مجله اکونومیست در تحلیل تازهای از تحولات پس از کشته شدن آیتالله علی خامنهای، از آغاز دوران جدیدی در ساختار سیاسی ایران سخن گفته که آن را «جمهوری دوم» مینامد؛ دورانی که ویژگی اصلی آن، گذار از حکومتی دینی با محوریت روحانیت به دولتی ملیگرا، جاهطلب و تحت کنترل مطلق نظامیان و سپاه پاسداران است. این گزارش دست به کالبدشکافی مناسک ششروزه و بیسابقه تشییع آیتالله خامنهای میزند و میگوید که مرکز ثقل قدرت در تهران از رحوانیون سنتی به فرماندهان سپاه جابهجا شده است.
به باور اکونومیست، حاکمان جدید ایران راهبرد خود را از دیپلماسی سنتی به «فشار نظامی» تغییر دادهاند تا از طریق بستن تنگه هرمز و حمله به مواضع آمریکا در منطقه، دونالد ترامپ را در آستانه مذاکرات اسلامآباد فرسوده کنند؛ اما آنها در عین حال با چالشهای بسیاری مواجهند از جمله بحران اقتصادی در کشور.
ترجمه کامل این متن را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد میخوانید.
***
این مراسم، کمتر شبیه سوگواری سنتی برای یک رهبر مذهبی شیعه بود و بیشتر به رژهای برای نمایش قدرت، اعلام پیروزی و فراخوانی برای رویارویی تازه با آمریکا میمانست. طی شش روز، ایرانیان در مراسم تشییع آیتالله علی خامنهای، رهبر پیشین جمهوری اسلامی، با شعار «مرگ بر آمریکا» حضور یافتند. پرچمهای سرخ انتقام بر فراز جمعیت به اهتزاز درآمده بود. عزاداران به تصاویر دونالد ترامپ سنگ پرتاب میکردند و عروسکهایی با چهره رئیسجمهور آمریکا را به دار آویخته بودند.
سپس، در روز سوم و چهارم مراسم عزاداری، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حملات پهپادی به سه نفتکش انجام داد؛ نفتکشهایی که به ادعای سپاه، مسیر تعیینشده برای عبور از تنگه هرمز را رعایت نکرده بودند. اگر هدف فرماندهان سپاه تحریک ترامپ بود، ظاهرا به نتیجه رسیدند. ترامپ در ۸ ژوئیه [۱۶ تیر] دستور حمله به ایران را صادر کرد، تهدید به حملات بیشتر نمود و معافیت تحریمی صادرات نفت ایران را لغو کرد. او در نشست ناتو در آنکارا در ۷ ژوئیه [۱۵ تیر]، حاکمان ایران را «آشغال» خواند و گفت: «مذاکره با آنها فایدهای ندارد و وقت تلف کردن است.» او حتی تلویحا گفت شاید آمریکا دیگر نیازی به توافق نداشته باشد و بتواند دوباره ایران را «بهشدت» هدف حمله قرار دهد.
البته ممکن است این سخنان صرفا لفاظی سیاسی باشد. همچنان انتظار میرود مذاکرهکنندگان آمریکایی و ایرانی در ۱۱ ژوئیه در اسلامآباد، پایتخت پاکستان، گفتوگوها درباره توافق نهایی بر سر برنامه هستهای ایران را از سر بگیرند. اما هر دو طرف مواضعی تهاجمیتر از گذشته اتخاذ کردهاند. رهبری جدیدی که پس از مرگ خامنهای در ایران شکل گرفته، بیش از آنکه به دیپلماسی تکیه کند، به دنبال نمایش قدرت، فرسوده کردن ترامپ و پیشبرد مذاکرات از مسیر فشار نظامی است.
ایران در پاسخ به ۸۰ حمله آمریکا، مدعی شد ۸۵ حمله علیه مواضع نظامی آمریکا در بحرین و کویت انجام داده است. ترامپ نیز تهدید کرد تاسیسات آبی ایران را هدف قرار خواهد داد. قیمت نفت اندکی افزایش یافت و به ۷۸ دلار در هر بشکه رسید. ارزش ریال ایران نیز کاهش پیدا کرد. بار دیگر تحلیلگران گفتند ایران احتمالا بیش از اقتصاد جهانی توان تحمل فشارهای اقتصادی را دارد. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و مذاکرهکننده ارشد ایران، در شبکههای اجتماعی نوشت: «ما تسلیم نمیشویم.»
مراسم تشییع خامنهای نخستین تصویر روشن از آرایش جدید قدرت در ایران و آنچه برخی ایرانیان «جمهوری دوم» مینامند، ارائه داد. دیگر خبری از تشریفات سنتی مراسم خاکسپاری آیتالله روحالله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی، در سال ۱۹۸۹ نبود. پیکر او تنها سه روز پس از مرگش، با کفنی ساده و سفید، به خاک سپرده شد. اما برای مراسم خامنهای، مقامهای جمهوری اسلامی ۱۲۶ روز برنامهریزی کردند و آن را بزرگترین مراسم تشییع دولتی تاریخ نامیدند. تابوت او طی شش روز، بیش از ۲۶۰۰ کیلومتر در پنج شهر و دو کشور، از جمله عراق، جابهجا شد.
این مراسم همچنین از جابهجایی مرکز ثقل قدرت در جمهوری اسلامی پرده برداشت. فرماندهان سپاه که مدیریت جنگ را بر عهده داشتند، مهمترین جایگاه را در مراسم داشتند. پرچمهای ایران صحنه و تابوتها را پوشانده بود، در حالی که عمامه سیاه خامنهای، نماد حاکمیت روحانیت طی ۳۷ سال گذشته، تنها به شکلی کمرنگ بر روی تابوت دیده میشد.
بیش از صد روز از به قدرت رسیدن مجتبی خامنهای، فرزند و جانشین او، گذشته، اما او هنوز در انظار عمومی ظاهر نشده است. حتی اگر بعدها نیز ظاهر شود، ممکن است بیش از یک چهره تشریفاتی نباشد. پیامهای تلویزیونی او بیشتر به بیانیههای نظامی شباهت دارند تا خطابههای مذهبی. در طول مسیر تشییع نیز یگانهای سپاه و گروههای همپیمان عراقی، مسئول سازماندهی جمعیت و توزیع غذا و آب بودند. به نظر میرسد حاکمان ایران نه تنها رهبر خود، بلکه نظم روحانیای را که او نمایندگی میکرد نیز به خاک میسپارند.
کشته شدن خامنهای، گذار ایران از یک حکومت دینی به دولتی ملیگرا و جاهطلب با محوریت نظامیان را شتاب بخشیده است. سپاه پاسداران اکنون ظاهرا با کمترین محدودیت، قدرت را در دست دارد. روحانیانی که پیشتر با نفوذ سپاه مخالفت میکردند، از جمله محمد خاتمی و حسن روحانی، رؤسای جمهور سابق، از مراسم تشییع کنار گذاشته شدند که خیلی به چشم میآمد.
در همین حال، فرماندهان سپاه در حال تثبیت نفوذ منطقهای خود نیز هستند. همزمان با آنکه علی الزیدی، نخستوزیر عراق، برای محدود کردن گروههای شبهنظامی نزدیک به ایران و انجام نخستین سفر رسمی خود به آمریکا آماده میشد، سپاه مسیر تشییع خامنهای را از شهرهای مقدس عراق عبور داد و گروههای مسلح را در طول مسیر مستقر کرد. حملونقل رایگان، غذا، اسکان و همچنین احترام بخشی از افکار عمومی عراق به مقاومت ایران در برابر حمله خارجی، جمعیت گستردهای را به مراسم کشاند. بسیاری از عراقیهایی که زمانی از دخالت ایران ناراضی بودند، اکنون آمریکا و اسرائیل را نفرین میکنند.
رفتار تهاجمی ایران با همسایگان عرب خود نیز دوباره آغاز شده است. هیئتهایی از عربستان سعودی و دیگر کشورهای عربی، با وجود آنکه در طول جنگ هدف هزاران حمله ایران قرار گرفته بودند، برای ابراز تسلیت به تهران سفر کردند. اما این اقدام با پاسخ مثبتی روبهرو نشد. در ۶ ژوئیه [۱۵ تیر]، پهپادها به بحرین، کویت و همچنین نفتکشهای عربستان و قطر حمله کردند. مقامهای کشورهای حاشیه خلیج فارس از عزم رهبری جدید ایران برای کنترل تنگه هرمز نگران هستند. یکی از آنها گفت این وضعیت یادآور بازگشت جاهطلبیهای امپراتوری ایران است.
با این حال، دو عامل ممکن است همچنان فرماندهان سپاه را مهار کند. نخست، واقعیتهای نظامی است. حملات اخیر آمریکا نشان داد که نه جنگ و نه مذاکرات، هیچیک به نتیجه قطعی نرسیدهاند. در همین حال، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز ظاهرا آمادگی بیشتری برای حمایت از رویکرد سختگیرانهتر آمریکا پیدا کردهاند. آنها در حال ترغیب شرکای خود در اروپا و چین برای افزایش فشار بر تهران هستند و همزمان، بهطور غیرعلنی، بر سابقه عملیات مخفی خود علیه ایران و آمادگی برای تکرار آن تاکید میکنند.
عامل دوم، اقتصاد است. پس از پایان مراسم تشییع، ایران همچنان با اقتصادی شکننده و منزوی روبهرو خواهد بود. شبکههای قاچاق که تحریمها را دور میزنند، شاید بتوانند حکومت را سرپا نگه دارند، اما قادر به تامین معیشت کل جامعه نیستند. برآورد میشود حدود ۴۰ درصد ایرانیان زیر خط فقر زندگی کنند و احتمالا این رقم حتی بیشتر باشد. بخش بزرگی از طبقه متوسط از میان رفته، جنگ زیرساخت صنعتی کشور را ویران کرده و میلیونها نفر را بیکار ساخته است.
اکثر ایرانیان بیش از آنکه خواهان بازگشت محاصره دریایی آمریکا و ادامه جنگ باشند، آرزوی بهبود اقتصادی و کاهش تحریمها را دارند. بازسازی کشور، بیش از هر چیز، مستلزم نوعی سازش با دشمنان ایران است، نه صرفا بمبارانهای بیشتر و شعارهای تندتر.








