Tag: زن زندگی آزادی

اعدام در ایران از ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴؛ بحران دادرسی، سیاست کیفری و جدال بر سر حق حیات

تجربه سال‌های ۱۴۰۱ تا ۱۴۰۴ نشان داد که بحث اعدام در ایران دیگر صرفا یک موضوع کیفری نیست، بلکه به مسئله‌ای مرتبط با مشروعیت سیاسی، حقوق بشر، استقلال قضا و رابطه دولت و جامعه تبدیل شده است. مخالفان اعدام بر حق حیات، احتمال خطای قضایی و سوءاستفاده سیاسی از مجازات مرگ تأکید می‌کنند، در حالی که حامیان آن، امنیت و نظم عمومی را در اولویت قرار می‌دهند.

مسئله‌ زنان، قدرت و «مسئولیت حاکمیت» مردان؛ نقدی بر نوشته امید مهرگان

مسئله‌ زنان را نمی‌توان به سطح سیاست‌گذاری تقلیل داد؛ این مسئله به خودِ سازمان‌یافتگی قدرت مربوط است؛ به نحوه‌ توزیع صدا، اعتبار و مرجعیت. جامعه‌ای که در آن نیمی از جمعیت از دسترسی به قدرت سیاسی محرومند و در خوانش‌ها نامرئی می‌شوند، حتی پیش از آنکه به «ملت» یا «امت» تقسیم شود، دچار شکافی بنیادین است.

صنعتِ براندازی، قطبی‌سازی و بمباران

براندازی اساسا خواسته‌اش بهبود وضعیتِ اقتصادی، سیاسی و فرهنگی یک جامعه نیست؛ بلکه براندازی از هر شکست و تضعیفی درونِ یک جامعه، به‌نفعِ رسیدن به برانداختنِ حکومت به هر قیمتی برای «مردم» و «جامعه»، استقبال می‌کند. نیرویِ برانداز از نرخِ شصت‌درصدیِ تورم ناراحت نمی‌شود بلکه آن را یک فرصت می‌داند برای پیش‌بردِ «تغییرِ رژیم». برای نیرویِ برانداز، لحظهٔ دی‌ماه، نه رخ‌دادی برای سوگ و خواستِ تغییر از درونِ جامعه، بلکه لحظه‌ای مناسب برای باز کردنِ پایِ قدرت‌های خارجی به درون کشور است.

تسلیم از ترس فروپاشی؛ نقدی بر «مسئولیت حاکمیت را پذیرفتن: برای چپ علیه فروپاشی از امید مهرگان»

اگر بپذیریم که تهدید فروپاشی جدی است، و دلایل جدی گرفتنش کم نیستند، آنگاه پرسش اصلی این نیست که آیا باید نگران بود. پرسش این است که این نگرانی چه تکلیفی به دنبال می‌آورد. تاریخ معاصر خاورمیانه نشان داده که فروپاشی حکومت‌ها، از لیبی تا سوریه، نه از طریق نقد داخلی، بلکه از طریق ترکیبی از مداخله خارجی و انسداد مزمن سیاسی رخ داده است.

ژیژک: ایران نه فقط برای حاکمیت خود، بلکه برای اصل جهانی حاکمیت می‌جنگد

ژیژک می‌نویسد: « من هم با رژیم روحانی–فاشیستی ایران مخالفم، و هم با حملات آمریکا و اسرائیل.». او سقوط این‌گونه رژیم ایران را نادرست می‌داند، چنان‌که می‌گوید، «انتخاب میان رژیم ایران و آمریکا‌ی ترامپی یک انتخاب کاذب است»، چراکه به گفته او‌«هر دو به یک جهان واحد تعلق دارند».

تحول طبیعی جامعه ایران و دشمنان آن

آینده ایران به صورت طبیعی باید شریعتمداری را رها کند و به سوی قانون و نظام حقوق‌بنیاد سکولار برود. اما دخالت خارجی می‌تواند این روند طبیعی را به هم بزند و تحمیل و اجبار و نظامی دست‌نشانده را حاکم کند که دوباره تکاپوی طبیعی جامعه را به تعویق بیندازد.

اعتراضات ۱۴۰۴ و بازتعریف نسبت نسل دهه هشتادی با سیاست

مسأله دهه هشتادی‌ها صرفاً یک شکاف نسلی ینیست، بلکه نشانه یک دگرگونی معرفت‌شناختی است؛ تحولی در شیوه شناخت و داوری سیاسی که در بستر ساختارهای بسته و الیگارشی نسلی شکل گرفته است. در اعتراضات ۱۴۰۴، این تحول خود را نشان داد، اما مطالبات مستقل این نسل تا حد زیادی در گفتمان‌های مسلط حل شد.

ولی نصر: مداخله نظامی آمریکا در ایران، قماری پرخطر

مطالعات استراتژیک و بین‌المللی در واشنگتن در یادداشتی به قلم ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور ارشد این اندیشکده، به پیامدهای مداخله نظامی احتمالی ایالات متحده در ایران پرداخته و آن را «قماری پرخطر» نامیده است.

ققنوسی برخاسته از خاکستر

این خواهرانگی است که به موجودیت کسی مثل ترانه هویت می‌بخشد. اوست که به ما می‌گوید مردم به معنای درست و دقیق کلمه مردم چه کسانی هستند. مردمی که فراموش شده‌اند یا لااقل امید حکومت توتالیتر ایران به این است که آنها فراموش شوند.

قربانیان سرکوب اعتراضات ۱۴۰۱، علیه ۴۰ مقام ایرانی شکایت کردند

گروهی از قربانیان سرکوب اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱، شکایتی کیفری را علیه ۴۰ مقام جمهوری اسلامی به اتهام ارتکاب جنایت علیه بشریت، از جمله نابینا کردن عمدی و قتل، در آرژانتین ثبت کردند.

«زن، زندگی، آزادی»؛ روایت یک دگرگونی اجتماعی و چشم‌انداز آینده

سه سال پس از وقوع این اعتراضات و تولد جنبش «زن، زندگی، آزادی»، امیرمصدق کاتوزیان روزنامه‌نگار نیماد در برنامه «دیدگاه‌ها» از فاطمه صادقی گیوی پژوهشگر ارشد علوم سیاسی و نظریه‌پرداز فمینیست دعوت کرده است تا این جنبش را بازخوانی کنند.

تلاش برای یادآوردن یک رخداد: سالگرد «زن زندگی آزادی» و مبارزه به مثابه «بازپس‌گیری»

سالگرد خیزش مهسا فرصتی‌ست برای تبدیل تجربه یک‌ساله به پرسش‌های تازه. امروز که نیروهای راست افراطی و نتانیاهو می‌کوشند این دال رهایی‌بخش را مصادره کنند، چگونه می‌توان این جنبش را به بدن‌های سرکوب‌شده‌ای که آن را آفریدند، بازگرداند؟