مطالعات استراتژیک و بینالمللی در واشنگتن در یادداشتی به قلم ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز و مشاور ارشد این اندیشکده، به پیامدهای مداخله نظامی احتمالی ایالات متحده در ایران پرداخته و آن را «قماری پرخطر» نامیده است.
این یادداشت که روز سهشنبه ۲۳ دی منتشر شده است با توصیف رخدادهای روز پنجشنبه شروع میشود، اعتراضاتی که به یکباره شتاب گرفت و این احساس عمومی را به وجود آورده که جمهوری اسلامی در آستانه فروپاشی قرار دارد و همه این حوادث نشانههای «انقلابی خروشان» است.
نویسنده حوادث شامگاه پنجشنبه را «بزرگترین اعتراضات» از زمان خیزش «زن، زندگی، آزادی» در سال ۱۴۰۱ نامیده که از نظر شدت «حتی از آن اعتراضات نیز فراتر رفته است» و همین امر واکنش خشونتآمیز نیروهای امنیتی را به همراه داشته که «شمار زیادی از معترضان را کشتهاند».
نصر تصریح میکند که هنوز «انرژی و شدت اعتراضات فروکش نکرده» و همه اینها بازتاب «عمق خشم فروخفتهای است که بسیاری از ایرانیان نسبت به حاکمیت در دل دارند» چرا که «اکثریت جمعیت به ارزشهای انقلابیای که آنها را مسئول انزوای کشور و شرایط وخیم اقتصادی میدانند، باور ندارند» و از این رو «این اعتراضات نبردی برای آیندهای» تلقی میشود که در آن «ایران عضوی مرفه و عادی از جامعه بینالمللی باشد».
این میان معادله تازهای هم شکل گرفته که به اعتراضات وجهی دیگر میبخشد و آن تهدید دونالد ترامپ، رئیسجمهوری ایالات متحده، برای مداخله نظامی در صورت کشته شدن معترضان است که نصر در یادداشت خود بر آن تمرکز میکند.
بیشتر بخوانید:
اعتراضات ایران؛ «ترامپ گزینه مداخله نظامی را بررسی میکند»
آنچه درباره پانزدهمین روز اعتراضات میدانیم؛ تصاویر کشتهها و احتمال حمله نظامی
چهاردهمین روز اعتراضات؛ گزارش میدانی از خاموشی دیجیتال و درگیریهای خونین
او مینویسد: «حاکمان ایران مدتها مطمئن بودند که بهدلیل هاله قدرت منطقهای و همچنین بهسبب منافعی که غرب در مذاکره بر سر محدود کردن برنامه هستهای ایران داشت، هیچ مداخله خارجی برای حمایت از معترضان صورت نخواهد گرفت. اما این وضعیت در پاییز ۲۰۲۴ و تابستان ۲۰۲۵ تغییر کرد.»
نویسنده سپس به روند حوادثی میپردازد که منجر به این تغییر سیاست شده، زنجیرهای که با تضعیف حزبالله لبنان بر اثر حملات ارتش اسرائیل آغاز شد، با سقوط حکومت بشار اسد در سوریه پی گرفته شد و با حمله نظامی اسرائیل به ایران کامل شد تا ترامپ امروز بتواند بحث مداخله خارجی را پیش بکشد و بخواهد آن را اجرایی کند.
اما به باور ولی نصر، «این قمار پرخطر» است، چرا که «حمله به پایگاهها و مراکز نظامی ممکن است تاثیر چندانی بر سرکوب خیابانی نداشته باشد و حتی به فروکش کردن اعتراضات بینجامد».
نویسنده سپس به امکان «حملهای گستردهتر» اشاره میکند که «نیروهای امنیتیِ عامل سرکوب تظاهرات را هدف قرار دهد»، اما چنین گزینهای هم مصائب خودش را دارد از آن رو که «ناگزیر باید به مراکز شهری کشیده شود و خطر تلفات غیرنظامیان را در پی دارد و باز همین امر میتواند معترضان را به خانهها بازگرداند».
نصر همچنین احتمال هدف قرار دادن رهبران ایران را مطرح میکند و مینویسد که پیامدهای این هم روشن نیست: «ممکن است صحنه تصمیمگیری فعلی را پاک کند، مشابه آنچه ایالات متحده در ونزوئلا انجام داد، اما این امر لزوما به سود معترضان نخواهد بود.»
او سپس با پیش کشیدن مثال نیکلاس مادورو، رئیسجمهور ونزوئلا که نیروهای آمریکایی به دستور ترامپ او را ربودند، تلاش میکند به پیشبینی رفتار ترامپ در قبال ایران دست بزند و مینویسد ترامپ نشان داد که در ونزوئلا بهدنبال تغییر رژیم نیست؛ «و بنابراین احتمالا در ایران نیز چنین قصدی ندارد، بلکه او از معترضان بهعنوان مهرههایی برای تشدید فشار بر جمهوری اسلامی استفاده میکند».
به باور این محقق، ترامپ «میتواند در صورت سرکوب اعتراضات، ایران را تنبیه کند، اما آن عملیات احتمالا محدود خواهد بود».
در این میان حتی اگر جمهوری اسلامی هم از این شرایط فعلا قسر در برود و اعتراضات را هم مهار کتد، وضعیتش ساده نخواهد و چیزی به نفعش تمام نمیشود. نصر در نهایت مینویسد: «خونریزی شکافی غیرقابل ترمیم میان حکومت و مردم ایجاد خواهد کرد. این سرکوب نه بحران فلجکنندهٔ اقتصادی ایران را حل میکند و نه هالهٔ از دسترفتهٔ قدرت را بازمیگرداند. جمهوری اسلامی در گیرهای تنگشونده گرفتار شده است که راه گریزی از آن ندارد.»
بیشتر بخوانید:
سیزدهمین روز اعتراضات؛ قطع گسترده اینترنت و تاکید خامنهای بر عدم عقبنشینی
فراخوان رضا پهلوی؛ تهران و شهرهای دیگر صحنه اعتراضات گسترده شبانه شدند
آنچه درباره دوازدهمین روز اعتراضات میدانیم؛ اعتصابهای سراسری و همصدایی هنرمندان و ورزشکاران
روز یازدهم اعتراضات ایران؛ گسترش اعتصاب بازار، و موج جمعیت در آبدانان






