
فلسفهی سیاسی ابتر، سمینار «دفاع از میهن، ملاحظات میانهی جنگ»
«دفاع از میهن، ملاحظات میانهی جنگ» عنوان سمینار آنلاینیست که نیماد برگزار میکند، رخدادی که ناظر به جنگ اخیر ایالات متحده و اسرائیل با ایران

«دفاع از میهن، ملاحظات میانهی جنگ» عنوان سمینار آنلاینیست که نیماد برگزار میکند، رخدادی که ناظر به جنگ اخیر ایالات متحده و اسرائیل با ایران

در حالی که جنگ وارد ماه دوم شده، تبعات ویرانگر آن آشکارتر از هر زمان دیگری هویدا گشته است. اکنون که بحث به نابودی زیرساختها، عقبگرد به «عصر حجر» و ضربالاجلهای تحقیرآمیز دونالد ترامپ رسیده و تشت رسوایی «کمکهای آمریکا و اسرائیل به ایرانیان» از بام افتاده است، بحث اخلاقی درباره مسئولیت جنگ بیش از پیش برجسته شده است.

کسانی که در مراکز قدرت غرب بر طبل ادامه این فاجعه میکوبند، در پیشگاه تاریخ نه به عنوان «آزادیخواه»، بلکه به عنوان کنشگرانی ثبت خواهند شد که آرمان دموکراسی ملی را به بهای نابودی سرزمینی به حراج گذاشتند. حمایت اصیل از ملت ایران، نه در تشویق بمباران، بلکه در صیانت از «عاملیت» مردمی نهفته بود که بر ساختن سرنوشت خویش به دست خود اصرار داشتند.

۳۲۰ فعال سیاسی و مدنی و روزنامهنگار در نامهای به کمیته نوبل صلح با متهم کردن شیرین عبادی، برنده این جایزه در سال ۲۰۰۳، به «جنگطلبی» خواستند که اعتبار معنوی این جایزه از او پس گرفته شود.

نهادها و زیرساختهای عمومی، مادیترین پیوند را با زندگی «مردم» ایران دارند و نیروهای ذینفع به سختی میتوانند روی آنها صداگذاری کنند. کنشگران باید به این مهم بیاندیشند که هر صدایی که ظرف دولت-ملت را ناپایدار میکند، منجر به تضعیف نهادهایی که مستقیما نیازهای مادی جمعی را تامین میکنند می شود یا خیر. اگر گروههای سیاسی دغدغه زیست ساکنان ایران را دارند، باید اهمیت نهادها و زیرساختها در ظرف دولت-ملت را درک کنند.

آدمهایی را میشناسیم که به سبب وضعیت ناگوار اقتصادی و سیاسی، در دام آگاهی کاذب افتاده و دیدگاههایی تخریبی پیدا کردهاند؛ اما نباید فراموش کرد آنها نیز برخوردار از یک دستگاه تحلیلی و متکی بر جهانبینیهایی هستند که مصنوعی بوده و «ساخته» شدهاند. بخش بزرگی از تفکر انتقادی در طول تاریخ بالاخص پس از جنبشهای تودهای، شناخت و توضیح دستگاههای تولید آگاهی کاذب بوده است.
گروهی متشکل از نزدیک به ۳۰ گزارشگر ویژه و کارشناس سازمان ملل متحد «حملات» آمریکا و اسرائیل علیه ایران را «ناموجه» خواندند و آن را محکوم کردند.

با ادامه انتشار گزارشها درباره آمادگی ایالات متحده برای حمله نظامی به ایران، تصاویر ماهوارهای منتشرشده نیز نمایی از فعالیتهای ایران در برخی سایتهای حساس ارائه میدهد که در کانون تنش با اسرائیل و آمریکا قرار دارند. در این حال آلمان روز پنجشنبه ۳۰ بهمن اعلام کرد که نیروهای خود را از شمال عراق خارج کرده است و لهستان نیز از شهروندان خود خواست که «فورا» ایران را ترک کنند.

وبسایت آمریکایی آکسیوس روز چهارشنبه ۲۹ بهمن در گزارشی به نقل از منابع مطلع نوشت که دولت ترامپ بیش از آنچه اکثر آمریکاییها تصور میکنند، به یک جنگ بزرگ در خاورمیانه نزدیک شده و این جنگ ممکن است به زودی آغاز شود.

آینده ایران به صورت طبیعی باید شریعتمداری را رها کند و به سوی قانون و نظام حقوقبنیاد سکولار برود. اما دخالت خارجی میتواند این روند طبیعی را به هم بزند و تحمیل و اجبار و نظامی دستنشانده را حاکم کند که دوباره تکاپوی طبیعی جامعه را به تعویق بیندازد.

علی لاریجانی که تحولات هفتههای اخیر او را به چهره کانونی سیاست ایران تبدیل کرده است، در ادامه رایزنیهای خود با رهبران منطقه روز چهارشنبه ۲۲ بهمن با امیر و نخستوزیر قطر دیدار کرد، رخدادی که ناظر به مذاکرات تهران و واشینگتن بوده است.

جمهوری اسلامی چرا در این شرایط بهجای استفاده از نیروهای میانی برای تخفیف بحرانها به سرکوب آنان اقدام کرده است؟ سناریوی حاکمیت چیست؟ و این شرایط چه تاثیری بر دولت اصلاحطلب مسعود پزشکیان خواهد داشت؟ کاظم کردوانی، پژوهشگر و جامعهشناس به پرسشهای نیماد پاسخ میدهد.