یکشنبه، ۳۰ شهریور ۱۴۰۴

دیدگاه

انگشت غرب بر روی ماشه؟ یا مکانیسم ایران برای تغییر وضعیت با خروج از ان‌پی‌تی

کوروش ضیغمی

کوروش ضیغمی

پرونده هسته‌ای ایران بار دیگر به نقطه‌ای رسیده است که می‌تواند آینده سیاست داخلی، اقتصاد ملی و حتی نظم امنیتی جهانی را تغییر دهد. مکانیسم ماشه، بندی که در توافق برجام ۲۰۱۵ تعبیه شد، حالا به تهدیدی جدی بدل شده است. این سازوکار به قدرت‌های غربی اجازه می‌دهد در صورت ادعای نقض توافق از سوی ایران، همه تحریم‌های شورای امنیت را بدون نیاز به رأی‌گیری مجدد بازگردانند. امروز این گزینه بیش از هر زمان دیگری روی میز است و ایران در واکنش، از احتمال خروج از معاهده منع گسترش سلاح‌های هسته‌ای (ان‌پی‌تی) سخن می‌گوید؛ اقدامی که می‌تواند نظم نیم‌قرنی نظام عدم اشاعه را بر هم بزند.

این وضعیت محصول سال‌ها کشمکش است. از زمانی که برنامه هسته‌ای ایران علنی شد، همواره دو روایت در داخل کشور جریان داشته است. یک روایت، برنامه هسته‌ای را نماد استقلال ملی می‌داند و دیگری آن را منبع بی‌پایانی از تحریم و انزوا. علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی، با اتخاذ سیاستی مبهم و دوپهلو این اختلاف را زنده نگه داشته است. او از یک سو ساخت بمب هسته‌ای را «حرام» اعلام کرده، اما همزمان تأکید کرده که «حق مسلم» ایران در غنی‌سازی قابل معامله نیست. همین ابهام باعث شده برنامه هسته‌ای همواره به شکل یک شمشیر دولبه بر سر جامعه ایران سایه بیندازد. در سال ۲۰۱۲، تحریم‌های نفتی و بانکی باعث سقوط شدید ارزش ریال و تورم بالای ۴۰ درصد شد؛ وضعیتی که خانواده‌های ایرانی هزینه‌اش را در زندگی روزمره پرداخت کردند، اما مقامات آن را نشانه «ایستادگی» معرفی کردند.

شکاف سیاسی ناشی از این سیاست در جامعه ایران عمیق است. اصلاح‌طلبان و تکنوکرات‌ها همچنان بر این باورند که بقای کشور در گرو توافق با غرب است. آنان یادآور می‌شوند که برجام در سال ۲۰۱۶ توانست صادرات نفت را به بالای دو میلیون بشکه در روز برگرداند و رشد اقتصادی را موقتاً دو رقمی کند. اما اصول‌گرایان تندرو معتقدند که تنها تهدید معتبر حرکت به سمت آستانه نظامی است که می‌تواند غرب را وادار به امتیازدهی کند. این دوگانگی در افکار عمومی هم بازتاب یافته است؛ طبقات متوسط و فقیر بیشتر به دنبال گشایش اقتصادی‌اند، در حالی که نیروهای ایدئولوژیک و امنیتی نظام از پروژه هسته‌ای به‌عنوان پرچم «مقاومت» یاد می‌کنند.

اپوزیسیون، چه در داخل و چه در خارج از کشور، تقریباً به طور کامل با این رویکرد مخالف است. نیروهای لیبرال و سکولار در تبعید هشدار می‌دهند که تهدید به خروج از ان‌پی‌تی عملاً بهانه‌ای برای حمله پیش‌دستانه آمریکا و اسرائیل فراهم می‌کند، همان‌طور که در سال ۲۰۰۳ برای عراق اتفاق افتاد. فعالان مدنی داخل کشور نیز می‌گویند این پروژه نه‌تنها دستاورد ملموسی نداشته، بلکه مانع اصلی بر سر راه توسعه اقتصادی و اجتماعی ایران بوده است.

در سطح بین‌المللی، آمریکا همواره نقش محوری داشته است. سیاست فشار حداکثری دولت ترامپ و ادامه تحریم‌ها در دوره بایدن، نشان داد که واشنگتن بیش از آنکه به دنبال راه‌حل پایدار باشد، به دنبال ابزار مهار استراتژیک ایران بوده است. تحریم‌ها به‌جای تغییر رفتار نظام، عملاً طبقه متوسط را نابود کرد، مهاجرت نخبگان را افزایش داد و فضای داخلی را برای سرکوب بازتر نمود. در این میان، ایالات متحده به‌ویژه در نگاه جامعه ایران، بیشتر به عامل بحران بدل شد تا میانجی حل بحران.

این ویدیوها را ببینید:

مکانیسم ماشه برای اقتصاد ایران چه پیامدهایی دارد؟

ایران چگونه می‌تواند مکانیسم ماشه را به تعویق بیندازد؟

اروپا اما در موقعیتی متناقض ایستاده است. از یک‌سو ادعای میانجی‌گری دارد و از سوی دیگر، عملاً هر بار در برابر فشارهای آمریکا عقب‌نشینی کرده است. ابزار اینستکس، که قرار بود امکان مبادله کالاهای بشردوستانه را فراهم کند، به نمادی از این ناتوانی تبدیل شد. حتی قدرت‌های بزرگی چون فرانسه و آلمان هم حاضر نشدند برای حفظ استقلال اقتصادی خود از واشنگتن هزینه بدهند. در نتیجه، اروپا در چشم بسیاری از ایرانیان، بیشتر به «دنباله‌رو منفعل» آمریکا شباهت دارد تا بازیگری مستقل که بتواند منافع مشترک را پیش ببرد.

روسیه در ظاهر نقش حامی ایران را بازی می‌کند، اما در عمل نگاهش کاملاً ابزاری است. مسکو در شورای امنیت بارها از تهران دفاع کرده، اما تجربه جنگ اوکراین نشان داد که روسیه ایران را صرفاً به‌عنوان تأمین‌کننده پهپاد و نیروی کمکی در برابر غرب می‌بیند. هیچ تضمینی وجود ندارد که در آینده، روسیه در ازای امتیاز گرفتن از غرب حاضر به معامله بر سر منافع ایران نشود. سابقه تاریخی، از قراردادهای ترکمانچای تا رفتار شوروی در دوران جنگ سرد، نشان داده که مسکو هرگز ایران را شریک برابر نمی‌داند.

چین نیز اگرچه با ظاهری اقتصادی وارد میدان شده، اما وابستگی ایران به پکن بیشتر یک رابطه نابرابر است تا یک شراکت راهبردی. چین بزرگ‌ترین خریدار نفت ایران است، اما همواره با تخفیف‌های سنگین و در قالب قراردادهای مبهم و غیرشفاف. قرارداد ۲۵ ساله ایران و چین که در رسانه‌ها به‌عنوان «همکاری جامع» تبلیغ شد، هنوز هم برای افکار عمومی روشن نیست چه منافع واقعی نصیب کشور کرده است. پکن در نهایت منافع بزرگ‌تر خود با آمریکا و اروپا را قربانی رابطه با ایران نخواهد کرد. تبدیل شدن ایران به تأمین‌کننده ارزان انرژی برای چین، بدون دسترسی به فناوری‌های پیشرفته یا سرمایه‌گذاری گسترده، تنها نوعی وابستگی جدید ایجاد می‌کند.

در نهایت، این مردم ایران هستند که هزینه اصلی همه این بازی‌ها را می‌پردازند. اگر مکانیسم ماشه فعال شود، تحریم‌های سازمان ملل بازخواهد گشت، و حتی روسیه و چین نیز نمی‌توانند مانع اجرای آن شوند. اگر ایران از ان‌پی‌تی خارج شود، خطر حمله پیش‌دستانه یا انزوای مطلق به‌مراتب بیشتر خواهد شد. این وضعیت نه محصول یک اشتباه تاکتیکی، بلکه نتیجه فقدان یک استراتژی روشن و سازنده در رهبری جمهوری اسلامی است.

خامنه‌ای و حاکمیت جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته با مواضع متناقض، فرصت‌های دیپلماتیک را از دست داده‌اند و کشور را در چرخه‌ای از تهدید، تحریم و بحران نگه داشته‌اند. آنچه امروز شاهد آن هستیم، نتیجه مستقیم همین بی‌تدبیری‌هاست. مردمی که زیر بار تورم افسارگسیخته و سقوط به زیر خط فقر کمر خم کرده‌اند، قربانی سیاستی هستند که نه به رفاه منتهی شده و نه به امنیت پایدار. اگر تغییر مسیر صورت نگیرد، ایران بیش از پیش در انزوای بین‌المللی فرو خواهد رفت، در حالی‌که رهبرانش همچنان در توهم «اقتدار هسته‌ای» سراب‌گونه گرفتار مانده‌اند.

بیشتر بخوانید: 

چگونه مکانیسم ماشه به تقابل نظامی با ایران می‌انجامد؟

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

دیدگاه

انگشت غرب بر روی ماشه؟ یا مکانیسم ایران برای تغییر وضعیت با خروج از ان‌پی‌تی

پرونده هسته‌ای ایران بار دیگر به نقطه‌ای رسیده است که می‌تواند آینده سیاست داخلی، اقتصاد ملی و حتی نظم امنیتی جهانی را تغییر دهد.