پنج‌شنبه، 7 می 2026

نگاه جهان

سردبیر میدل‌ایست آی: عربستان و متحدانش باید محور اسرائیل-امارات را مهار کنند

نشریه «میدل‌ایست آی»  در یادداشتی به قلم دیوید هرست، سردبیر این رسانه، نسبت به اتحاد امارات متحده عربی و اسرائیل هشدار داد و این کشور حاشیه خلیج فارس را اسب تروای بنیامین نتانیاهو در منطقه دانست.

به باور او، حضور پررنگ امارات در طرح‌های اسرائیل زمینه جنگ‌هایی را در منطقه فراهم می‌کند که می‌تواند می‌تواند دهه‌ها به طول بینجامد و از این رو عربستان سعودی و ترکیه و پاکستان باید مقابل آن بایستند.

یادداشت این روزنامه‌نگار با آن‌چه بن‌بست راهبردی دونالد ترامپ در قبال ایران دانسته آغاز می‌شود و سپس به نقد تند سیاست‌های محمد بن زاید می‌رسد که ترجمه آن را در بخش نگاه جهان رسانه نیماد می‌خوانید.

 

***

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در مورد ایران به بن‌بست خورده است. هر راهی که او اکنون در پیش بگیرد و هر کسی که آنقدر احمق باشد که از او پیروی کند، آنها را به خطر بیشتری سوق خواهد داد. اگر ترامپ گزینه جنگ را انتخاب کند، می‌تواند مطمئن باشد که هزینه جانی آن برای ایالات متحده بسیار بیشتر از دور اول خواهد بود.

اگر تفنگداران دریایی آمریکا پا بر هر یک از جزایر ایران در تنگه هرمز بگذارند، در سرزمینی که هیچ پناهگاهی برایشان فراهم نمی‌کند، به اهدافی بی‌دفاع برای پهپادها و موشک‌ها تبدیل خواهند شد. چنین کارزاری می‌تواند برای ترامپ تکرار فاجعه «گالیپولی» باشد؛ یکی از تصمیمات وینستون چرچیل که ترامپ قطعا نمی‌خواهد آن را تکرار کند.[۱]

اگر جنگ دوباره آغاز شود، از نظر جغرافیایی نیز گسترش خواهد یافت. ایران زمانی که تهدید می‌کند در صورت از سرگیری بمباران‌های آمریکا و اسرائیل، دریای سرخ و کانال سوئز را می‌بندد، بلوف نمی‌زند.

 

نبود «نقشه دوم»

اگر ترامپ صلح را انتخاب کند، دستاوردهایش بسیار کمتر از اهداف جنگی او خواهد بود. بیایید موضوع غنی‌سازی هسته‌ای را کنار بگذاریم؛ اگر ایران سلاح هسته‌ای می‌خواست، مدت‌ها پیش می‌توانست به آن دست یابد. گزارش‌های پیاپی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی هیچ مدرکی دال بر یک برنامه تسلیحات هسته‌ای ساختاریافته و فعال نشان نمی‌دهد.

ذخیره اورانیوم با غنای بالای ایران تنها پس از خروج ترامپ از توافق هسته‌ای دوران اوباما ایجاد شد. این ذخایر برگ برنده‌ای برای چانه‌زنی است که تهران در صورت گرفتن امتیازی مناسب، مشکلی در رقیق‌سازی یا ارسال آن به پاکستان نخواهد داشت.

سه شکست بزرگ ترامپ در توافقی که از طریق مذاکره به دست می‌آید، این‌ها هستند: عدم تغییر رژیم (در واقع برعکس، تقویت رژیم رخ داده است)؛ عدم تسلیم موشک‌ها و پهپادهای ایران؛ و کنترل عملی تنگه هرمز توسط ایران. هر توافقی که حول این محورها شکل بگیرد، حتی برای ترامپ هم دشوار است که آن را به عنوان پیروزی جلوه دهد.

حمله ترامپ به ایران تنها زمانی از نظر نظامی منطقی بود که موساد موفق می‌شد ظرف چند روز پس از ترور رهبر عالی و مقامات ارشد، نظام را سرنگون کند. اکنون نیز منابع امنیتی آمریکا و اسرائیل اذعان داشته‌اند که «تغییر رژیم از طریق قطع سر» برنامه واقعی آنها بوده است. وقتی این طرح شکست خورد، نه ترامپ و نه بنیامین نتانیاهو، هیچ «نقشه دومی» نداشتند، جز اینکه به بمباران ایران ادامه دهند.

 

شکست پروژه تغییر رژیم

بر اساس گزارش‌های بازسازی شده از جلسات کاخ سفید، طرح اصلی تغییر رژیم در سه مرحله بود. نتانیاهو و دیوید بارنیا، رئیس موساد، که از «موفقیت» حملات پیجر در لبنان سرمست شده بودند، تصور می‌کردند همین الگو در ایران جواب می‌دهد. اما در واقعیت، آن حملات تنها باعث احیای ارتشی شد که امروز تلفات مستمری به اسرائیل وارد می‌کند.

پس از ترور رهبران در مرحله اول قرار بود شاهد تهاجم زمینی شبه‌نظامیان کرد باشیم. این طرح نه تنها توسط خود کردهای ایران متوقف شد، بلکه با فشار بغداد و آنکارا نیز روبرو شد. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، با ترامپ تماس گرفت تا جلوی این کار را بگیرد.

مرحله دوم، اعتراضات خیابانی توده‌ای بود، در حالی که نیروی هوایی اسرائیل نیروهای بسیج را بمباران می‌کرد. مرحله سوم نیز استقرار یک رهبری جایگزین بود. اما ترامپ به سرعت عقب‌نشینی کرد. او همچنین با مخالفت شدید کابینه خود روبرو شد. جی‌دی ونس (معاون رئیس‌جمهور)، مارکو روبیو (وزیر خارجه) و جان راتکلیف (رئیس سی‌آی‌ای) همگی با این طرح مخالفت کردند؛ روبیو آن را «مزخرف» و راتکلیف آن را «خیمه‌شب‌بازی» خواند.

اعتراضات خیابانی شکل گرفت، اما به نفع دولت بود. بمباران‌ها، به‌ویژه بمباران مدرسه‌ای در میناب که باعث کشته شدن ۱۵۶ نفر شد (که ۱۲۰ نفرشان کودک بودند)، افکار عمومی ایران را قاطعانه علیه اسرائیل و آمریکا برگرداند. حمایت از جایگزین‌های رژیم به شدت کاهش یافت و ایران اکنون حتی خانواده‌های دیاسپورا را نیز دچار شکاف کرده است.

 

ترکیدن حباب خلیج فارس

ایران حباب پر زرق‌وبرق اما شکننده ثروت و امتیازات نخبگان حاکم در کویت، امارات، بحرین، عربستان و قطر را ترکاند. پهپادها و موشک‌های ایران نه تنها به زیرساخت‌های فیزیکی، پایانه‌های نفتی و مراکز هوش مصنوعی آسیب زدند، بلکه «برند خلیج فارس» به عنوان تفرجگاه امن ثروتمندان را تخریب کردند.

هیچ‌جا به اندازه دبی و ابوظبی ضربه ایران را حس نکرده است. تا ۲۸ مارس، ایران ۳۹۸ موشک بالستیک و ۱۸۷۲ پهپاد به سمت امارات شلیک کرده که آن را پس از اسرائیل به هدفمندترین کشور تبدیل کرده است. اثرات آن دراماتیک بوده است: بیش از ۱۲۰ میلیارد دلار از ارزش بازار بورس دبی و ابوظبی کاسته شده، ۱۸۴۰۰ پرواز لغو شده و معاملات املاک ۳۷ درصد کاهش یافته است.

هفت هتل نمادین دبی از جمله آرمانی و برج‌العرب در حال بستن درهای خود هستند. مقامات اماراتی برای حفظ وجهه جهانی دبی، محدودیت‌های شدیدی بر انتشار تصاویر ویرانی‌ها اعمال کرده‌اند و حداقل ۷۰ نفر را در این رابطه بازداشت کرده‌اند.

 

امارات: سکویی برای منافع اسرائیل

منابع ایرانی به «میدل‌ایست آی» گفته‌اند که اطلاعات ایران معتقد است نقش امارات فراتر از میزبانی پایگاه‌های آمریکایی بوده است. به گفته یک مقام ایرانی، ابوظبی به عنوان یک سکوی پیشرفته برای منافع اسرائیل در منطقه عمل کرده است، از جمله انجام «عملیات فریب» (حملات با پرچم دروغین اسرائیل به عمان تا به نام ایران تمام شود).

اینکه امارات در حمایت از حملات آمریکا و اسرائیل تا این حد پیش رفته، به یک نفر بازمی‌گردد: محمد بن زاید. این شاهزاده در دو دهه گذشته بیش از هر کس دیگری (به جز نتانیاهو و موساد) به صلح و ثبات خاورمیانه آسیب زده است. او بهار عربی را در مصر و تونس متوقف کرد و جنگ‌های داخلی در لیبی، یمن و سودان را تأمین مالی نمود.

بن زاید استراتژی خود را از اسرائیل الگوبرداری کرده است. او اولین کسی بود که لابی قدرتمندی مانند اسرائیل در واشینگتن ایجاد کرد و از آن برای ارتقای محمد بن سلمان و معرفی او به خاندان ترامپ استفاده کرد. با این حال، این مربی و شاگرد اکنون بر سر یمن به شکلی جبران‌ناپذیر با هم اختلاف پیدا کرده‌اند.

 

قمار بزرگ بن زاید

هفته گذشته، امارات اعلام کرد که از اوپک خارج می‌شود. این حرکتی بود که فراتر از رهایی از سهمیه‌های نفتی، برای ضربه زدن به همسایه‌اش، عربستان سعودی، طراحی شده بود. بن زاید تصمیم گرفته روی حمله به دو همسایه بزرگ خود یعنی عربستان و ایران قمار کند.

تنها توضیح برای حمله به ریاض (پس از ضربه‌ای که از تهران خورده) این است که حرکت بعدی بن زاید، اعلام یک پیمان نظامی با اسرائیل باشد. هیچ قدرت منطقه‌ای دیگری نمی‌تواند امنیت امارات را تضمین کند. این پیمان در واقعیت وجود دارد؛ گزارش شده که اسرائیل سیستم‌های لیزری و «گنبد آهنین» را به دبی و ابوظبی فرستاده و پرسنل نظامی اسرائیل برای هدایت این سیستم‌ها در آنجا حضور دارند.

درگیر شدن آشکار امارات در نقشه‌های اسرائیل، نسخه‌ای برای درگیری‌های طولانی‌مدت در منطقه است. عربستان سعودی، قطر، عمان، پاکستان و ترکیه – بازیگران کلیدی دیپلماتیک و نظامی منطقه – نباید صرفا تماشاگر باشند. کشورهای پرجمعیت منطقه اکنون منافع مشترک واقعی در مهار اسرائیل و متحد اماراتی‌اش از طریق یک پیمان امنیتی منطقه‌ای دارند.

 

پانوشت: 

[۱]    نبرد گالیپولی در جنگ جهانی اول بین امپراتوری عثمانی و نیروهای ائتلافی متشکل از انگلستان، فرانسه، استرالیا و زلاند نو در تنگه داردانل درگرفت. این نبرد که بیش از هشت ماه طول کشید با شکست نیروهای ائتلافی به پایان رسید. وینستون چرچیل به عنوان وزیر وقت دریانوردی بریتانیا نقش عمده‌ای در این جنگ داشت.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

حمله پهپادی به فجیره و تبادل آتش در تنگه هرمز؛ ترامپ تهدید به محو کردن ایران از صفحه روزگار کرد

با حملات پهپادی ایران به امارات متحده عربی و شلیک‌های متقابل ایالات متحده و سپاه پاسداران در تنگه هرمز طی روز دوشنبه ۱۴ اردیبهشت، نگرانی‌ها از وقوع دوباره یک جنگ تمام‌عیار بالا گرفته و دونالد ترامپ بار دیگر تهدید کرده است که ایران را «از روی زمین محو خواهد کرد.»

چگونه سلطنت‌طلبان ایرانی فعالان ضدجنگ را هدف قرار داده‌اند

وبسایت «میدل‌ایست آی» در گزارشی به کارزار سلطنت‌طلبان ایرانی علیه مخالفان رضا پهلوی، فرزند شاه سابق ایران، پرداخته و نوشته است که آنها «برای ساکت کردن منتقدان خود به اقداماتی غیرمعمول از جمله حملات خشونت‌آمیز متوسل شده‌اند».

نگاه جهان

سردبیر میدل‌ایست آی: عربستان و متحدانش باید محور اسرائیل-امارات را مهار کنند

نشریه «میدل‌ایست آی»  در یادداشتی به قلم دیوید هرست، سردبیر این رسانه، نسبت به اتحاد امارات متحده عربی و اسرائیل هشدار داد و این کشور حاشیه خلیج فارس را اسب تروای بنیامین نتانیاهو در منطقه دانست.