نشریه بریتانیایی اکونومیست در یادداشتی به جنگهای فرسایشی اخیر اسرائیل پرداخته که با دکترین سنتی اسرائیل فرق دارد.
به نوشته این نشریه، دکترینی که بن گوریون، بنیانگذار اسرائیل، به آن اعتقاد داشت بر سه اصل بازدارندگی، هشدار زودهنگام و اقدام قاطع استوار بود تا به این ترتیب از جنگهای طولانی احتراز شود، اما بنیامین نتانیاهو دکترین امنیت ملی این کشور را به کلی تغییر داده و همین امر به اسرائیل آسیبهای فراوان وارد آورده است.
ترجمه این یادداشت را در ادامه میخوانید:
***
برای روز استقلال اسرائیل، همواره بزرگراه میان اورشلیم و تلآویو با پرچمها آذین میشود. اما امسال در میان پرچمهای آبی و سفید اسرائیل، پرچمهای آمریکا نیز دیده میشد. دولت اسرائیل امیدوار بود دونالد ترامپ در ۲۲ آوریل برای جشن هفتاد و هشتمین سال استقلال این کشور به آنجا سفر کند و نخستین غیر اسرائیلی باشد که جایزه اسرائیل را دریافت میکند.
اما ترامپ حضور نیافت و به جای آن، اسرائیل در ۱۶ آوریل دستور رئیسجمهور آمریکا را برای توقف حملات به لبنان دریافت کرد. اکنون ترامپ تنها فردی است که میتواند جنگهایی را پایان دهد که اسرائیل خود قادر به پایان دادن به آنها نیست. از زمان حملات ۷ اکتبر ۲۰۲۳، اسرائیل در غزه، لبنان و ایران جنگهایی طولانی و ویرانگر به راه انداخته و از دکترین قدیمی خود که بر جنگهای کوتاه و قاطع تاکید داشت، فاصله گرفته است.
به یک معنا، اسرائیل درگیر جنگهایی فرسایشی شده که همزمان با ایجاد ویرانی گسترده و رنج انسانی، منابعش را تحلیل برده و به روابط مهمش آسیب زده است.
در ۱۵ ماه گذشته، این پنجمین آتشبسی است که ترامپ بر اسرائیل تحمیل کرده است. اگرچه آمریکا و اسرائیل جنگ فعلی علیه ایران را بهطور مشترک آغاز کردند، اما این ترامپ بود که برخلاف خواست نتانیاهو آن را متوقف کرد. اسرائیل نیز در مذاکرات میان آمریکا و ایران نقشی ندارد و باید با هر توافقی که حاصل شود، کنار بیاید.
ترامپ از طولانی شدن این جنگها و پیامدهای آنها خسته شده است. برخی معتقدند او به چیزی پی برده که اسرائیل حاضر به پذیرش آن نیست: این جنگها شکست خوردهاند. به گفته یکی از دیپلماتهای سابق اسرائیلی، این جنگها بدون هدف دیپلماتیک روشن ادامه یافتهاند و آتشبسهایی که از بیرون تحمیل میشوند، بازدارندگی اسرائیل را تضعیف میکنند.
در غزه و لبنان، اسرائیل در پاسخ به حملات حماس و حزبالله، عملیات گستردهای انجام داد، رهبران این گروهها را از بین برد و خسارات زیادی وارد کرد، اما همزمان دهها هزار غیرنظامی کشته شدند و بخشهای وسیعی از مناطق مسکونی ویران شد. با وجود توافقهای آتشبس، این درگیریها ادامه یافت و اسرائیل مناطقی را بهعنوان «مناطق امنیتی» تحت کنترل خود نگه داشت. با این حال، تهدید این گروهها از بین نرفت.
در مورد ایران نیز، پس از پایان جنگ قبلی، نتانیاهو از «پیروزی تاریخی» سخن گفت، اما چند ماه بعد، اسرائیل دوباره وارد جنگ شد. این بار هدف اعلامشده سرنگونی حکومت ایران بود، اما این هدف نیز محقق نشد و اکنون آمریکا در پی دستیابی به توافق با ایران است.
این رویکرد با دکترین سنتی اسرائیل فاصله زیادی دارد. دیوید بنگوریون، نخستوزیر بنیانگذار این کشور، معتقد بود اسرائیل باید دورههای صلح را طولانی کند و در این زمانها اقتصاد، جامعه و توان نظامی خود را تقویت کند. دکترین امنیتی اسرائیل بر سه اصل بازدارندگی، هشدار زودهنگام و اقدام قاطع استوار بود و هدف آن جلوگیری از جنگهای طولانی بود.
اما رهبران کنونی بسیاری از این اصول را کنار گذاشتهاند. نیروهای ذخیره برای مدت طولانی در جنگها درگیر بودهاند و عملیات نظامی گسترده، بهویژه در غزه، به کاهش شدید حمایت بینالمللی از اسرائیل انجامیده است.
در عین حال، اسرائیل در لبنان نیز از روشهای مشابه استفاده کرده، با وجود آنکه فرماندهان نظامی اذعان دارند این اقدامات نمیتواند تهدید حزبالله را بهطور کامل از بین ببرد. همچنین گزارشهایی از تخلفات و جنایات جنگی مطرح شده که بررسی چندانی نشدهاند.
برخی تحلیلگران معتقدند جامعه اسرائیل تمایل دارد به قدرت مطلق ارتش باور داشته باشد، در حالی که اهداف غیرواقعبینانه و اتکای صرف به راهحلهای نظامی، احتمال شکست را افزایش میدهد.
حملات ۷ اکتبر شوک بزرگی برای اسرائیل بود، اما تاکنون پاسخگویی جدی درباره ناکامیهای امنیتی صورت نگرفته است. نتانیاهو نیز به دلیل ملاحظات سیاسی از تشکیل کمیسیون مستقل تحقیق خودداری کرده است.
در همین حال، نوعی دکترین جدید شکل گرفته که بر اقدام پیشدستانه گستردهتر تاکید دارد، حتی در شرایطی که تهدید فوری مشخص نیست. این رویکرد در جنگهای اخیر و کنترل مناطق امنیتی در کشورهای همسایه دیده میشود.
برخی فرماندهان نظامی از نبود راهبرد کلی ناراضی هستند، اما در عمل از سیاستهای دولت تبعیت میکنند. به گفته یکی از کارشناسان، ارتش دیگر توان مهار تصمیمات سیاسی را ندارد و تنها عامل بازدارنده در حال حاضر، فشار آمریکا است.







