روزنامه هاآرتص چاپ اسرائیل، در گزارشی به ارزیابی توانایی اسرائیل برای حمله موشکی دوم به ایران پرداخته. هرچند این یادداشت از نگاه دولت اسرائیل نوشته شده، اما همچنان نگاه واقعگرایانه نسبیای را اتخاذ کرده و نشان داده این حمله، چنانکه تصور میشود، ساده نخواهد بود.
با پایان جنگ ۱۲ روزه ایران و اسرائیل، تلآویو و واشنگتن آن را یک پیروزی عملیاتی خواندند؛ این گزارش اما در ادامه تصریح میکند که هدف اصلی، یعنی توقف کامل برنامه هستهای ایران، محقق نشده است.
دستاورد مهم اسرائیل در این جنگ، از نگاه گزارش هاآرتص، از کار انداختن سامانههای پدافند هوایی ایران و کسب برتری در آسمان بود—موضوعی که امکان حملات دقیق به زیرساختهای موشکی ایران را فراهم ساخت.
اما در جبهه دفاعی، تصویر پیچیدهتر بود: اسرائیل توانست بیشتر پهپادها و موشکهای ایرانی را رهگیری کند، ولی همان تعدادی که از سد دفاعی عبور کردند، خسارات و تلفات بیسابقهای در داخل اسرائیل برجای گذاشتند.
رقابت تسلیحاتی ادامه دارد
بر اساس گزارش روزنامه هاآرتص، ایران با وجود تحمل ضربات سنگین، بیش از هزار موشک بالستیک با توان هدفگیری اسرائیل در اختیار دارد.
کارشناسان میگویند این برنامه در چارچوبی نهادی و پرهزینه در ایران ریشه دارد و کنار گذاشته نخواهد شد. اگرچه زیرساخت تولید و پرتاب ایران در جنگ آسیب دید، اما به باور متخصصان، ایران با گذشت زمان میتواند ظرفیت خود را بازسازی کند.
هزینههای سرسامآور دفاع
این گزارش تآکید میکند جنگ اخیر بار دیگر نشان داده دفاع موشکی تا چه اندازه پرهزینه است. تنها در ۱۲ روز، حدود ۵ میلیارد شِکِل (۱.۴ میلیارد دلار) صرف سامانههای رهگیر شد.
موشکهای رهگیر اسرائیلی و آمریکایی چندین میلیون دلار قیمت دارند و تولید آنها نیز بسیار محدود است. با این حال، کارشناسان تأکید میکنند اگر صدها موشک ایرانی به اهداف حساس اصابت میکرد، خسارت مالی و انسانی بهمراتب سنگینتر میبود.
ضعف دقت موشکهای ایران
یکی از نقاط ضعف ایران، از نگاه این گزارش، دقت پایین موشکهای بالستیک است. هرچند برخی اهداف مهم از جمله پالایشگاه حیفا و تأسیسات امنیتی اسرائیل مورد اصابت قرار گرفتند، اما بیشتر موشکها به اطراف اهداف برخورد کردند.
تصاویر ماهوارهای نشان دادند که حتی حملات سنگین به پایگاه هوایی نواتیم، آسیب محدودی وارد کرده است.
پدافند هوایی و نیروی هوایی ایران
سامانههای پدافند ساخت ایران و روسیه، مانند اس-۳۰۰، در برابر موج حملات اسرائیل عملاً ناکارآمد بودند. ایران مدعی است که سامانههای از دست رفته را جایگزین کرده، اما بسیاری تردید دارند.
در عین حال، نیروی هوایی ایران نیز به دلیل فرسودگی شدید ناوگان—که شامل جنگندههای قدیمی دوره شاه است—در جنگ نقشی نداشت. گزارشهایی از مذاکرات تهران برای خرید جنگندههای چینی جی-۱۰سی و روسی سوخو-۳۵ وجود دارد، اما حتی چنین خریدهایی در کوتاهمدت تهدیدی جدی برای اسرائیل محسوب نمیشود.
آینده: رهگیری زودهنگام و فناوری لیزری
کارشناسان نظامی اسرائیل میگویند در جنگهای آینده باید بر رهگیری زودهنگام موشکهای ایرانی، در مرحله اولیه پرتاب، تمرکز شود. این امر نیازمند شبکه حسگرهای گسترده و رهگیرهای بسیار سریع است.
همزمان، اسرائیل و آمریکا سرمایهگذاری در سامانههای لیزری مانند «آیرون بیم» را گسترش دادهاند، هرچند فناوری کنونی هنوز قدرت کافی برای مقابله با موشکهای بالستیک را ندارد.
این گزارش در ادامه به گفتههای وزیر دفاع اسرائیل پس از جنگ ارجاع میدهد. مبنی بر اینکه این نبرد تنها «مقدمه» سیاست جدید تلآویو است: پایان دادن به مصونیت ایران و حفظ برتری هوایی برای مهار برنامههای موشکی و هستهای تهران.
با اینحال این گزارش روشن نمیکند چنین حملهای، جدا از آمادگی نظامی، تا چه اندازه میتواند موافقت واشنگتن را جلب کند. همچنین تحرکات دیپلماتیک ایران در منطقه و امکان توافق احتمالی با آمریکا را نادیده میگیرد، جدا از اینکه ایران همچنان میتواند از اقدامات پیشگیرانه دیگری نظیر تهدید به بستن تنگه هرمز یا به کارگیری برخی از عناصر محور موسوم به «مقاومت»، از جمله حوثیها بهره بگیرد.








