سه‌شنبه، 12 می 2026

نگاه جهان

اکونومیست: تداوم بحران ایران به اقتصاد کشورهای خلیج فارس آسیبی جبران‌ناپذیر وارد می‌کند

نشریه بریتانیایی اکونومیست در یادداشتی به تاثیر جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران و تداوم بحران بر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخته است که به شدت متکی به توریسم و صادرات انرژی هستند. تا همین الان نیز آمارها از کاهش شدید صادرات نفت این کشورها، سقوط نرخ اشغال هتل‌ها به ۱۰ درصد و اختلال در زنجیره تأمین کالا حکایت دارد. با این حال اکونومیست همین‌ها را در مقایسه با چشم‌انداز خطرناک پیش رو صرفا رکودی فصلی می‌داند که در صورت تداوم جنگ ایران می‌تواند به بحرانی شدید بیانجامد.

ترجمه این یادداشت را در بخش نگاه جهان رسانه نیماد می‌خوانید.

 

***

آنچه در ابتدا یک آتش‌بس موقت به‌نظر می‌رسید، اکنون تقریبا به اندازه خود جنگی که پیش از آن جریان داشت، دوام آورده است. آمریکا و ایران اکنون وارد ششمین هفته‌ آتش‌بس شده‌اند. بسیاری در کشورهای خلیج فارس امیدوار بودند این آتش‌بس به‌سرعت به جنگ و اختلالات اقتصادی ناشی از آن پایان دهد. اما اکنون خود را در وضعیتی معلق می‌بینند. جنگ، با وجود چند درگیری محدود در تنگه هرمز و حملات ایران به امارات متحده عربی، فعلا متوقف شده است. اما صلحی پایدار نیز وجود ندارد، و در نتیجه، رفت‌وآمد از تنگه تقریبا متوقف مانده است.

هم‌زمان با ادامه مذاکرات، برخی از ساکنان کشورهای خلیج فارس در حال طرح پرسشی هستند که تا پیش از این غیرقابل تصور بود: اگر این وضعیت ماه‌ها ادامه پیدا کند چه خواهد شد؟ شورای همکاری خلیج فارس، متشکل از شش پادشاهی نفتی منطقه، تاکنون بحران را نسبتا خوب مدیریت کرده و ده‌ها میلیارد دلار برای حمایت از اقتصادهای خود هزینه کرده است. مقام‌های رسمی با اعتمادبه‌نفس از توانایی خود برای تحمل اختلالات بیشتر و بازگشت سریع به شرایط گذشته پس از پایان بحران سخن می‌گویند. اما هرچه هفته‌ها به ماه‌ها تبدیل شود، خطر آسیب‌های ماندگار نیز افزایش می‌یابد.

ایران روز ۱۰ مه (۲۰ اردیبهشت) تازه‌ترین پیشنهاد خود را برای دستیابی به آتش‌بس دائمی ارائه کرد؛ پیشنهادی که در پاسخ به طرح آمریکا در هفته پیش از آن مطرح شد. هیچ‌یک از دو طرف متن پیشنهادها را منتشر نکردند. اما دیپلمات‌های منطقه می‌گویند مسائل کلیدی همچنان حل‌نشده باقی مانده‌اند؛ از جمله مدت‌زمان توقف غنی‌سازی اورانیوم، سرنوشت ذخایر اورانیوم با غنای بالا، و این‌که آیا ایران باید بخشی از تاسیسات هسته‌ای خود را برچیند یا نه. دونالد ترامپ نیز این پیشنهاد را «کاملا غیرقابل قبول» توصیف کرده است.

پیامدهای بن‌بست طولانی‌مدت برای آمریکا و ایران به‌راحتی قابل مشاهده است. در آمریکا، رانندگان اکنون به‌طور میانگین برای هر گالن بنزین ۴.۵۲ دلار پرداخت می‌کنند؛ رقمی که نسبت به پیش از جنگ ۵۲ درصد افزایش یافته است. در ایران نیز، به گفته یکی از مقام‌ها، بیش از یک میلیون نفر شغل خود را از دست داده‌اند. اما سنجش میزان خسارت در کشورهای خلیج فارس دشوارتر است، زیرا این کشورها به‌شدت در تلاش‌اند تصویری عادی و باثبات از وضعیت خود ارائه دهند.

واضح‌ترین ضربه به صنعت نفت و گاز وارد شده است؛ بخشی که حدود یک‌چهارم تولید ناخالص داخلی منطقه و بخش عمده درآمد صادراتی آن را تشکیل می‌دهد. صادرات نفت عربستان سعودی از زمان آغاز جنگ حدود یک‌سوم کاهش یافته و صادرات امارات نصف شده است. بحرین، کویت و قطر نیز تقریبا هیچ صادراتی نداشته‌اند. امین ناصر، مدیرعامل آرامکوی عربستان، در ۱۰ مه هشدار داد که اگر اختلال در تجارت و کشتیرانی بیش از چند هفته ادامه یابد، بحران عرضه ادامه پیدا خواهد کرد و بازار احتمالا تا سال ۲۰۲۷ به وضعیت عادی بازنخواهد گشت.

در آخر هفته، یک نفتکش حامل گاز طبیعی مایع قطر موفق شد از تنگه هرمز عبور کند؛ نخستین کشتی قطری از زمان آغاز جنگ که چنین کاری انجام می‌داد. مقصد این کشتی پاکستان بود. نفتکش مسیر شمالی تنگه را، از داخل آب‌های سرزمینی ایران، طی کرد؛ جایی که سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تلاش کرده از کشتی‌ها عوارض دریافت کند.

با این حال، یک منبع آگاه هر گونه پرداخت چنین هزینه‌ای را رد کرده است. او از توافقی میان ایران و پاکستان سخن گفته؛ کشوری که نقش اصلی میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن را برعهده داشته و خود نیز به‌شدت با کمبود گاز روبه‌روست. به گفته این منبع، پاکستان در حال مذاکره با ایران بوده تا اجازه عبور محدود برخی نفتکش‌های حامل گاز مایع از تنگه را دریافت کند، زیرا اسلام‌آباد به‌شدت نیازمند حل بحران گاز خود است. با این حال، بعید به‌نظر می‌رسد ایران اجازه عبور شمار زیادی از کشتی‌ها را بدهد.

بخش انرژی تنها حوزه‌ای نیست که به توافقی پایدار نیاز دارد. گردشگری و سفر نیز که پیش از جنگ بیش از ۱۱ درصد تولید ناخالص داخلی کشورهای خلیج فارس را تشکیل می‌دادند، به‌شدت آسیب دیده‌اند؛ رقمی که در امارات حتی بالاتر بود. اگرچه شمار گردشگران ورودی به منطقه کاهش یافته، اما ترافیک ترانزیتی همچنان شرکت‌های هواپیمایی را سرپا نگه داشته است. شرکت امارات، بزرگ‌ترین ایرلاین منطقه، در ماه‌های مارس و آوریل در مجموع ۴.۷ میلیون مسافر جابه‌جا کرده است؛ رقمی معادل حدود نیمی از ظرفیت عادی این شرکت مستقر در دبی، اما همچنان بهتر از آن چیزی که از یک ایرلاین با فرودگاهی که بارها هدف حمله قرار گرفته انتظار می‌رود. خبرنگار اکونومیست در پروازهای اخیر به دوحه، دبی و ریاض، کابین‌هایی تقریبا پر را مشاهده کرده است.

اما بیرون از فرودگاه‌ها، وضعیت بسیار تیره‌تر به‌نظر می‌رسد. هتل‌ها آن‌قدر خالی‌اند که پذیرش هتل‌ها مهمانان را با نام صدا می‌زنند، چون در آن روز عملا مهمان دیگری وجود ندارد. در بحرین، میزان هزینه‌کرد کارت‌های اعتباری در هتل‌ها در ماه مارس نسبت به فوریه ۶۴ درصد کاهش یافته است. موسسه رتبه‌بندی مودیز پیش‌بینی می‌کند که نرخ اشغال هتل‌ها در دبی در این فصل تنها ۱۰ درصد باشد؛ در حالی‌که این رقم در فوریه ۸۰ درصد بود. ده‌ها هزار نفر نیز در سراسر منطقه از مشاغل خدماتی اخراج یا به مرخصی اجباری فرستاده شده‌اند.

فروشگاه‌ها، با وجود بسته شدن تنگه هرمز، همچنان مملو از کالا هستند. عربستان سعودی به شاه‌راه حیاتی منطقه تبدیل شده است؛ کالاها از طریق بنادر دریای سرخ وارد عربستان می‌شوند و سپس از راه زمینی به کشورهای همسایه منتقل می‌گردند. کمبودهای دوران جنگ گاه حتی پیش‌پاافتاده به‌نظر می‌رسند: رستوران‌ها بابت تمام شدن گوشت واگیوی استرالیایی یا پنیر بوراتای ایتالیایی عذرخواهی می‌کنند؛ تنها فروشگاه مشروبات الکلی ریاض نیز گهگاه ذخایر شراب سفید خود را از دست می‌دهد. اما هزینه این وضعیت، هم برای دولت‌ها و هم برای خرده‌فروشان، سرسام‌آور بوده است. یکی از بازرگانان می‌گوید: «به ما گفته بودند هرچقدر لازم است خرج کنید تا قفسه‌ها خالی نمانند.»

کشورهای خلیج فارس توانایی‌های متفاوتی برای مقابله با بحران دارند. قطری‌ها می‌گویند با وجود از دست رفتن تقریبا کامل درآمد صادراتی گاز مایع، هلیوم و دیگر کالاها، می‌توانند چند ماه دیگر نیز دوام بیاورند. بانک‌های امارات همچنان از سرمایه کافی برخوردارند و پرداخت اقساط وام و برخی هزینه‌ها را برای هزاران کسب‌وکار به تعویق انداخته‌اند؛ اقدامی که بخشی از بسته حمایتی بیش از ۶ میلیارد درهمی، معادل ۱.۶ میلیارد دلار، محسوب می‌شود. بحرین اما پیش‌تر توافق مبادله ارزی ۵.۴ میلیارد دلاری با امارات امضا کرده و اگر بحران ادامه پیدا کند، احتمالا به کمک‌های مالی بیشتری نیاز خواهد داشت.

بسیاری از مقام‌ها و مدیران اجرایی، پایان تابستان را نقطه‌ای تعیین‌کننده می‌دانند. چند ماه آینده به‌هرحال فصل رکود محسوب می‌شود، زیرا گرمای شدید، هم ساکنان و هم گردشگران را از حضور در منطقه بازمی‌دارد. اما از سپتامبر، مهاجران باید از تعطیلات بازگردند و شرکت‌ها آماده استقبال از میلیون‌ها گردشگر و شرکت‌کننده در کنفرانس‌ها شوند. اگر تا آن زمان آمریکا و ایران به توافقی نرسند که تنگه را بازگشایی کرده و سایه جنگ را کنار بزند، رکودی موقت می‌تواند به بحرانی بسیار جدی‌تر تبدیل شود.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

نخست‌وزیر سابق قطر: نتانیاهو از جنگ ایران برای تغییر شکل خاورمیانه استفاده می‌کند

شیخ حمد بن جاسم آل ثانی، نخست‌وزیر و وزیر خارجه سابق قطر، اظهار داشت که جنگ ایالات متحده و اسرائیل علیه ایران نتیجه یک تنش ناگهانی نیست، بلکه نقطه اوج طرح بلندمدت اسرائیل برای تغییر شکل خشونت‌آمیز خاورمیانه است.

آتلانتیک: تهدید، خشونت و شکاف در میان حامیان رضا پهلوی

نشریه آتلانتیک در گزارشی به کارزار سلطنت‌طلبان حامی رضا پهلوی پرداخته و ضمن برشمردن شباهت‌هایش به جنبش ماگا در آمریکا، آن را جنبشی با گرایش‌های خشونت‌آمیز توصیف می‌کند چنان‌که به نوشته آتلانتیک، تهدیدها و تنش‌ها حتی به درون این جریان نیز کشیده شده است.

ترامپ و شی در سایه جنگ ایران دیدار می‌کنند

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور ایالات متحده، در حال پیشبرد برنامه‌های خود برای دیداری باشکوه با شی جین‌پینگ، رهبر چین، در هفته آینده است؛ با این حال به نوشته واشینگتن‌پست، بلاتکلیفی در استراتژی کاخ سفید برای پایان دادن به جنگ با ایران و تنش‌ها بر سر حمایت پکن از تهران، نشان می‌دهد که تعویق دو ماهه این نشست چندان کارساز نبوده است.

نگاه جهان

اکونومیست: تداوم بحران ایران به اقتصاد کشورهای خلیج فارس آسیبی جبران‌ناپذیر وارد می‌کند

نشریه بریتانیایی اکونومیست در یادداشتی به تاثیر جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران و تداوم بحران بر اقتصاد کشورهای حاشیه خلیج فارس پرداخته است که به شدت متکی به توریسم و صادرات انرژی هستند و نسبت به بحرانی بسیار شدید در صورت تداوم جنگ ایران هشدار می‌دهد.