روز گذشته عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران در واکنش به حمله اسرائیل به آثار تاریخی ایران گفت، در حالی اسرائیل آثار تاریخی ایران را بمباران میکند که قدمت برخی از آنها به قرن چهاردهم برمیگردد بهطوری که چندین اثر ثبت شده در فهرست میراث جهانی یونسکو مورد هدف قرار گرفتهاند.
با توجه به کارنامه نه چندان خوشایند جمهوری اسلامی در حوزه میراث فرهنگی به نظر میرسد سخن عراقچی بیش از آنکه پیامی فرهنگی باشد پیامی سیاسی است.
کاخی به نام گلستان
روز دوم جنگ بود که اعلام شد کاخ گلستان در پی حمله به پاسگاه نیروی انتظامی میدان ارگ آسیب دیده است. بیشترین آسیب را کاخ ابیض دیده بود. عکسهای منتشر شده نشان میدهد پنجرهها جابجا و آسیب دیده، اوروسیها شکسته و در چند نقطه سقف نیز سوراخ شده است. در داخل کاخ، حدود ۷۰ درصد از بخشهای پرکار اُرسی تخت مرمر نیز فرو ریخته است.
اسکندر مختاری، متخصص و پژوهشگر میراث معماری، در گفتگو با شرق فضا را چنین توصیف کرده که تمام سطح محوطه کاخ گلستان پوشیده از خاک و نخالههای ساختمانی شده بود که در اثر این حملات به داخل مجموعه ریخته شده.
اما نکتهای که بسیاری از آن غافل بودند ساختمانهای تاریخی دیگر در میدان ارگ بود. مختاری گفت: «فضای میدان ارگ تقریبا بیشباهت به بیابان نبود، بیشتر درختان از بین رفتهاند و تنها یکی دو درخت کهنسال باقی ماندهاند.«
ساختمان رادیو شیشههایش شکسته بود. ساختمان فعلی دادگستری استان تهران که پیشتر وزارت امور داخله بود و در مقطعی هم وزارت اطلاعات، تمام شیشههایش فرو ریخته بود. بانک تجارت هم که روبهروی همان ساختمانهای دادگستری است کاملا آسیب دیده و شیشههایش ریخته است.
میدانی که نقش جهان است
چند روز بعد از تخریب کاخ گلستان خبرهای دیگری از حمله به نزدیکی میدان نقش جهان اصفهان رسید، حملهای که در گزارش اولیه باعث ریختن کاشی های مسجد عباسی شده بود.
استاندار اصفهان چندی بعد گفت: ۱۴ اثر تاریخی اصفهان که حتی در جنگ با صدام هم آسیب ندیده بود در جنگ با دشمن مورد حمله قرار گرفت.
عبدالله جبل عاملی، معمار و پژوهشگر باسابقه حفاظت از میراثفرهنگی، به رسانه پیام ما گفته: «وقتی انفجاری در نزدیکی یک محدوده تاریخی رخ میدهد، آنچه به بنا آسیب میزند تنها صدای مهیب آن نیست، بلکه موج فشاری است که با سرعت بسیار بالا در هوا حرکت میکند و سپس به سازه برخورد میکند. این موج مانند ضربهای ناگهانی عمل میکند و وقتی به سطوح بنا میرسد، انرژی خود را به اجزای سازه منتقل میکند. در ساختمانهای تاریخی که با مصالح سنتی و اتصالات غیرمسلح ساخته شدهاند، این انتقال انرژی میتواند باعث شل شدن اجزا، ترکهای مویی و حتی جدا شدن عناصر تزئینی شود.»
نکته مهم این حادثه اینجاست که آسیبهای ناشی از موج انفجار همیشه بلافاصله دیده نمیشوند. آسیب به محوطه داخلی مصالح گاه تا ماهها پنهان مانده و با تغییر دما یا ارتعاش دیگر عیان میشود.
در همان روز حمله به نزدیکی میدان نقش جهان گزارش های دیگری منتشر شد که نشان میداد بناهایی مانند چهل ستون و عالی قاپو آسیب دیده است.
کاخموزه چهلستون که در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده، دچار آسیب به آینهکاریها، درها و پنجرههای چوبی خود شده و تخریب جدی در برخی قسمتهای آن گزارش شده است.
روحالله سیدالعسگری، معاون میراث فرهنگی استان اصفهان، در گفتوگو با روزنامه شرق و سایر رسانهها اعلام کرد که محدوده استانداری اصفهان که در دولتخانه صفوی واقع شده، خسارت قابل توجهی دیده است و به مجموعههای تاریخی این منطقه وارد آمده است.
همچنین عمارت رکیبخانه، تالار اشرف، تالار تیموری و عمارت عالیقاپو که تعداد قابل توجهی از شیشههای آن شکسته شده، از دیگر بناهای آسیبدیده در این حمله هستند.
اگر چه این مقام مسئول، اعلام کرده که برخی اشیا به مخازن امن انتقال پیدا کرده اما کارشناسان معتقدند بسیاری مسئولان از اماکن تاریخی در این جنگ دچار غافلگیری شده اند و نتوانسته اند تمام تمهیدات لازم را پیش از جنگ انجام دهند.
چوب فلک بر فلک الافلاک
یکی از تمهیداتی که میتوانست پیش از جنگ قابل پیش بینی با اسرائیل انجام شوند، نصب «سپر آبی» بود. این نشان که در حقیقت صلیب سرخ میراث فرهنگی است تا حدی این اماکن را از حملات هوایی مصون میدارد اما نصب آن به معنای عدم حمله صد درصدی نبوده و تنها اخطار و گوشزد به کشور حمله کننده است.
برای مثال یکی از این بناها که نشان سپر آبی بر آن نصب شده بود و با این حال از گزند حمله در امان نماند، قلعه فلک الافلاک است. البته عرصه این بنا سالهاست در اختیار سپاه پاسدارن قرار دارد. با اینکه اسرائیل همواره اعلام کرده بود که مقر سپاه در هر نقطهای از ایران را هدف قرار میدهند اما فرماندهان سپاه تصمیم به جابه جایی این مقر به محل دیگری نگرفته بودند.
این حمله که روز یکشنبه هفدهم اسفند رخ داد، به موزه باستانشناسی و موزه مردمشناسی فلکالافلاک هم خسارت زد.
همچنین گزارشها از آسیب به بناهای دیگر تاریخی استان های مختلف مخابره میشود اما متاسفانه عدم دسترسی به منابع داخل ایران اطلاعات ارسالی را ناقص به بیرون مرزها درز میدهد.
یکی از این خبرها، آسیب به بناهایی در سنندج بود که متاسفانه هیچ اطلاع دقیقی هنوز از آن منتشر نشده است.
نکته قابل تامل دیگر این است که متاسفانه تخریب میراث فرهنگی جز آخرین اخبار جنگی است که مورد اهمیت رسانه ها قرار میگیرد. اخباری هم که به صورت ناقص منتشر میشود عمدتا توسط دغدغهمندان در فضای مجازی و نه رسانهها اطلاع رسانی میشود.
این نکته هم نباید فراموش کرد که امکان بررسی کارشناسی این اماکن در شرایط جنگی بسیار دشوار است.






