نوشته تازه محمد جواد ظریف، وزیر خارجه دولت حسن روحانی، در نشریه آمریکایی « فارن افرز» که شورای روابط خارجی آمریکا منتشرش میکند، برکنار از لفاظیهای سیاسی جمهوری اسلامی در برابر آمریکا، شاهبیت مهمی دارد.
آقای ظریف که تندروهای حکومتی حضور او را در معاونت راهبردی دولت چهاردهم بر نتافتند، از جمهوری اسلامی میخواهد که به این درگیری نظامی پایان دهد و از طرفی از وقوع درگیری بعدی جلوگیری کند.
او این درخواست را متناظر به اتفاقات میدان نبرد میداند.
در نگاه آقای ظریف، آمریکاییها و اسرائیلیهایی که این درگیری را با توهم وادار کردن ایران به تسلیم آغاز کردند، اکنون خود را در باتلاقی میبینند که راه خروجی برایش متصور نیستند.
در این تحلیل، او با اشاره به گردآمدن جمعیتهای بزرگی از ایرانیان بدون مشخص کردن اینکه آیا این افراد معترضان به سیاستهای حکومت را هم در بر میگیرد، درخواست آنان را «نه به تسلیم، نه به سازش و نبرد با آمریکا» عنوان میکند.
به نوشته آقای ظریف، ایران در جنگی که آغازکنندهاش نبوده و مقامهای ارشد حکومتش ترور شدهاند، هفتهها زیر بمباران دوام آورده است، و همه اینها برای گروهی از ایرانیانی که محور نوشته او هستند، موفقیت و دلیلی است برای ادامه جنگ تا زمانی که به گفته این دیپلمات ایرانی، مهاجمان بهطور کافی مجازات شوند، نه اینکه به دنبال پایانی از طریق مذاکره باشند.
محمد جواد ظریف مینویسد بر اساس منطق این گروه، گزارههایی مانند بیاعتمادی جمهوری اسلامی به آمریکا و احترام نگذاشتن واشینگتن به اصل حاکمیت ملی ایران دلیلی است برای خودداری از تعامل با ایالات متحده و ارائه هر گونه راه خروج از این درگیری. بنابراین آنان معتقدند، تهران باید از برتری خود استفاده کند، به حمله به پایگاههای آمریکا ادامه دهد و با مسدود کردن تجارت در تنگه هرمز، واشینگتن را وادار کند که حضور و رویکرد منطقهای خود را بهطور اساسی تغییر دهد.
ولی به باور وزیر خاجه پیشینایران، آمریکا و اسرائیل پس از ناکامی در دستیابی به اهدافشان درمانده شدهاند و در نتیجه بهطور فزایندهای مراکز حیاتی دارویی، انرژی و صنعتی را بمباران میکنند.
از همین رو، ادامه جنگ با ایالات متحده و اسرائیل ممکن است از نظر روانی رضایتبخش باشد، اما تنها به تهدید بیشتر جان غیرنظامیان و تخریب زیرساختها منجر خواهد شد.
آقای ظریف از تبدیل شدن تدریجی این درگیری به بحرانی جهانی با سکوت سازمانهای بینالمللی در برابر فشار آمریکا میگوید. و برای نمونه به کشتار نزدیک به ۱۷۰ دانشآموز مینابی در روز ابتدایی جنگ اشاره میکند.
در چنین دورنمایی از جنگ، رئیس پیشین مرکز بررسیهای استراتژیک ریاست جمهوری ایران، زمینه را برای متمایل شدن میدان ( نامی که در جمهوری اسلامی بر سطوح فرماندهی و تصمیمگیری جنگ اشاره دارد) به سمت دیپلماسی مناسب میبیند.
او مینویسد، ایران «باید پیشنهاد دهد که در ازای پایان همه تحریمها، محدودیتهایی بر برنامه هستهای خود اعمال کند و تنگه هرمز را دوباره بازگشایی نماید—توافقی که واشینگتن پیشتر نمیپذیرفت اما اکنون ممکن است بپذیرد.»
به نوشته آقای ظریف، «ایران همچنین باید آماده پذیرش یک پیمان عدم تجاوز متقابل با ایالات متحده باشد که در آن هر دو کشور متعهد شوند در آینده به یکدیگر حمله نکنند.»
در چنین چشماندازی، به گفته نویسنده کتاب «دیپلماسی چندجانبه»، ایران میتواند تعاملات اقتصادی با ایالات متحده را پیشنهاد دهد و نتیجه گیری میکند که همه این گامها میتواند به جمهوری اسلامی امکان دهد تا با کم کردن از تمرکز بر حفاظت سرزمین در برابر تهدیدها و مخاصمههای خارجی بر بهبود زندگی ایرانیان تمرکز کند.
در ادامه این یادداشت، مذاکره کننده ارشد ایران در توافق هستهای با قدرتهای جهانی، با اشاره به آنچه موقعیت تضعیف شده دونالد ترامپ مینامد، از اظهارات متناقض و گیجکننده او درباره مذاکرات، توهین به ایرانیان و وعده بازگرداندن آنان به « عصر حجر» و حتی وعده پایان چند هفتهای آمریکا با عملیات نظامی نتیجه میگیرد که آمریکا آشکارا نکران پیامدهای سیاسی این جنگ است و این میتواند «اشتباه بزرگ دونالد ترامپ را به فرصتی برای ادعای پیروزی پایدار برای صلح تبدیل کند.»
پیروزی را بپذیرید
محمدجواد ظریف با اشاره به سابقه روابط ایالات متحده آمریکا پس از انقلاب اسلامی در ایران از منظر یک دیپلمات جمهوری اسلامی، دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ را گمراهکنندهتر دانسته و مینویسد، در حالی که واشینگتن میگفت به دنبال توافقی جدید است، ایران توانمندترین دیپلماتها و کارشناسان خود را برای مذاکره فرستاد، اما به گفته او، دونالد ترامپ با فرستادن دو فرد نزدیک به خود در حوزه املاک به مذاکرات نشان داد که جدی نیست.
اشاره آقای طریف به جرد کوشنر داماد رئیس جمهور آمریکا و دوست او استیو ویتکاف است که به نوشته او نه به واسطه دوستی و روابط خانوادگی با رئیس جمهور آمریکا بلکه به دلیل ناآگاهیشان از مسایل ژئوپلتیک و فنی هستهای نتوانستند پیشنهادهای ایران را درک کنند و آمریکا حمله گستردهاش را علیه ایران آغاز کرد.
محمدجواد ظریف، مقاومت گروهی از ایرانیان در برابر دیپلماسی و مذاکره را قابل درک میداند، اما تأکید میکند، جمهوری اسلامی در نهایت اگر بتواند جنگ را زودتر پایان دهد، در وضعیت بهتری خواهد بود.
او با برشمردن مجدد هزینههایی که این جنگ متوجه ایران میکند، اقدامهای تلافیجویانه جمهوری اسلامی در هدف قرار دادن متحدان واشینگتن در منطقه را برای دونالد ترامپ بیاهمیت ارزیابی کرده و معتقد است، آمریکا به کشورهای حاشیه خلیج فارس به چشم سپری دفاعی در برابر اسرائیل نگاه میکند.
آقای ظریف این اقدامهای تلافیجویانه را برای جبران خسارتهای ایران کافی نمیداند و به اعتقاد او ادامه جنگ و تهاجم زمینی سودی برای ایران نخواهد داشت.
محمدجواد طریف دو راه آتشبس و یا صلح پایدار را پیشروی طرفین درگیری میگذارد.
به تأیید او آتشبس در نگاه اول سادهترین و کمهزینهترین گزینه است، اما بهدلیل حلنشدن اختلافهای بنیادین میان ایران و ایالات متحده، ذاتا ناپایدار و شکننده خواهد بود.
از این رو او معتقد است، بهجای توقف موقت جنگ، باید از این بحران بهعنوان فرصتی برای دستیابی به یک توافق صلح جامع و پایان دادن به دههها خصومت با واشینگتن استفاده کرد.
آقای ظریف سپس به آنچه از منظر یک دیپلمات جمهوری اسلامی، واقعیتهای میدانی برآمده از این جنگ مینامد اشاره میکند.
از دید او، این جنگ نشان داد که ایالات متحده با همراهی اسرائیل و حمایت کشورهای خلیج فارس در نابودی برنامههای هستهای و موشکی ایران به دلیل کستردگی و پراکندگی آن ناتوان است.
از طرفی ناکارآمدی راهبرد کشورهای عربی در اتکا به ایالات متحده برای تأمین امنیت بر آنها آشکار کرد که آمریکا نهتنها از آنها محافظت نکرده، بلکه با استفاده از پایگاههای خود در خاک آنها، جنگ را به منطقه کشانده و عملا این کشورها را به صحنه درگیری تبدیل کرده است.
از دیگر سو، به جمهوری اسلامی هم نشان داد، برنامه هستهای ایران نتوانسته نقش بازدارنده ایفا کند و حتی بهانهای برای حمله فراهم کرده است. تجربهای مشابه برای اسرائیل که نشان داد، حتی برخورداری از سلاح هستهای تضمینکننده امنیت کامل نیست.
آمادهسازی صلح
دیپلمات ارشد ایرانی در نشریه « فارن افرز» آنچه را « اصل تقابل به مثل» مینامد پایه اصلی هر توافق احتمالی میان آمریکا و ایران میداند.
بر اساس این الگو که نویسنده بدون تضمین چین و روسیه آیندهای برایش متصور نیست، همه طرفهای درگیر باید درگیریها را متوقف کنند و اقدامهایی متقابل برای کاهش تنش انجام دهند.
این اقدامها در گام ابتدایی میتواند با تضمین عبور امن کشتیها از تنگه هرمز از سوی ایران البته با همکاری عمان و در مقابل، پذیرش دسترسی آزاد ایران به این گذرگاه از سوی آمریکا آغاز شود.
نویسنده گمان دارد که پیش از هر گونه توافق نهایی، باید محدودیتهای اقتصادی کلیدی مانند فروش نفت ایران و بازگشت درآمدهای آن برداشته شود.
آقای ظریف، رسیدن به یک توافق جامع صلح را تنها در گرو موضوع هستهای ایران میداند.
در چارچوب مورد نظر او، ایران باید متعهد شود بهدنبال سلاح هستهای نرود و سطح غنیسازی را کاهش دهد، و در مقابل، آمریکا باید به موازات تصمین نظارت بینالمللی بر برنامه هستهای ایران از طریق پذیرش شیوهنامههای مربوطه، تحریمها را لغو کرده و زمینه ادغام اقتصادی ایران در نظام جهانی را فراهم کند.
او همچنین برای حل موضوع مناقشهبرانگیز ذخایر اورانیوم ایران، ایجاد یک کنسرسیوم منطقهای با مشارکت قدرتهایی مانند چین، روسیه و کشورهای خلیج فارس را مطرح میکند، موضوعی که پیشتر هم تلویحا به گونهای از سوی جمهوری اسلامی مطرح شده بود.
با این وجود او مطرح شدن خواستههایی مانند «غنیسازی صفر» از طریق فشار نظامی را غیرواقعبینانه میداند.
اما در نوشته محمد جواد ظریف به موقعیت حقوقی و سیاسی ایران در قبال اسرائیل در منطقه اشارهای نمیشود.
با این حال برای آینده امنیتی منطقه، آقای ظریف پیشنهاد میکند تا یک سازوکار امنیتی منطقهای با مشارکت کشورهای مختلف خاورمیانه و قدرتهای بینالمللی تشکیل شود تا اصولی مانند عدم تجاوز، همکاری و آزادی ناوبری تضمین شود.







