سه‌شنبه، ۱۰ شهریور ۱۴۰۵

نگاه جهان

جفری ساکس: «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا علیه ایران محکوم به شکست است

جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، در یادداشت مشترکی با یکی از مشاوران سازمان ملل، طرح تازه ایالات متحده برای انزوای کامل اقتصادی ایران و فروپاشی آن را «محکوم به شکست» دانست.

او اگرچه اذعان داشت که این طرح می‌تواند فشار به مردم را بیشتر کند، چنان که هدف از آن «گرسنگی دادن به ایران» است اما هم این‌که به سقوط کشور و حکومت منجر نمی‌شود و هم این‌که بهایش برای خود آمریکا گران خواهد بود.

یادداشت این استاد دانشگاه کلمبیا که به همراه سیبیل فارس، مشاور خاورمیانه و آفریقا در شبکه راه‌حل‌های توسعه پایدار سازمان ملل، نگاشته شده و وبسایت الجزیره منتشرش کرده است، به تحریم‌های روز ۲۴ اوت ایالات متحده علیه ایران می‌پردازد که اسکات بنست، وزیر خزانه‌داری این کشور، از آن با عنوان «عملیات طرد اقتصادی» نام برده است.

مقامات آمریکایی می‌گویند که این عملیات قرار است «سخت‌گیرانه‌ترین تحریم‌های تاریخ» باشد که برای تحمیل «بزرگ‌ترین انزوای هماهنگ اقتصادی در تاریخ جهان» طراحی شده‌اند. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، نیز از آن با عنوان «روز دی اقتصادی» (ECONOMIC D-DAY) نام برده و تهدید کرده که هر کشوری که از ایران حمایت کند، با «پیامدهای عظیم اقتصادی» مواجه خواهد شد.

جفری ساکس و سیبیل فارس اما یادآوری می‌کنند که همین هفته گذشته، پاکستان اعلام کرد که از تحریم‌های جدید ایالات متحده علیه ایران پیروی نخواهد کرد و به تجارت با همسایه خود ادامه خواهد داد. این خبر چند روز پس از آن منتشر شد که چین نیز موضع مشابهی اتخاذ کرد.

 

از بن‌بست نظامی تا طرح «گرسنگی دادن» به ایران

به باور نویسندگان این یادداشت، «پس از گذشت شش ماه بمباران و محاصره دریایی از سوی ایالات متحده که هیچ پیروزی‌ای برای این کشور به همراه نداشته، اکنون برنامه این است که ایران را با گرسنگی دادن به زانو درآورند.»

ساکس و فارس تاکید دارند که این رویکرد جدید، «غیرقانونی، ظالمانه و به دلایل متعددی محکوم به شکست است.»

اقتصاد ایران شرایط سخت و نابه‌سامانی را تجربه می‌کند، به‌طوری که نرخ تورم نقطه‌به‌نقطه خانوارهای کشور به حدود ۸۹ درصد رسیده است. نرخ تورم خوراکی‌ها، آشامیدنی‌ها در دست‌کم ۱۱ استان از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده و در هرمزگان به بیش از ۱۵۰ درصد رسیده است. با این حال جفری ساکس و سیبیل فارس ضمن اذعان به فشار شدید بر مردم ایران دلایل خود برای شکست احتمالی ایالات متحده را شرح می‌دهند که اولین آن، «سابقه تاریخی» است.

آنها می‌نویسند: «تحریم‌های اقتصادی دولت‌هایی را که مصمم به بقا هستند، سرنگون نمی‌کنند. بله، تحریم‌ها می‌توانند جمعیت‌ها را به خاک سیاه بنشانند، نهادهای امنیتی کنترل‌کننده قاچاق را قدرت ببخشند و بهانه‌ای مبتنی بر خصومت ایالات متحده برای ملت هدف فراهم کنند؛ اما موجب سقوط دولت‌ها نمی‌شوند.»

نویسندگان سپس به معادله‌ای دو دو تا چهار تا را پیش می‌کشند و از آن به عنوان «ریاضیات پایه بازار جهانی نفت» نام می‌برند. به واقع، «اسکات بسنت می‌خواهد صادرات نفت ایران را از بازاری حذف کند که همین حالا هم به دلیل بسته بودن تنگه هرمز، یک پنجم عرضه نفت خود را از دست داده است. ایالات متحده قصد دارد شوک تورم‌رکودی فعلی را که اروپا، ژاپن و دیگر متحدانش تحمل می‌کنند عمیق‌تر کند و به همان کشورها دستور می‌دهد تحریم‌هایی را اجرا کنند که اقتصاد خودشان را خفه خواهد کرد.»

 

پاشنه آشیل تحریم‌ها؛ وقتی چین بازی را برمی‌گرداند

اما مهم‌ترین دلیلی که جفری ساکس و سیبیل فارس اقامه می‌کنند، چین است. آنها معتقدند که اساسا «این کارزار علیه چین هدف‌گیری شده است؛ کشوری که بیش از ۸۰ درصد صادرات نفت ایران را خریداری می‌کند. اگر ایالات متحده بانک چین یا بانک صنعتی و تجاری چین را تحریم کند، پکن صرفا با یادداشت دیپلماتیک ملایم پاسخ نخواهد داد، بلکه صادرات عناصر کمیاب زمینی خود را محدود خواهد کرد؛ چرا که پکن یک بار این آزمایش را انجام داده و برنده شده است.»

نویسندگان در ادامه به نمونه‌های تاریخی تسلط پکن بر زنجیره تامین اشاره می‌کنند و یادآور می‌شوند که «در آوریل ۲۰۲۵، چین در پاسخ به تعرفه‌های ترامپ، مجوزهای صادراتی برای عناصر سنگین خاکی کمیاب اعمال کرد و ظرف چند هفته، خودروسازان آمریکایی و اروپایی به دلیل کمبود آهنرباهای خاکی کمیاب، خطوط مونتاژ خود را متوقف کردند. در اکتبر ۲۰۲۵، چین بسته بسیار فراگیرتری را اعلام کرد و واشینگتن عقب‌نشینی نمود و پذیرفت در ازای تعلیق یک‌ساله اقدامات پکن، محدودیت‌های تازه گسترش‌یافته خود علیه شرکت‌های چینی را پس بگیرد.»

به گفته ساکس و فارس، از آنجا که «کنترل‌های ماه آوریل هرگز لغو نشدند و تعلیق اقدامات ماه اکتبر در ماه نوامبر به پایان می‌رسد. بنابراین، بسنت دقیقا این لحظه را انتخاب کرده است؛ درست کمی بیش از دو ماه پیش از بازگشت رژیم توسعه‌یافته عناصر کمیاب زمینی چین و چند هفته پیش از دیدار برنامه‌ریزی‌شده شی جین‌پینگ، رهبر چین، از واشینگتن، تا به پکن اعلام کند که یا با ایالات متحده است یا علیه آن. این دامی‌ست که ایالات متحده برای خودش پهن کرده است.»

در واکنش به این فشارها، به نوشته این دو تحلیلگر، «پکن موضع خود را به روشنی بیان کرده است» چنان‌که اخیرا نیز لین جیان، سخنگوی وزارت خارجه چین، به خبرنگاران گفت که چین با تحریم‌های یک‌جانبه غیرقانونی که فاقد هرگونه مبنای حقوق بین‌الملل یا مجوز شورای امنیت سازمان ملل هستند، قاطعانه مخالفت می‌کند.

 

نقض منشور ملل متحد و فرار جهان از سلطه دلار

نویسندگان خاطرنشان می‌کنند که این تنها دیدگاه دولت چین نیست که تحریم‌های ایالات متحده را غیرقانونی می‌داند، بلکه «ماده ۲ (بند ۴) منشور سازمان ملل متحد، تهدید به زور یا استفاده از آن علیه تمامیت ارضی یا استقلال سیاسی هر کشوری را ممنوع می‌کند. انکار منشور سازمان ملل توسط ایالات متحده فراتر از مسئله ایران است.»

آنها در ادامه به انزوای واشینگتن اشاره کرده و می‌نویسند: «از میان تمام ۱۹۳ کشور عضو سازمان ملل متحد، اکنون ایالات متحده کمترین همسویی را با چندجانبه‌گرایی مبتنی بر سازمان ملل دارد. در ژانویه ۲۰۲۶، واشینگتن از بیش از ۶۰ سازمان بین‌المللی خارج شد و در سال ۲۰۲۵ نیز این کشور تنها در ۵ درصد از قطعنامه‌های ثبت‌شده مجمع عمومی سازمان ملل با اکثریت بین‌المللی رأی موافق داد.»

از نظر جفری ساکس و سیبیل فارس، «در این برهه، هر دولتی باید سه نتیجه‌گیری داشته باشد: نخست، ایالات متحده منشور سازمان ملل را رد کرده است. دوم، تضمین‌های امنیتی آمریکا غیرقابل اعتماد هستند. سوم، اتکا به تجارت مبتنی بر دلار، کشورها را در برابر تحریم‌های آمریکا آسیب‌پذیر می‌کند.»

این یادداشت می‌افزاید که پیامدهای این وضعیت در سطح جهان نمایان شده است؛ به‌طوری‌که «در سراسر جهان، کشورها به ترتیبات دفاعی جدیدی مانند توافق مکه میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان روی می‌آورند. آنها همچنین به‌طور قابل‌پیش‌بینی در حال فاصله گرفتن از مبادلات تجاری با دلار آمریکا و کاهش اوراق قرضه خزانه‌داری آمریکا در ذخایر خارجی خود هستند و حتی برای برآورده کردن نیازهای هوش مصنوعی خود، به جای پرداخت هزینه برای مدل‌های انحصاری آمریکایی، به مدل‌های متن‌باز چین روی می‌آورند.»

نویسندگان در بخش پایانی، با اشاره به تاریخ یونان باستان می‌نویسند: «روایت باستانی توسیدید از جنگ پلوپونزی در عصر ما به عنوان آینه‌ای از رقابت ایالات متحده و چین خوانده می‌شود. معروف‌ترین جمله آن، طعنه‌ای است که ژنرال‌های آتنی در سال ۴۱۶ پیش از میلاد به مردم ملوس زدند: قدرتمندان آنچه را در توان دارند انجام می‌دهند و ضعیفان آنچه را باید، متحمل می‌شوند. با این حال، تنها یک دهه پس از آنکه ژنرال‌های آتنی این طعنه را زدند، این آتن بود که از اسپارت شکست خورد.»

در نهایت، ساکس و فارس هشدار می‌دهند که «ایالات متحده اکنون با همان لحن، ایران و سایر کشورها را به سخره می‌گیرد؛ اما تکبر نشانه سقوط است و امروز هیچ دولتی متکبرتر از ایالات متحده تحت رهبری ترامپ و مجری او، بسنت، نیست.»

آن‌ها مقاله خود را با این نتیجه‌گیری به پایان می‌برند که «دولت‌های سراسر جهان کورکورانه ایالات متحده را به سوی فاجعه همراهی نخواهند کرد.»

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

دلار ۲۰۰ هزار تومانی؛ «ما فقط نفس می‌کشیم»

با عبور قیمت دلار از مرز ۲۰۰ هزار تومان در روز یکشنبه اول شهریور، خبرنگاران آسوشیتدپرس در تهران گزارشی از شرایط نابه‌سامان اقتصادی ایران و کاهش شدید قدرت خرید مردم منتشر کرده‌اند که گویای آن است درصد فزاینده‌ای از افراد جامعه به‌سختی نیازهای اولیه زندگی را تامین می‌کنند.

عواید راهبردی روسیه و چین از جنگ آمریکا و ایران

اگر چه نه مسکو و نه پکن به‌صورت علنی وارد جنگ نشده‌اند، با این‌ حال، هر دو از این جنگ با دلایل و ابزارهای متفاوت بهره‌برداری راهبردی می‌کنند، چنان‌که میزان آسیب‌پذیری‌شان در برابر هزینه‌های جنگ نیز تفاوت فاحشی دارد.

قمار خزر: تنش‌های ایران و اوکراین «جغرافیای بی‌ثباتی» را گسترش می‌دهد

وبسایت میدل‌ایست در گزارشی به بازخوانی حمله اخیر اوکراین به کشتی ایرانی در دریای خزر پرداخته و تاکید داشته که این قائله هنوز به پایان نرسیده و  خطر آن وجود دارد جبهه جدیدی در جنگ علیه ایران گشوده شود که به نفع اسرائیل باشد.

نگاه جهان

جفری ساکس: «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا علیه ایران محکوم به شکست است

جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، در یادداشت مشترکی با یکی از مشاوران سازمان ملل، طرح تازه ایالات متحده برای انزوای کامل اقتصادی ایران و فروپاشی آن را «محکوم به شکست» دانست. او اگرچه اذعان داشت که این طرح می‌تواند فشار به مردم را بیشتر کند، اما هم این‌که به سقوط کشور و حکومت منجر نمی‌شود و هم این‌که بهایش برای خود آمریکا گران خواهد بود.