یکشنبه، ۲ آذر ۱۴۰۴

دیدگاه

ریشه‌های تورم مزمن در ایران و اصلاحات ضروری

عدنان مزارعی

عدنان مزارعی

عدنان مزارعی پژوهشگر ارشد در «موسسه بین‌المللی اقتصاد پترسون» است

متن پیش‌ِ رو خلاصه‌ای از مقاله‌ای است که عدنان مزارعی در سال ۲۰۲۰ درباره سیاست پولی در ایران و اصلاحاتی که برای مهار تورم لازم است منتشر کرد. هر چند که پنج سال از انتشار این مقاله می‌گذرد، اما او تاکید می‌کند که مسائل اصلی همچنان پابرجاست و نسخه‌های پیشنهادی او امروز نیز کاملاً موضوعیت دارد.

به‌گفته مزارعی، چهار عامل اصلی تورم در ایران عبارت‌اند از تحریم‌ها، نبود استقلال بانک مرکزی، غلبه نیازهای مالی دولت بر سیاست پولی، و مشکلات ساختاری سیستم بانکی. او این مشکلات را ریشه‌دار در ساختار سیاسی و اقتصادی ایران می‌داند و معتقد است تا زمانی که این چارچوب تغییر نکند، امکان حل آن‌ها بسیار محدود خواهد بود.

نیماد ترجمه فشرده این متن تحلیلی را با هماهنگی و تایید آقای مزارعی در اختیار مخاطبان خود می‌گذارد. عدنان مزارعی پژوهشگر ارشد در «موسسه بین‌المللی اقتصاد پترسون» است. حوزه اصلی فعالیت او اقتصاد خاورمیانه و شمال آفریقا، صندوق‌های ثروت ملی و بدهی‌های دولتی است و زمانی نیز در جایگاه معاون مدیر در اداره خاورمیانه و آسیای مرکزی صندوق بین‌المللی پول در حل‌وفصل بحران‌های مالی گوناگون در بازارهای نوظهور نقش داشت.

 

چرا تورم در ایران مهار نمی‌شود؟

ایران با تورم مزمن و رو به افزایش روبه‌روست؛ تورمی که سطح زندگی مردم را پایین آورده و شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده است. کسری بودجه بالا، کاهش شدید درآمدهای نفتی، تحریم‌های آمریکا، و هزینه‌های سنگین کرونا باعث شده سیاست پولی کشور ناچار به تسهیل بیشتر شود؛ و این یعنی تورم بالاتر و احتمال ناآرامی‌های اجتماعی بیشتر.

بانک مرکزی ایران عملا فاقد «لنگر» برای مهار انتظارات تورمی است. این نهاد در سال‌های اخیر اهداف متعدد اما متضادی را دنبال کرده است مثل کنترل تورم، کمک به تامین مالی دولت، تامین ارز برای واردات کالاهای اساسی، جلوگیری از سقوط نرخ ارز و جلوگیری از بحران بانکی. این اهداف هم‌زمان عملا بانک مرکزی را از کنترل مؤثر تورم بازداشته است.

 

آیا «هدف‌گذاری تورمی» در ایران شدنی است؟

بانک مرکزی اعلام کرده قصد دارد نظام سیاست‌گذاری پولی را به «هدف‌گذاری تورم» تغییر دهد. اما همه چیز نشان می‌دهد در شرایط فعلی پیش‌نیازهای این سیاست در ایران وجود ندارد.

سه شرط اساسی که ایران ندارد عبارتند از اول، استقلال بانک مرکزی و نبود سلطه بودجه‌ای؛ دوم، شناوری نرخ ارز و نبود بحران ارزی مزمن؛ سوم، نظام بانکی سالم و بدون نیاز به تزریق مداوم پول پرقدرت.

در حال حاضر هیچ‌کدام فراهم نیست.


سلطه بودجه بر سیاست پولی

دولت به‌طور مستقیم در تصمیمات کلیدی پولی دخالت دارد. بخش بزرگی از خلق پول ناشی از تامین مالی بودجه، شرکت‌های دولتی و برداشت از صندوق توسعه ملی است. از سویی رشد نقدینگی به‌شدت متاثر از نوسان درآمد نفتی است. همچنین بدهی دولت، همراه با تعهدات پنهان (صندوق‌های بازنشستگی و بانک‌ها)، فشار بیشتری بر سیاست پولی وارد می‌کند.

بنابراین بانک مرکزی حتی اگر بخواهد هم نمی‌تواند تورم را پایین بیاورد.

نرخ ارز؛ موتور تورم

ایران چند شوک ارزی بزرگ را بعد از تحریم‌های ۲۰۱۲ و ۲۰۱۸ تجربه کرده است. به‌دلیل کاهش شدید درآمد ارزی، تحریم‌های بانکی، خروج سرمایه و کرونا، بانک مرکزی توان مداخله مؤثر در بازار ارز را ندارد. دیگر این‌که بخشی از ذخایر ارزی عملا قابل استفاده نیست. و در نهایت، نرخ بهره ابزار فعال سیاست پولی نیست.

در چنین شرایطی، کوچک‌ترین شوک، تورم را دوباره شعله‌ور می‌کند.


بانک‌های بحران‌زده
بانک‌های ایران با مشکلات جدی روبه‌رو هستند: نسبت بالای وام‌های معوق، زیان انباشته، کمبود نقدینگی، وابستگی شدید به منابع بانک مرکزی، نظارت ضعیف، فساد، و مالکیت درهم‌تنیده دولتی ـ شبه‌دولتی از مهم‌ترین این مشکلات هستند.

بانک مرکزی ناچار است به‌جای مبارزه با تورم، از فروپاشی بانک‌ها جلوگیری کند؛ و این یعنی چاپ پول بیشتر.

رکود عمیق؛ مانع دیگر سیاست ضدتورمی

اقتصاد ایران سه سال است در حال کوچک شدن است. تحریم‌ها، کرونا و سقوط درآمد نفتی باعث شده که از یک سو، بنگاه‌ها برای سرمایه در گردش وابسته به وام بانکی باشند و از سوی دیگر، هرگونه افزایش نرخ بهره یا محدودیت اعتباری، رکود را تشدید کند. تاثیر دیگر تحریم‌ها، کرونا و سقوط درآمد نفتی نیز این است که باعث شده دولت و بخش خصوصی هر دو محتاج تزریق نقدینگی بمانند.

در چنین شرایطی، سیاست پولی نمی‌تواند سختگیرانه شود.


حباب بورس؛ محدودیت تازه برای بانک مرکزی

رشد بی‌سابقه بورس تهران، نزدیک به ۳۰۰ درصد فقط در سال ۲۰۲۰ ، بیش از آن‌که ناشی از رشد اقتصادی باشد، حاصل «فرار از تورم» است.

بانک مرکزی می‌داند که هر افزایش نرخ بهره یا سیاست انقباضی می‌تواند این حباب را بترکاند و تبعات اجتماعی و سیاسی سنگینی داشته باشد.

 

نتیجه‌گیری گزارش

  • شرایط کنونی برای اجرای هدف‌گذاری تورمی مناسب نیست.
  • بانک مرکزی استقلال ندارد و زیر فشار بودجه، نرخ ارز و بحران بانکی گرفتار است.
  • حتی با سیاست‌گذاری درست، بدون کاهش تحریم‌ها مهار تورم بسیار دشوار خواهد بود.
  • هدف‌گذاری تورم فعلاً بیشتر یک هدف نمادین یا آرزومندانه است تا یک برنامه واقعی.

برای مهار پایدار تورم، ایران نیازمند فراهم آوردن این شرایط است:

۱. کاهش سلطه بودجه بر سیاست پولی

۲. اصلاح عمیق ساختار بانکی

۳. افزایش شفافیت مالی و داده‌های اقتصادی

۴. استقلال واقعی بانک مرکزی

۵. و مهم‌تر از همه: کاهش تحریم‌ها و دسترسی به منابع ارزی

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

شعارهای سلطنت‌طلبانه در اعتراض‌ها؛ صداهای نابرابر در خیابان‌های ایران

جغرافیای شعارهای طرفدار سلطنت تصادفی نیست. این شعارها به‌طور عمده در مناطقی شنیده می‌شوند که فارسی‌زبان، لُرنشین یا کاسپین‌اند، در حالی که در مناطق قومی حاشیه‌ای‌تر و همچنین مناطق با اکثریت سنی تا حد زیادی غایب‌اند.

نیماد منتشر می‌کند: روایت ناگفته طهماسب مظاهری از پشت‌پرده کاهش سود بانکی در دولت احمدی‌نژاد

رسانه نیماد خاطره‌ای منتشرنشده از طهماسب مظاهری، رئیس سابق بانک مرکزی در سال‌های ۱۳۸۶ و ۱۳۸۷، را در اختیار مخاطبان خود می‌گذارد که گوشه‌هایی از سازوکار تصمیم‌گیری اقتصادی در ایران و چالش استقلال بانک مرکزی را عیان می‌کند.

دیدگاه

ریشه‌های تورم مزمن در ایران و اصلاحات ضروری

عدنان مزارعی: بانک مرکزی ایران عملا فاقد «لنگر» برای مهار انتظارات تورمی است. این نهاد در سال‌های اخیر اهداف متعدد اما متضادی را دنبال کرده که این اهداف هم‌زمان عملا بانک مرکزی را از کنترل موثر تورم بازداشته است.