با آغاز حمله هوایی حسابشدهی اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران در سال ۲۰۲۵، خاورمیانه بار دیگر به آستانهی یک بحران تمامعیار کشیده شد. در حالی که غنیسازی اورانیوم در ایران به مرزهای هشداردهندهای نزدیک میشد و دیپلماسی به بنبست رسیده بود، رهبران اسرائیل فرصت را برای یک حمله پیشگیرانه مناسب دیدند. ورود آشکار ایالات متحده به میدان نیز، نقطهعطفی در سیاست خارجی این کشور بود: کنار گذاشتن ابهامهای پیشین و ارسال این پیام که اگر دیپلماسی به جایی نرسد، گزینه نظامی همچنان روی میز است.
حسین بنایی، استاد روابط بینالملل در دانشگاه ایندیانا در گفتگوی خود با نشریه فارن افرز، این تحولات را مثالی عینی از تلاقی رقابت قدرتهای بزرگ، سیاست منع اشاعه هستهای و مناسبات پرتنش منطقهای میداند.
آیا اسرائیل توانسته راهبرد بازدارندگی خود را احیا کند؟
پاسخ بنایی مثبت است؛ اما با هزینههایی چشمگیر. اسرائیل که پیشتر از طریق حملات سایبری و ترورهای هدفمند در پی مهار ایران بود، پس از حملهی حماس درسال ۲۰۲۳ دامنه عملیات خود را گسترش داد و حتی به قلب خاک ایران رسید. نتیجه، بازدارندگی شکنندهایست که هم مؤثر بوده و هم بحثبرانگیز: توازن قدرت منطقهای بههم خورده و مرزهای اخلاقی در راهبردهای پیشدستانه، به موضوعی جدی برای بحثهای دانشگاهی و سیاسی بدل شدهاند.
ایران در برابر فشار خارجی: انزوا یا انسجام؟
جمهوری اسلامی، بهجای اصلاح، موضع خود را تندتر کرده و تلاش دارد با تصویرسازی از خود بهعنوان «قربانی مظلوم» افکار عمومی داخلی را بسیج کند. گرچه اصلاحطلبان خواستار گشایش فضای سیاسیاند، ولی صدایشان چندان شنیده نمیشود. برای مردم عادی ایران، پیامدها ملموستر است: زندگیهایی که میان سرکوب داخلی و تنشهای خارجی گرفتار شدهاند. بنایی تأکید میکند که بدون درک این بُعد داخلی، فهم سیاست خارجی ایران ناقص خواهد بود.
نقش روسیه و چین: همدلی استراتژیک یا بیطرفی مصلحتآمیز؟
روسیه و چین در واکنش به جنگ، تنها به محکومیت لفظی بسنده کردهاند. مسکو غرب را مقصر میداند و پکن خواستار ثبات شده؛ چراکه نگران اختلال در جریان انرژی است. این دو قدرت، ایران را بیشتر یک مهرهی ژئوپولیتیک میبینند تا متحد ایدئولوژیک؛ حمایتی محدود برای مهار آمریکا، بدون آنکه هزینهی درگیری مستقیم را بپردازند.
آیا دیپلماسی هنوز ممکن است؟
از نگاه بنایی، مسیر مذاکره همچنان باز است، هرچند تنگتر از همیشه. اعتماد میان ایران و آمریکا از بین رفته، ولی هدف اصلی جمهوری اسلامی – بقا – هنوز راهی برای گفتوگو باقی میگذارد. او این واقعگرایی تلخ را بخشی از آموزش به نسل جدید دیپلماتها میداند: دیپلماسی نه بهعنوان آرمانگرایی، بلکه بهمثابه ضرورتی راهبردی در جهانی آشفته و چندپاره.








