخلاق از اجرای قانون اجباری حجاب برای زنان دست برداشته و نفوذ روحانیون کاهش یافته است. همچنین، درخواستهای رسمی برای استفاده از اسلام شیعه به عنوان نیروی متحدکننده، کمتر شده و جای آن را استفاده از نمادهای ملیگرایانه و فارسی گرفته است.
نبرد سرنوشتساز جانشینی آیتالله خامنهای
این گزارش در ادامه به مواضع آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، در رابطه با توافق هستهای میرسد و میگوید که او پیشتر با برجام و محدودیت شدید برنامه هستهای ایران در ازای لغو تحریمها موافقت کرده بود و بهنظر میرسد دوباره آماده است تا دولت ایران راه تعامل با غرب را پیش بگیرد.
اکونومویست مینویسد که با این حال آیتالله خامنهای ۸۶ ساله است و پس از درگذشت او، نبرد جانشینی میتواند تغییر آرایش قدرت جدیدی را بین اصلاحطلبان و تندروها ایجاد کند. در صورتی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیروز شود، ممکن است انزوا را به تنشزدایی ترجیح دهد، چرا که شرکتهای وابسته به آن تحت تحریمها سود بیشتری میبرند.
اکونومیست نتیجه میگیرد که همه این عوامل، به طرق مختلف، فرصتی غیرمعمول را برای قرار دادن روابط ایران و آمریکا در مسیری جدید فراهم میکنند. تعامل با غرب و ایالات متحده میتواند قدرت تندروها در ایران را کاهش دهد؛ در حالی که به طپر حتم، دور دیگری از تنشهای دیپلماتیک به نفع آنها خواهد بود.
به نوشته این رسانه، اکنون فرصتی وجود دارد و ترامپ باید یک نماینده به تهران بفرستد تا دریابد که چه نوع توافقی، در صورت امکان، میتواند حاصل شود.
گزارش اکونومیست در این نقطه تیتر خود را توجیه میکند. تیتر مطلب این بود که «اصلاحطلبان ایران دست دوستی دراز کردهاند». تیتر گزارش سپس با این زیرتیتر همراه میشد که «غرب باید به درخواست ایران برای ازسرگیری مذاکرات هستهای توجه کند».








