اگر بخواهیم تحولات امروز جهان را از فاصلهای دورتر نگاه کنیم، بسیاری از خبرهایی که هر روز جدا از هم میبینیم، در واقع بخشی از چند روند بزرگتر یا ابرروند هستند؛ روندهایی که آرام حرکت میکنند، اما در طول زمان میتوانند ساختارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی جهان را تغییر دهند. ابرروند به روندی بزرگ و بلندمدت گفته میشود که طی سالها یا حتی دههها بر اقتصاد، سیاست و زندگی جوامع اثر میگذارد. در این چارچوب میتوان از پنج ابرروند اصلی سخن گفت: تغییرات اقلیمی، گسست فناورانه، بیثباتی اجتماعی، چندپارگی جهان و دگرگونی جمعیتی.
اهمیت ابرروندها در این است که اثرشان به یک حوزه محدود نمیماند. انقلاب صنعتی قرن هجدهم نمونهای روشن است؛ پیشرفت فناوری فقط شیوه تولید را تغییر نداد، بلکه شهرها، طبقات اجتماعی، بازار کار و حتی توازن قدرت میان کشورها را دگرگون کرد.
تفاوت امروز شاید این باشد که چند ابرروند بزرگ همزمان در حرکتاند و آثارشان بیش از گذشته با یکدیگر تلاقی پیدا میکند.
شاید بتوان این ابرروندها را به صفحات تکتونیکی تشبیه کرد؛ صفحاتی عظیم که آرام و پیوسته حرکت میکنند و ساختار زیرین را تغییر میدهند. بخش زیادی از این حرکت در سطح محسوس نیست، اما وقتی فشار در محل برخورد صفحات افزایش مییابد، لرزشهای بزرگ پدیدار میشوند. ابرروندها نیز کمابیش چنیناند: هرکدام بهتنهایی جهان را تغییر میدهند، اما هنگام تلاقی، آثارشان میتواند شدیدتر و آشکارتر شود.
شاید بتوان این ابرروندها را به صفحات تکتونیکی تشبیه کرد؛ صفحاتی عظیم که آرام و پیوسته حرکت میکنند و ساختار زیرین را تغییر میدهند. بخش زیادی از این حرکت در سطح محسوس نیست، اما وقتی فشار در محل برخورد صفحات افزایش مییابد، لرزشهای بزرگ پدیدار میشوند.
یکی از عرصههایی که این تغییر را میتوان دید، شیوه شکلگیری اعتراضات اجتماعی است. در فرانسه، احزاب و سندیکاها برای دههها نقش محوری در سازماندهی اعتراضات داشتند؛ فراخوان میدادند، اعتصابها را هماهنگ میکردند و مردم را به خیابان میآوردند. اما از جنبش جلیقهزردها در سال ۲۰۱۸ تا اعتراضات دانشآموزی اخیر، این الگو تغییر کرده است. امروز یک حرکت اجتماعی میتواند خارج از ساختارهای سنتی آغاز شود، در میان جوانان گسترش پیدا کند و از طریق شبکههای اجتماعی در مدت کوتاهی به خیابان برسد.
در اعتراضات اخیر دانشآموزی فرانسه نیز حرکت از مدارس گسترش یافت و سپس معلمان، والدین، اتحادیهها و گروههای دیگر به آن پیوستند. این تغییر را میتوان در چارچوب ابرروند بیثباتی اجتماعی دید؛ جایی که شکل رابطه میان شهروندان، نهادهای سنتی و ساختارهای سیاسی در حال تغییر است.
در همین نقطه، بیثباتی اجتماعی با ابرروند دیگری، یعنی گسست فناورانه، تلاقی پیدا میکند. شبکههای اجتماعی محصول تحول دیجیتالاند و امروز الگوریتمها و هوش مصنوعی در اینکه چه محتوایی دیده شود، با چه سرعتی گسترش پیدا کند و چگونه افراد با دغدغههای مشابه یکدیگر را پیدا کنند، نقش مهمی دارند. بنابراین فناوری دیگر فقط ابزار انتقال پیام نیست؛ بلکه در حال تغییر شیوه سازماندهی اجتماعی، بسیج سیاسی و رابطه نسل جدید با احزاب، سندیکاها و نهادهای سنتی است.
اعتراضات در فرانسه؛ خشم دانشآموزان به نفع کدام احزاب تمام میشود؟
اگر از خیابانهای فرانسه به سطح نظام بینالملل برویم، نمونه دیگری از برخورد ابرروندها را میتوان در جنگ ایران دید. جنگ تجاوزکارانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران را میتوان در چارچوب ابرروند چندپارگی جهان بررسی کرد؛ جهانی که در آن رقابت میان قدرتها، اتحادهای متغیر و اختلاف بر سر امنیت، انرژی و قواعد نظام بینالملل رو به افزایش است. کشورهایی مانند چین، روسیه، ایران و قدرتهای منطقهای نیز برای نفوذ و نقشآفرینی بیشتر رقابت میکنند. از این منظر، جنگ ایران فقط یک درگیری نظامی نیست؛ بلکه یکی از نشانههای عمیقتر چندپارگی و تغییر توازن قدرت در جهان است.
اما پیامدهای جنگ در میدان نبرد متوقف نمانده است. اختلال در تجارت و مسیرهای صادراتی، افزایش هزینه حملونقل و نااطمینانی در بازار انرژی، آثار یک جنگ منطقهای را به کشورهای دورتر منتقل کرده است.
این پیامدها زمانی جدیتر میشوند که با ابرروند دیگری، یعنی تغییرات اقلیمی، تلاقی پیدا کنند. کشاورزی جهانی طی سالهای اخیر با خشکسالی، گرمای شدید، کمبود آب و تغییر الگوهای بارش روبهرو بوده است. امسال نیز یک النینوی بسیار قوی در حال شکلگیری است که میتواند در بسیاری از مناطق جهان الگوی بارش و دما را تغییر دهد.
در جهانی که چند ابرروند همزمان فعالاند و پیوسته بر یکدیگر اثر میگذارند، دیگر کمتر بحرانی کاملا محلی باقی میماند؛ هر شوک میتواند از یک حوزه به حوزهای دیگر منتقل شود و پیامدهایش بسیار فراتر از نقطه آغاز آن گسترش پیدا کند.
همزمان، جنگ در خلیج فارس بازار کودهای شیمیایی را با اختلال جدی روبهرو کرده است. کشورهای خلیج فارس بخش بزرگی از صادرات جهانی اوره و آمونیاک را تأمین میکنند و با اختلال در مسیرهای صادراتی، بخشی از این عرضه عملا از بازار خارج شده است. مهمتر اینکه این اتفاق همزمان با فصل کوددهی رخ داد؛ زمانی که کشاورزان برای محصول همان سال به کودهای نیتروژنه نیاز جدی دارند.
بنابراین مسئله فقط افزایش قیمت کود نیست؛ کاهش واقعی عرضه در یکی از حساسترین مقاطع فصل کشاورزی رخ داده است. اگر کشاورزان نتوانند کود مورد نیاز را بهموقع تهیه کنند، ممکن است مصرف آن را کاهش دهند یا کوددهی را به تأخیر بیندازند؛ مسئلهای که میتواند مستقیما بر میزان محصول همان فصل اثر بگذارد. وقتی این فشار با خشکسالی، گرمای شدید و تغییرات غیرمعمول بارش همزمان شود، خطر کاهش تولید و افزایش قیمت مواد غذایی بیشتر میشود.
هیچکدام از این عوامل بهتنهایی الزاما به معنای وقوع یک بحران غذایی جهانی نیست، اما مسئله دقیقا در برخورد آنهاست. اختلال در عرضه کود، ناامنی انرژی، چندپارگی اقتصاد جهانی و فشارهای اقلیمی میتوانند یکدیگر را تقویت کنند و خطر کاهش محصول، افزایش قیمت و بیثباتی بازارهای غذایی را بالا ببرند. کشورهایی که به واردات غذا و کود وابستگی بیشتری دارند و خانوادههایی که بخش بزرگی از درآمدشان را صرف غذا و انرژی میکنند، آسیبپذیرتر خواهند بود.
بمبهای آمریکا شاید خاک ایران را هدف گرفته باشند، اما شواهد نشان میدهد این جنگ بر گسلهای میان ابرروندها فشار وارد کرده است. در زمانی که صفحات اقلیم، فناوری، جامعه، جمعیت و نظم جهانی از پیش در حال حرکتاند، هر فشار تازهای میتواند مانند محرکی برای یک زلزله بزرگ عمل کند؛ زلزلهای که اثر آن نهفقط در ایران و خاورمیانه، بلکه در قیمت انرژی، تولید غذا، بازارهای جهانی و حتی سفره مردم در کشورهای دوردست احساس میشود.
در جهانی که چند ابرروند همزمان فعالاند و پیوسته بر یکدیگر اثر میگذارند، دیگر کمتر بحرانی کاملا محلی باقی میماند؛ هر شوک میتواند از یک حوزه به حوزهای دیگر منتقل شود و پیامدهایش بسیار فراتر از نقطه آغاز آن گسترش پیدا کند.
دیگر نوشتههای عباس برآبادی در نیماد:
سر میز شام ترامپ و شی، آیندهٔ چه کسانی روی میز بود؟
نسخه دهههشتادیِ شما چه شکلی است؟ از وایرال شدن پست تا وایرال شدن احساسات








