انتصاب احمد وحیدی به جانشینی فرمانده کل سپاه را نمیتوان صرفاً یک جابهجایی اداری در ساختار نظامی جمهوری اسلامی دانست. این تصمیم، بیش از آنکه درباره یک سمت جدید باشد، درباره جایگاهی است که وحیدی طی چهار دهه در معماری امنیتی نظام به دست آورده است؛ جایگاهی که او را نه در مقام فرمانده میدان، بلکه بهعنوان یک چهره تثبیتشده، کنترلکننده و قابل اعتماد تعریف میکند.
احمد وحیدی متولد ۱۳۳۷ در شیراز است و فعالیت خود را در سال ۱۳۵۹ و در ۲۲ سالگی با پیوستن به سپاه پاسداران آغاز کرد. او در میانه دهه ۱۳۶۰ به معاونت اطلاعات سپاه رسید؛ سمتی که نقطه ورودش به پروندههای حساس برونمرزی، بهویژه لبنان، بود. از وحیدی، در کنار شماری از فرماندهان سپاه، بهعنوان یکی از افراد مؤثر در شکلگیری هسته اولیه حزبالله لبنان یاد میشود؛ تجربهای که بعدها در قالب فرماندهی نیروی قدس سپاه تا سال ۱۳۷۶ ادامه یافت.
نام وحیدی در خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی بارها تکرار شده است؛ از مشورت درباره «حرکتهای اسلامی خارج از کشور» تا هماهنگیهای امنیتی در جریان ماجرای مکفارلین و مذاکرات پنهان ایران و آمریکا در میانه جنگ ایران و عراق. این سابقه، او را در زمره فرماندهانی قرار داد که نقششان صرفاً نظامی نبود، بلکه در مرز امنیت، سیاست و دیپلماسی تعریف میشد.
پس از کنار رفتن از فرماندهی نیروی قدس، وحیدی مسیر خود را در ساختار رسمی دولت ادامه داد: معاونت طرح و برنامه وزارت دفاع، قائممقامی وزیر دفاع و سپس وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح در فاصله سالهای ۱۳۸۸ تا ۱۳۹۲. او در این دوره از مدافعان اصلی توسعه توان موشکی ایران بود و بارها آن را «خط قرمز امنیت ملی» توصیف کرد. نام او در عرصه بینالمللی نیز با پرونده انفجار مرکز یهودیان بوئنوسآیرس (آمیا) گره خورده است؛ اتهامی که جمهوری اسلامی همواره آن را رد کرده، اما سایهاش بر فعالیتهای خارجی وحیدی باقی مانده است.
بازگشت وحیدی به دولت در سال ۱۴۰۰ و تصدی وزارت کشور، او را بار دیگر در مرکز بحرانهای داخلی قرار داد؛ بهویژه در جریان اعتراضات سراسری که مواضعش درباره نقش نیروهای امنیتی و انکار وجود «لباسشخصیها» با واکنشهای گستردهای روبهرو شد. با این حال، پایان وزارت کشور به معنای خروج او از هسته قدرت نبود. برعکس، او به جای رفتن به حاشیه یا محدود شدن به نقشهای صرفاً مشورتی، به قلب ساختار سپاه بازگردانده شد.
به عبارت دیگر، با پایان وزارت کشور، انتقال وحیدی به جانشینی فرمانده کل سپاه، نه خروج از قدرت، بلکه بازگشت به جایگاه اصلی بود؛ جایی که سیاست بدون جامعه، و قدرت بدون پاسخگویی، بازتولید میشود. این سمت، نقشی کلیدی در هماهنگی درونسپاهی و مدیریت بحران دارد، اما بحران در اینجا نه فقر، نه نابرابری، و نه فرسایش سرمایه اجتماعی، بلکه تهدیدی علیه نظم موجود تعریف میشود.
جایگاه جانشین فرمانده کل سپاه نقشی کلیدی در هماهنگی درونسپاهی، مدیریت بحران و انتقال پیامهای حساس دارد. این موقعیت معمولاً به فردی سپرده میشود که هم سابقه اطلاعاتی داشته باشد، هم تجربه سیاسی، و هم از نظر اعتماد در بالاترین سطح قرار گیرد. حضور احمد وحیدی در رسانههای داخلی پس از نخستین حمله مستقیم ایران به اسرائیل، در حالی که فرماندهان عملیاتی کمتر سخن گفتند، نمونهای از همین نقش پشتصحنه اما اثرگذار است.
از این منظر، انتصاب احمد وحیدی نه نشانه ارتقای سیاسی اوست و نه تنزل جایگاهش. آنچه رخ داده، جابهجایی کارکرد است: انتقال از سیاست علنی و پرهزینه به امنیت خاموش و کنترلی. در منطق جمهوری اسلامی، همواره مقام بالاتر به معنای قدرت بیشتر نیست؛ گاه خروج از دولت و بازگشت به سپاه، یعنی نزدیکی بیشتر به هسته تصمیمسازی، با صدای کمتر و دیدهشدن کمتر.
در عین حال، برخی تحلیلگران انتصاب احمد وحیدی به جانشینی فرمانده کل سپاه را در چارچوب بازاندیشی در راهبرد بازدارندگی جمهوری اسلامی پس از جنگ ۱۲ روزه ارزیابی میکنند. از این منظر، آن درگیری نشان داد که اتکای صرف به توان موشکی، بهتنهایی تضمینکننده بازدارندگی مؤثر نیست. در سالهای گذشته، بخشی از فرماندهان نظامی بر این باور بودند که موشکها میتوانند جایگزین نیروی هوایی شوند؛ دیدگاهی که به گفته منتقدان، محدودیتهای آن آشکار شده است. در مقابل، دیدگاهی دیگر بر ضرورت برخورداری از نیروی هوایی کارآمد برای بازدارندگی پایدار تأکید دارد. در این چارچوب، تغییر جایگاه وحیدی از سوی برخی بهعنوان نشانهای از برجستهشدن این نگاه دوم تفسیر میشود؛ نگاهی که توان موشکی را بهتنهایی کافی نمیداند و بر نقش نیروی هوایی تأکید میکند. از این منظر و در بازتعریف توان دفاعی جمهوری اسلامی، وحیدی در جایگاه پایینتری قرار گرفته است.
در نهایت، انتصاب احمد وحیدی بیش از آنکه جابهجایی یک فرمانده باشد، نشانه تثبیت الگویی از قدرت است که تجربه امنیتی، وفاداری و کمحاشیهبودن را بر فرماندهی پررنگ و حضور رسانهای ترجیح میدهد. بازگشت او به رأس سپاه، نه نشانه صعود سیاسی، بلکه حکایت از اعتماد به مدیری دارد که کارکرد اصلیاش مهار بحرانها و حفظ نظم در پشت صحنه است.





