یکشنبه، ۱۸ مرداد ۱۴۰۵

نگاه جهان

اهرم تنگه هرمز بر تجارت سلاحی پرقدرت است، اما تاریخ انقضا دارد

وب‌سایت شبکه الجزیره در یادداشتی به قلم محمدرضا فرزانگان، استاد اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه فیلیپس ماربورگ آلمان، به نقش تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های اقتصادی ایران در جنگ با ایالات متحده و اسرائیل پرداخته است.

فرزانگان در این یادداشت با بررسی میزان وابستگی تجارت جهانی، به‌ویژه در حوزه‌های نفت، گاز، کودهای شیمیایی، هلیوم و زنجیره تأمین صنایع پیشرفته، به تنگه هرمز استدلال می‌کند که ایران در حال حاضر از توان قابل‌توجهی برای ایجاد فشار اقتصادی برخوردار است. با این حال، به باور او، استفاده طولانی‌مدت یا مکرر از این اهرم نه‌تنها به اقتصاد خود ایران آسیب می‌زند، بلکه کشورهای دیگر را به یافتن مسیرها و منابع جایگزین سوق می‌دهد و در نهایت از قدرت این اهرم می‌کاهد.

ترجمه کامل این یادداشت با عنوان «اهرم ایران بر تجارت سلاحی پرقدرت است، اما تاریخ انقضا دارد» را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد می‌خوانید.

 

******

ایران توانایی خود در محدود کردن عبور و مرور تجاری از تنگه هرمز را به یک سلاح اقتصادی پرقدرت در جنگ تحمیلی ایالات متحده و اسرائیل تبدیل کرده است.

داده‌های صندوق بین‌المللی پول نشان می‌دهد که در هفت روز منتهی به ۲ اوت، به‌طور متوسط روزانه تنها حدود چهار کشتی از این تنگه عبور کرده‌اند؛ در حالی که در هفته مشابه سال ۲۰۲۵ این رقم حدود ۹۰ کشتی در روز بود. حجم ترانزیت تخمینی نیز از ۳٫۵ میلیون تن به حدود ۱۴۳ هزار تن در روز کاهش یافته است. هر دو شاخص افتی حدود ۹۶ درصد را نشان می‌دهند.

این یک افت موقت در ترافیک نبود، بلکه اختلالی مداوم است. از ۲۸ فوریه، هم ترافیک شناورها و هم تناژ تخمینی بسیار پایین‌تر از سطوح سال قبل باقی مانده و تنها بهبودهای کوتاه‌مدتی داشته است. بنابراین تهران پیش از این ثابت کرده است که می‌تواند اختلال شدیدی ایجاد کند. مسئله دیگر این نیست که آیا ایران می‌تواند تجارت از طریق هرمز را مختل کند یا خیر، بلکه این است که تا چه اندازه می‌تواند این اختلال را به اهرم سیاسی تبدیل کند و تا چه زمانی قادر به انجام آن است.

چارچوبی مفید برای فهم این استراتژی از سوی دو دانشمند علوم سیاسی، هنری فارل و آبراهام نیومن، مطرح شده است. آن‌ها توضیح می‌دهند که چگونه دولت‌ها می‌توانند کنترل بر گره‌های مرکزی شبکه‌های بین‌المللی را به قدرت قهری تبدیل کنند؛ فرایندی که آن را «وابستگی متقابلِ سلاح‌شده» می‌نامند. در هرمز، این گره حیاتی بیش از آنکه مالی یا دیجیتال باشد، جغرافیایی است. جغرافیا به ایران اهرمی بر گذرگاهی داده است که تولیدکنندگان انرژی، شرکت‌های کشتیرانی و اقتصادهای واردکننده به‌شدت به آن وابسته‌اند.

میزان این وابستگی، قدرت اهرم تهران را نشان می‌دهد. در سال ۲۰۲۵، روزانه نزدیک به ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآورده‌های نفتی از تنگه هرمز عبور می‌کرد که معادل حدود یک‌چهارم کل تجارت دریایی نفت جهان است. حدود ۸۰ درصد از این جریان به سمت آسیا می‌رفت. چین و هند به‌تنهایی ۴۴ درصد از نفت خامی را که از این تنگه می‌گذشت دریافت می‌کردند. قطر و امارات متحده عربی نیز گاز طبیعی مایع‌شده، معادل نزدیک به یک‌پنجم کل تجارت جهانی این محصول، را از طریق هرمز صادر می‌کردند، بدون آنکه مسیر صادراتی جایگزین و عملی داشته باشند.

چگونه از تبدیل مناقشه ایران و آمریکا به جنگی ابدی جلوگیری کنیم؟

آثار اقتصادی حتی پیش از هرگونه بستن رسمی تنگه آغاز می‌شود. شرکت‌های کشتیرانی و بیمه‌گران هم به ریسک‌های ادراک‌شده و هم به حملات واقعی واکنش نشان می‌دهند. حتی تهدید موشک‌ها، مین‌ها، پهپادها یا توقیف شناورها می‌تواند نرخ بیمه، کرایه حمل‌ونقل و زمان انتظار را افزایش دهد. تحقیقات منتشرشده در مجله نیچر کامیونیکیشنز نشان می‌دهد که اختلال در گلوگاه‌های دریایی، زیان‌های اقتصادی را از طریق تأخیرها، تغییر مسیرها، هزینه‌های بیمه و وقفه در تولید منتقل می‌کند.

از این رو، ایران می‌تواند به‌طور هم‌زمان بر چند مخاطب مختلف فشار وارد کند. کشورهای حاشیه خلیج فارس با ریسک‌هایی در درآمدهای صادراتی، بنادر و لجستیک مواجه می‌شوند. واردکنندگان بزرگ آسیایی مانند هند با هزینه‌های بالاتر انرژی و احتمال ناامنی در تأمین مواجه‌اند. ایالات متحده، اگرچه نفت نسبتاً کمی از طریق تنگه هرمز وارد می‌کند، همچنان در معرض افزایش قیمت جهانی انرژی و سوخت داخلی و همچنین هزینه‌های نظامی حفاظت از کشتیرانی تجاری قرار دارد. بنابراین قوی‌ترین اهرم تهران ممکن است به‌طور غیرمستقیم و از طریق ترغیب دولت‌های خلیج فارس و واردکنندگان آسیایی به فشار بر واشنگتن برای کاهش تنش‌ها حاصل شود.

پیامدهای این موضوع به حوزه‌های کمتر مشهود، از جمله رقابت نوظهور در هوش مصنوعی، نیز کشیده می‌شود. کشورهای خلیج فارس سرمایه‌گذاری سنگینی روی مراکز داده و زیرساخت‌های محاسباتی انجام می‌دهند تا با استفاده از دسترسی به انرژی نسبتاً ارزان، به قطب‌های مهمی در اقتصاد جهانی هوش مصنوعی تبدیل شوند. با افزایش قیمت انرژی و بالا رفتن ریسک زیرساخت‌های خلیج فارس، اختلال در هرمز می‌تواند هزینه توسعه ظرفیت هوش مصنوعی را افزایش دهد و یکی از استراتژی‌های اصلی تنوع‌بخشی اقتصادی منطقه را تضعیف کند.

تنگه هرمز همچنین حامل کالاهایی است که اهمیت آن‌ها اغلب زیر سایه تمرکز بر نفت پنهان می‌ماند. در مطالعه اخیر ما در مجله نیچر فود نشان دادیم که چندین اقتصاد بزرگ کشاورزی وابستگی شدیدی به کودهای صادرشده از تنگه هرمز دارند. برای مثال، هند حدود نیمی از آمونیاک و کودهای نیتروژنی وارداتی خود، یعنی حدود ۹ میلیون تن، را از تولیدکنندگان خلیج فارس تأمین می‌کند. اختلال در این مسیر، کاهش دسترسی به کود را با افزایش هزینه‌های گاز طبیعی و حمل‌ونقل همراه کرده و در کوتاه‌مدت، به‌ویژه در کشورهای واردکننده غذا، خطرات مربوط به بازده محصولات کشاورزی و قیمت مواد غذایی را افزایش می‌دهد.

بن‌بست ترامپ در قبال ایران: او در جنگی بدون افقِ پایان گرفتار شده است

هلیوم نمونه دیگری از این وابستگی کمتر دیده‌شده است. قطر و امارات هلیوم مورد نیاز برای تولید نیمه‌رساناها، تصویربرداری پزشکی، تحقیقات علمی و فناوری‌های پاک را تأمین می‌کنند. ذخیره‌سازی هلیوم دشوار است، ظرفیت مایع‌سازی آن متمرکز است و برای چندین کاربرد آن جایگزین‌های اندکی وجود دارد. تحلیل ما نشان می‌دهد چندین اقتصاد که مسئول بیش از ۶۰ درصد صادرات مدارهای مجتمع در جهان هستند، به‌شدت به هلیوم تأمین‌شده از طریق تنگه هرمز وابسته‌اند. بنابراین هرمز یک بحران امنیتی منطقه‌ای را به زنجیره‌های تأمین تولیدات پیشرفته و مراقبت‌های بهداشتی در آسیا پیوند می‌دهد.

این آسیب‌پذیری‌ها در جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل به ایران قدرت چانه‌زنی می‌دهد. با این حال، حدود و ثغور این قدرت را نیز مشخص می‌کند.

 

محدودیت‌های استراتژی ایران

اول آنکه، اختلال به خود ایران نیز آسیب می‌زند. صادرات نفتی، واردات غذایی، نهاده‌های صنعتی و تجارت دریایی ایران به‌شدت به آبراه‌های جنوبی‌اش وابسته است. عربستان سعودی و امارات دارای خطوط لوله‌ای هستند که برآورد می‌شود بتوانند روزانه ۳٫۵ تا ۵٫۵ میلیون بشکه نفت را بدون عبور از هرمز منتقل کنند. بنابراین این کشورها انگیزه قوی‌تر و منابع بیشتری برای توسعه مسیرهای جایگزین خواهند داشت. مسیر جاسک ایران در خارج از تنگه همچنان عملاً غیرعملیاتی باقی مانده است. بنابراین وقفه‌ای طولانی‌مدت، تهران را از درآمدهای صادراتی محروم می‌کند و در عین حال تورم و کمبودها را در داخل کشور وخیم‌تر می‌سازد.

محاصره بنادر جنوبی ایران از سوی آمریکا، تا زمانی که تنش‌ها بر سر هرمز ادامه دارد، این آسیب‌پذیری را تشدید می‌کند. از حدود ۱۷۰ میلیون تن تجارت خارجی سالانه ایران، حدود ۱۶۰ میلیون تن، یا ۹۴ درصد، از بنادر جنوبی عبور می‌کند. در مقایسه، بنادر شمالی در دریای خزر تنها حدود ۴ درصد از این تجارت را جابه‌جا می‌کنند و حتی در زمان بحران احتمالاً نمی‌توانند سهم خود را به بیش از ۱۰ تا ۱۵ درصد برسانند. مسیرهای شمالی و شبکه‌های دور زدن تحریم ممکن است امکان انتقال محموله‌های مشخصی را حفظ کنند، اما نمی‌توانند جایگزین بنادر جنوبی به‌عنوان دروازه‌های اصلی انتقال حجم بالای نفت، غلات، فولاد و کالاهای کانتینری شوند.

دوم، ایران می‌تواند کشتیرانی را خطرناک کند، اما تداوم این اختلال پرهزینه است. ارزیابی سرویس تحقیقاتی کنگره آمریکا نتیجه می‌گیرد که ایران می‌تواند از طریق مین‌ها، قایق‌های تندرو، زیردریایی‌ها، موشک‌های ساحلی و هواپیماها کشتیرانی را مختل کند، اما نیروهای آمریکایی در نهایت می‌توانند ترافیک را بازگردانند؛ اگرچه این کار ممکن است روزها، هفته‌ها یا ماه‌ها طول بکشد. بنابراین مزیت ایران کمتر در کنترل هرمز و بیشتر در ایجاد عدم قطعیت و تأخیر نهفته است. اما همین عدم قطعیت به اقتصاد خود ایران نیز آسیب می‌زند: حتی یک وضعیت طولانی‌مدت «نه جنگ، نه صلح» می‌تواند سرمایه‌گذاری، درآمدهای دولتی و ظرفیت مالی لازم برای حفظ فشار نظامی را تضعیف کند.

سی‌ان‌ان: رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا «به دنبال راهی برای خروج» از جنگ ایران است

ظرفیت نظامی ایران نیز به‌شدت به درآمدهای عمومی وابسته است که تحریم‌ها آن را محدود کرده‌اند. طبق اعلام مؤسسه بین‌المللی پژوهش‌های صلح استکهلم، بودجه نظامی ایران در سال ۲۰۲۵ حدود ۲ درصد از تولید ناخالص داخلی بوده است، در حالی که این رقم در ایالات متحده ۳ درصد و در کویت، عمان، عربستان سعودی و اسرائیل بین ۵ تا ۸ درصد بوده است. بنابراین ایران می‌تواند این آبراه را مختل کند، اما نمی‌تواند این اختلال را برای مدتی نامحدود و با هزینه اقتصادی و نظامی قابل قبول ادامه دهد.

سوم، استفاده مکرر از تنگه هرمز به‌عنوان یک سلاح، دیگران را به انطباق و سازگاری وا می‌دارد. همان‌طور که ایران تلاش کرده است خود را با تحریم‌ها وفق دهد، تولیدکنندگان انرژی در شورای همکاری خلیج فارس نیز انگیزه‌های قوی‌تری برای دور زدن هرمز از طریق توسعه خطوط لوله به دریای سرخ و دریای عمان خواهند داشت. کشورهای واردکننده تأمین‌کنندگان خود را متنوع می‌کنند، روی ذخایر استراتژیک سرمایه‌گذاری می‌کنند و منابع جایگزین گاز طبیعی مایع‌شده، کود و مواد حیاتی را توسعه می‌دهند. شرکت‌ها نیز زنجیره‌های تأمینی را که حول یک گذرگاه واحد شکل گرفته‌اند، دوباره ارزیابی خواهند کرد.

پس از تهاجم روسیه به اوکراین، دولت‌ها، به‌ویژه در اتحادیه اروپا، بیش از پیش با برق تجدیدپذیر تولید داخل به‌عنوان یک دارایی امنیتی برخورد کردند. آژانس بین‌المللی انرژی متعاقباً پیش‌بینی پنج‌ساله خود را برای توسعه ظرفیت تجدیدپذیر جهانی نزدیک به ۳۰ درصد افزایش داد که بخشی از آن ناشی از تسریع حمایت‌های سیاسی در واکنش به ناامنی انرژی بود.

این‌گونه تعدیل‌ها تدریجی خواهند بود. بدیل‌ها نمی‌توانند به‌سرعت جایگزین نفت در حمل‌ونقل و صنایع پتروشیمی، گاز طبیعی مایع‌شده در برخی سیستم‌های برق، گاز طبیعی در تولید کود یا هلیوم در کاربردهای تخصصی صنعتی شوند. کشورهای کم‌درآمد نیز با محدودیت‌های مالی و نهادی مواجه‌اند که ممکن است تنوع‌بخشی و سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر را کند کند. با این حال، ناامنی مداوم توجیه اقتصادی پروژه‌هایی را که وابستگی به هرمز را کاهش می‌دهند، تقویت می‌کند.

 

موازنه دشوار برای تهران

بنابراین تهران با موازنه‌ای پیچیده مواجه است: اختلال محدود و سنجیده: می‌تواند هزینه‌های فشار نظامی آمریکا را افزایش دهد، ائتلاف‌های مخالف را دچار تفرقه کند و فضایی برای چانه‌زنی بر سر تحریم‌ها و امنیت منطقه‌ای ایجاد کند.

اختلال طولانی‌مدت یا بی‌ضابطه: به اقتصاد خود ایران آسیب می‌زند، شرکای آسیایی مانند چین را دل‌سرد می‌کند و سرمایه‌گذاری‌هایی را که اهرم آینده ایران را تضعیف می‌کنند، سرعت می‌بخشد.

بنابراین هرمز یک سلاح اقتصادی پرقدرت است، اما سلاحی است که ایران نمی‌تواند بدون متحمل شدن بخشی از هزینه‌های آن از آن استفاده کند.

هرمز سلاحی قدرتمند است، زیرا وابستگی فعلی به آن بالاست و جایگزین‌های کوتاه‌مدت محدودی دارد. اما اثربخشی آن تاریخ انقضا دارد. زمان فرارسیدن آن تاریخ به پیشرفت فناوری، سرمایه در دسترس، اراده سیاسی و مهم‌تر از همه، به میزان تهاجمی بودن ایران در به‌کارگیری این اهرم بستگی خواهد داشت.

ایران امروز می‌تواند از هرمز به‌عنوان سلاحی برای تأثیرگذاری بر مذاکرات استفاده کند؛ اما هر بار که این کار را انجام می‌دهد، به دیگران دلیل دیگری برای کاهش وابستگی‌شان به این تنگه می‌دهد. هرچه ایران این سلاح را تهاجمی‌تر به کار گیرد، ممکن است سریع‌تر باعث کند شدن و از کار افتادن تیغه آن شود.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

بن‌بست ترامپ در قبال ایران: او در جنگی بدون افقِ پایان گرفتار شده است

خبرگزاری رویترز در گزارشی نوشت موج تهدیدها و فعالیت‌های دیپلماتیک یک هفته اخیر نشان داد دونالد ترامپ برای پایان دادن به جنگ ایران با چه تنگنایی مواجه است، جنگی که او در ابتدا ادعا می‌کرد تنها چند هفته طول خواهد کشید، اما اکنون وارد ششمین ماه خود شده است.

چگونه از تبدیل مناقشه ایران و آمریکا به جنگی ابدی جلوگیری کنیم؟

وبسایت میدل‌ایست آی در یادداشتی به قلم حسین موسویان، پژوهشگر مهمان دانشگاه پرینستون، به امکان پایان جنگ میان ایران و ایالات متحده پرداخته است، جنگی که طی ۱۱ روز اخیر هر دم گسترش یافته و تفاهم‌نامه آتش‌بس میان دو کشور  را به مرحله فروپاشی رسانده است.

احیای خط لوله عراق–سوریه؛ تلاش واشینگتن برای دور زدن تنگه هرمز

میدل‌ایست‌آی در گزارشی اختصاصی نوشته است که عراق، سوریه و آمریکا در آستانه توافقی برای احیای خط لوله تاریخی کرکوک–بانیاس هستند؛ پروژه‌ای که با هدف ایجاد مسیری جایگزین برای صادرات نفت عراق به دریای مدیترانه و کاهش وابستگی این کشور به تنگه هرمز دنبال می‌شود.

نگاه جهان

اهرم تنگه هرمز بر تجارت سلاحی پرقدرت است، اما تاریخ انقضا دارد

وب‌سایت شبکه الجزیره در یادداشتی به قلم محمدرضا فرزانگان، استاد اقتصاد خاورمیانه در دانشگاه فیلیپس ماربورگ آلمان، به نقش تنگه هرمز به‌عنوان یکی از مهم‌ترین اهرم‌های اقتصادی ایران در جنگ با ایالات متحده و اسرائیل پرداخته است.