هزینهها در دو اردوگاه مریم رجوی و رضا پهلوی بیش از پیش بر رقابت و تخریب یکدیگر متمرکز شده و در این بین سیاستمداران خارجی در حلقه هریک بیشترین منافع مالی را میبرند.
این روزها دو اردوگاه اشرف و پوتوماک روزهای پر هزینهای را تجربه میکنند. مشاهده رفت و آمدها در راهروهای مجالس اروپایی نشان میدهد رجوی از اردوگاه اشرف و پهلوی از اردوگاه شخصی پوتوماک خود علنا تابستان داغی را علیه یکدیگر آغاز کردهاند.
در حالی که اولیسه الیان نماینده جوان مجلس هلند، جلسه دیداری با اعضای کمیته امور خارجه این مجلس را در روز دوشنبه برای پهلوی فراهم کرده، رجوی، باب بلکمن نماینده مجلس انگلیس را به مصاف نمایندگان هلند فرستاده تا بر عاقبت حمایت از پسر شاه سابق هشدار دهد.
بلکمن عضو حزب محافظهکار انگلیس است که با آغاز معاملاتش با مجاهدین خلق از سال ۲۰۱۸ تا تشکیل «کمیته بریتانیا برای آزادی ایران» (BCFIF) پیش رفت و از سخنرانیهای پیش پرداخت شده در گردهماییهای مجاهدین هیچ گاه دریغ نکرده است.
نامه تدوین شده بلکمن به همراه چند تن از همکاران خود که این هفته در مجلس نمایندگان انگلیس دست به دست شد خطاب به مجلس هلند بر حمایت از پهلوی به عنوان خطری جدی در جایگزینی «یک شکل از حکومت استبدادی با شکل دیگر» هشدار میدهد. او همزمان در صفحه ایکس خود نیز نوشت: «نباید به رضا پهلوی تریبونی برای توجیه جایگزینی یک شکل از حکومت استبدادی با شکل دیگر آن داده شود.»
در نامه این گروه از نمایندگان حامی مجاهدین در مجلس بریتانیا خطاب به همتایان هلندی خود آمده است «ما قاطعانه معتقدیم که اعطای یک تریبون رسمی به آقای پهلوی، که ادعای اصلی او برای برجستگی ریشه در مشروعیت دموکراتیک ندارد، بلکه فرزند دیکتاتور سابق، شاه، بودن است، خطر جدی تضعیف آرمانهای دموکراتیک را به همراه دارد.»
ماهی پر ترافیک برای دو اردوگاه
وبسایت پهلوی میگوید او در ۱۶ ژوئن – ۲۶ خرداد با رئیس کمیته امور خارجه مجلس عوام بریتانیا، امیلی تورنبری، و دیگر اعضای کمیته نیز دیدار کرده تا در مورد ایران و آنچه نیاز است تا انجام شود گفتوگو کند. ده روز بعد اما رجوی جمعی از اعضای این مجلس را به «اجلاس جهانی ایران آزاد ۲۰۲۶» خود که در پاریس برگزار شد میآورد تا از طرح ده-مادهایاش در کنار مجموعهای از اسامی سه هزار مقام سیاسی خارجی حامی مجاهدین در ۵۵ کشور پردهبرداری کند.
رجوی در این اجلاس که هزینه هنگفتی برای او داشت به رقیب خود پهلوی که در دوران حمله٫های پی در پی آمریکا و اسرائیل به ایران در رسانههای خارجی ظاهر شد و او را به نوعی حاشی نشین رسانهای نگه داشت یادآوری کرد که دهه ها برای جذب و نگهداری حلقه سیاستمداران خارجی حامی مجاهدین هزینه کرده و این پیشینهایست که اردوگاه تازه متولد شده پوتوماک در چنته ندارد..
پهلوی اما دلخوش به تسهیلگری لقبی که همچنان از پدر به یدک می کشد، به موازات اردوگاه اشرف در راهروهای مجالس اروپایی برای لابیگری ظاهر می شود و اینجاست که ناظران تابستانی داغ را برای دو اردوگاه پیشبینی میکنند.
مقایسه شاکله دو اردوگاه
یکی از پرهزینهترین پروژههای رجوی تغییر نام سازمان مجاهدین خلق بود که همواره یادآور ترور و عملیات کشتار آنها در ذهن اروپاییها و آمریکاییها بود. برندسازی مجدد و تغییر کامل نام به شورای ملی مقاومت ایران به این گروه ، این موقعیت تازه را داد تا با این نام جدید لابیهای ساختاریافته در اروپا و آمریکا را ازنو پیگیری کند.
در حالی که گردش مالی مجاهدین از گروهی از خیریههای جبهه ملی و ایرانیان تبعیدی خارج از کشور تغذیه میشود و تا سال ۲۰۰۳ نیز در دوران جنگ عراق با ایران از سوی صدام حسین حمایت شدند، تحلیلگران مستقل منطقهای و گزارشهای اطلاعاتی نشان میدهند که آنها هنوز از دولتهای خارجی علیه ایران بودجههای پنهانی دریافت میکنند. در سوی دیگر اردوگاه پهلوی به داراییهای خانوادگی و گروهی از ایرانیان غیرمتمرکز در اروپا و آمریکا متکی است و امیدوار است بتواند با الگوبرداری سهمی از بودجههای آن دولتهای خارجی علیه ایران را جذب کند.
تفاوت دیگر دو اردوگاه در نحوه لابیگری آنهاست. مجاهدین مانند یک گروه فشار با هزینههای میلیون دلاری سختگیرانه از بالا به پایین رفتار میکنند که برای خرید حمایت سیاسی غرب از ثانیهای تلاش باز نمیایستد و با پرداخت هزینههای سخنرانی شش رقمی به مقامات غربی مانند باب بلکمن در مجلس انگلیس یا مایک پنس و جان بولتون معاون و مشاور سابق در دولت آمریکا امضای آنها را برای پیشبرد اهداف سیاسی خود میخرد. پهلوی اما بیشتر سنتی عمل کرده، به طور سیال از طریق حلقههای اهداکنندگان خصوصی تغذیه میشود و به جای هزینههای بالای نقدی، با تکیه به نام پدر تقلای سیاسی می کند.
برخی معتقدند رویکرد و نیز توانایی پهلوی هنوز در پرداختهای کلان یا هزینههای سخنرانی به سیاستمداران غربی نیست و نمیتواند باشد. در عوض، پرداختهای او در دایره شبکههای رسانهای نهادی، و یا برای دعوت شدن او به سخنرانی در اندیشکدهها (مانند دانشگاه جورج تاون یا موسسه واشینگتن) به عنوان «پسر شاه سابق» متکی است.
ساختار داخلی مجاهدین نیز از گروه پهلوی متفاوت است. در حالی که رجوی باید یک زیرساخت نظامی دائمی شامل سرپا نگه داشتن اردوگاه اشرف-۳ در آلبانی را همیشه در اولویت داشته باشد که هزاران اپراتور تماموقت، یک اکوسیستم رسانهای گسترده و هزینههای حقوقی برای محافظت از اعضای خود در اقصی نقاط جهان را در بر میگیرد، پهلوی یک اردوگاه شبهنظامی، بوروکراسی یکنواخت یا هزاران پرسنل زمینی حقوقبگیر ندارد. پرداختهای او عمدتا حول یک حلقه بسیار کوچک و بسیار کم هزینه از مشاوران سیاسی و پرسنل امنیتی و گارد شخصی و گاه یکی دو رسانه فارسیزبان است که آنها هم هزینه عمدهشان از سوی عربستان و اسرائیل تامین میشود و همین امر پهلوی را از تامین مالی یا امنیتی فراتر از حفاظت از ملک خصوصیاش در پوتوماک در مریلند آمریکا و یا حساب بانکیاش نمیبرد.
تابستانی نه چندان داغ اما برای دو اردوگاه در واشینگتن
آنچه مسلم است این که در این تابستان، هردو اردوگاه بر صرف هزینهها و رفت و آمدهای خود در اروپا متمرکز میمانند. واشینگتن متمرکز بر مذاکرات شکننده خود با تهران است و وقعی بر رهبران این دو اردوگاه نمینهد و اساسا همچنان که از نخست، تقاضاهای مکرر آنها برای ملاقاتی حتی کوتاه را نیز همچنان رد میکند. پس اروپا چندماهی صحنه درگیری باقی خواهد ماند.








