درست یا غلط، امروز روز کوروش است. کوروش چهرهای آیکونیک است که قرنها شناخت تاریخیاش میان ایرانیان کمرنگ شده بود، اما تقریبا از دوره قاجار با ترجمه منابع اروپایی از یک سو و گزارش باستانشناسی محوطههای هخامنشی از سوی دیگر، بازکشف شد و چهرهاش در طول زمان تحول پیدا کرد.
در آغاز، در فضای ضد تازی- اسلامی بخشی از روشنفکران دوره قاجار همچون نمادی که در برابر «دیگری» تازی – اسلام قرار میگرفت، بازنمایی شد.
سوم گاه اسلام کز تازیان
بسی رفت بر مرز ایران زیان
درین هر سه فترت که شد رونمای
نماند از اثرهای ایران به جای
- آقاخان کرمانی (نامه باستان)
یا
یکی مشت از مردم باربار
که شیر شتر خوردی و سوسمار
ز اعجاز او تاج قیصر گرفت
همه ملک کسری سراسر گرفت
- آقاخان کرمانی (نامه باستان)
این در حالی بود که کوروش حتی در همین منظومه دشمن شکستخورده را میبخشید و یهودیان را از اسارت میرهاند و در دوره هخامنشیان زبان آرامی که همخانواده زبان عربی است، به عنوان زبان میانجی و مکاتبات اداری امپراتوری به کار میرفت.
بعدتر با ترجمه منشور کوروش و بهویژه در جریان تدارک جشنهای ۲۵۰۰ ساله، در کنار آن تصویر نژادی متاثر از فضای نژادپرستی قرن ۱۸-۱۹ میلادی در اروپا که در دوره پهلوی اول فراگیر شد، تصویر شخصیتی روادار گسترش پیدا کرد و تا جایی پیش رفت که او را نخستین بنیانگذار حقوق بشر خواندند. با این حال آن فهم نخستین از کوروش از میان نرفت و این تصویرها در کنار هم باقی ماندند.
به گمان من، کوروش محبوبترین شخصیت کل تاریخ در ایران امروز است. سال گذشته در حاشیه پژوهشی کیفی و برای سنجش پاسخهای شرکتکنندگان پژوهش -که دهه هشتادی بودند- پرسشهایی درباره شناخت شخصیتها، محبوبیت آنان و قضاوت دربارهشان طرح کردم.
نتیجه این بود که بیش از ۶۰ درصد شرکتکنندگان بدون هیچ تردید و اما و اگری کوروش را محبوبترین چهره خود معرفی کرده بودند. البته پژوهشهای دیگری نیز این یافته را تایید میکنند.
این محبوبیت اما محبوبیت کدام کوروش است؟ کوروش برآمده از فضای تازیستیزی یا کوروش روادار و جهانی که تصویرش بعدها گسترش پیدا کرد و توماس جفرسون از پدران بنیانگذار آمریکا هم خواننده کوروشنامهاش بود و در روایت گزنفون نیز همچون پادشاهی آرمانی ستوده شده است؟
به نظرم در فضای قطبی جامعه امروز، ما با تصویری یگانه از کوروش روبهرو نیستیم. ستایش جهانی از او، در متون گذشته یونانی و قرنهای بعدی غربی بیتردید، در محبوبیت او نزد ایرانیان موثر است، اما محبوبیت کنونی او -که به احتمال بالا- بالاترین میزان محبوبیت در نزدیک به ۲۰۰ سالی است که از بازکشفش میگذرد، نوعی انتخاب در وضعیت استیصال است.
این هنگامی معنا پیدا میکند که دریابیم، در میان چهرههای محبوب نسل جوان در یکی دو دهه اخیر، نامی از زندگان نیست و تقریبا هیچ چهره سیاسی زندهای در ایران محبوبیت فراگیر ندارد.
البته که کوروش چهرهای برجسته است و در جهان به نیکی شناخته میشود و میان ایرانیانی با گرایشهای مختلف محبوبیت دارد، چنان که در میان قشرهایی از مسلمانان مذهبی نیز کوروش همان ذوالقرنین قرآن خوانده شده است. با این حال به نظر میرسد، محبوبیت بینظیر و با فاصله او نسبت به دیگران، به ویژه میان آن دسته که از او تصویر چهرهای در برابر «دیگری» تازی دارند، انتخابی از سر استیصال است و واکنشی است به نارضایتی از ساختار رسمی و همزمان بیاعتمادی یا عبور از سیاستمداران یا سیاستهای تاکنون موجود، چه در قالب ساختار رسمی و چه در کلام منتقدان و هواداران براندازیاش.







