یکشنبه، ۲۴ اسفند ۱۴۰۴

نگاه جهان

ژیژک: ایران نه فقط برای حاکمیت خود، بلکه برای اصل جهانی حاکمیت می‌جنگد

بسیاری متعجب بودند که چرا اسلاوی ژیژک، فیلسوف معاصر، درباره جنگ اسرائیل و آمریکا علیه ایران سکوت کرده است.

جامعه‌شناس و نظریه‌پرداز ۷۶ ساله اسلوونیایی که سال ۱۴۰۰ میهمان نشستی در دانشگاه تهران بود و یک سال بعدش در برابر اعتراض‌های ۱۴۰۱ موسوم به «زن،زندگی،آزادی» نوشت: «زنان و مردان در کنار یکدیگر ایستاده‌اند و دشمن آنها بنیادگرایی دینی است که از پشتوانه ترور و اختناق حکومتی برخوردار است. مبارزه ایرانی‌ها مبارزه همه ماست.»

حالا او سکوتش را با انتشار یادداشتی با عنوان «ایران از هایدگر تا کانت» شکسته است، یادداشتی که بر کنار از دلایل نویسنده برای نگارشش بازتاب نگاه او‌ به جنگی است که در آن « ایران عملاً نه فقط برای حاکمیت خود، بلکه برای اصل جهانی حاکمیت می‌جنگد.»

تقریبا یک هفته‌ای از آغاز حمله اسرائیل و آمریکا علیه ایران گذشته که فشار تماس‌های مداوم رسانه‌ها اسلاوی ژیژک را بر آن می‌دارد تا چیزی بنویسد در پاسخ به این سکوت.

او خودش هم قبول دارد که این انتظار بی‌جایی نیست از نویسنده‌ای که ۲۰ مرداد ۱۳۸۴ در مجله «در این روزگاران»  ( In these times) نوشته بود: «به بمب هسته‌ای ایران فرصت بدهید؛ در دنیایی دیوانه، منطق نابودی متقابل تضمین‌شده هنوز کار می‌کند.»

آنها که تماس کرفتند می‌خواستند بدانند، آقای ژیژک هنوز هم به آنچه بیست سال پیش نوشته بود، پایبند است.

پاسخ ژیژک در ۱۸ اسفند ۱۴۰۴ به گفته خودش برای بسیاری از کسانی که اندیشه‌های او را دنبال می‌کنند، «ناامید کننده است».

او با رجوع به آن متن از آنچه همدستی غرب یعنی آمریکا با عراق برای حمله به ایران در سال ۱۳۵۹ نامیده است و اشاره می‌کند که چگونه، ایالات متحده حتی تصاویر ماهواره‌ای و گازهای سمی در اختیار عراق گذاشت تا نیروهای ایرانی را شناسایی و نابود کند و در نهایت نتیجه‌گیری کرده بود که آن حمله انجام شد تا در آشفتگی پس از انقلاب خمینی، عراق بتواند مناطق نفت‌خیز نزدیک مرز ایران را تصاحب کند.

ژیژک سپس می‌نویسد، «وقتی صدام حسین دستگیر شد و به محاکمه سپرده شد، ایران کاملا منطقی خواست که حمله به ایران نیز به فهرست جنایات او افزوده شود؛ حمله‌ای که بیش از یک میلیون قربانی بر جای گذاشت. اما آمریکا این درخواست را رد کرد، زیرا در این صورت همدستی آمریکا با عراق آشکار می‌شد.»

او از سال ۱۳۸۴ خود را جدا می‌کند و به سالی می‌رسد که از آن در نوشته‌اش با عنوان اعتراض‌های «مهسا» نام برده است؛ اعتراض‌هایی که به دنبال جان باختن مهسا امینی در بازداشت پلیس امنیت اخلاقی موسوم به گشت ارشاد اتفاق افتاد.

به نوشته این فیلسوف معاصر، آن اعتراض‌ها «اهمیتی در حد تاریخ جهانی» داشت و برآیند پیوند سازمان‌یافته‌ای برای آزادی سیاسی، علیه ستم بر زنان و سرکوب دینی  بود.

آقای ژیژک، آنچه را تفاوت‌های فرهنگی جامعه ایران با غرب توسعه یافته می‌نامد نادیده نمی‌گیرد و می‌گوید:« زن، زندگی، آزادی»، شعار معترضان، بسیار متفاوت از جنبش من‌هم( Me too)  در کشورهای غربی است.»

او این جنبش را در گستره بسیج عمومی زنان معمولی و به میدان آوردن مردان برای یک مبارزه همگانی، نقطه مقابل فمینیسم غربی می‌نشاند تا بگوید در اعتراض‌های ۱۴۰۱ هیچ گرایش آشکار ضد مردی دیده نمی‌شد.

ژیژک سپس با صراحت بیشتری درباره موضع امروزش حرف می‌زند: « موضع من نسبت به ایران اکنون تغییر کرده است، نه به سلاح هسته‌ای برای ایران (و باید اضافه کنم، نه برای اسرائیل هم…). بنابراین با علی خامنه‌ای موافقم که در حدود سه دهه پیش فتوایی علیه دستیابی، توسعه و استفاده از سلاح‌های هسته‌ای صادر کرد. درست است که تندروها با این موضع مخالف بودند، و در اسفند ۱۴۰۳ علی لاریجانی، یکی از مشاوران خامنه‌ای، گفت اگر ایران از سوی ایالات متحده یا متحدانش مورد حمله قرار گیرد، چاره‌ای جز توسعهٔ سلاح هسته‌ای نخواهد داشت، اما واقعا چه کسی می‌تواند او را برای چنین حرفی سرزنش کند؟»

اسلاوی ژیژک معتقد است موضع او‌ درباره جنگ جاری حرف تازه‌ای نیست. او می‌نویسد: « من هم با رژیم روحانی–فاشیستی ایران مخالفم، و هم با حملات آمریکا و اسرائیل.»

نویسنده کتاب «به برهوت حقیقت خوش آمدید»، سقوط این‌گونه رژیم ایران را نادرست می‌داند، چنان‌که می‌گوید، «انتخاب میان رژیم ایران و آمریکا‌ی ترامپی یک انتخاب کاذب است»، چراکه به گفته او‌«هر دو به یک جهان واحد تعلق دارند».

او سرکوب آخرین موج اعتراض‌ها در دی‌ماه ۱۴۰۴ را محکوم می‌کند و از طرفی موضع ۱۳ اسفند ۱۴۰۴ یسرائیل کاتز، وزیر دفاع اسرائیل، را در اعلام علنی ترور هر رهبر انتصابی ایران، شرم‌آور می‌داند.

بنابراین اسلاوی ژیژک از اکثریتی می‌گوید که در این جنگ «توسط رژیم خاموش شده‌اند؛ کسانی که این رژیم را قبول ندارند، اما نسبت به آنچه آمریکا و اسرائیل انجام می‌دهند هم بدبین هستند.»

به نوشته او، موضع این اکثریت خاموش، نه امیدواری و نه نا‌امیدی است، آن‌ها به اعتقاد این جامعه‌شناس، ترجمان عدم‌قطعیت و ترس هستند.

نویسنده کتاب «عینیت ایدئولوژی» در پایان با اشاره به گفته‌های دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا با شبکه تلویزیونی سی‌ان‌ان در ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ که گفته بود:« رهبری ایران اخته شده است» و او به دنبال رهبری جدیدی است که با ایالات متحده و اسرائیل خوب رفتار کند، حتی اگر آن رهبر یک روحانی باشد و حکومت هم یک دولت دموکراتیک نباشد، می‌نویسد: «این هم از آزادی و دموکراسی».

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

اعتراض میلیاردر اماراتی به ترامپ برای جنگ با ایران: «چه کسی به شما اجازه داد منطقه ما را به جنگ بکشید؟»

خلف احمد الحبتور، میلیاردر اماراتی و یکی از برجسته‌ترین بازرگانان این کشور، در نامه‌ای سرگشاده خطاب به  دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، به تصمیم او برای آغاز جنگ با ایران به‌شدت اعتراض کرد.

سه روز آغازین جنگ

وبسایت ژاکوبن در یادداشتی به قلم آرون رضا مرآت به تحلیل جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران پرداخته است. نویسنده در این یادداشت بیشتر بر منطق راهبردی ایران، چگونگی گسترش جنگ و چالش‌های ایالات متحده پرداخته و صحنه را از زاویه‌ای متفاوت با روایات رسانه‌های جریان اصلی دیده است.

نگاه جهان

ژیژک: ایران نه فقط برای حاکمیت خود، بلکه برای اصل جهانی حاکمیت می‌جنگد

ژیژک می‌نویسد: « من هم با رژیم روحانی–فاشیستی ایران مخالفم، و هم با حملات آمریکا و اسرائیل.». او سقوط این‌گونه رژیم ایران را نادرست می‌داند، چنان‌که می‌گوید، «انتخاب میان رژیم ایران و آمریکا‌ی ترامپی یک انتخاب کاذب است»، چراکه به گفته او‌«هر دو به یک جهان واحد تعلق دارند».