پنجشنبه، ۷ آبان ۱۴۰۵

نگاه جهان

چگونه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پایان دهیم؛ جفری ساکس راه‌حل را کشورهای عربی می‌داند

جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، در یادداشت مشترکی با یکی از مشاوران سازمان ملل، دو کشور ایالات متحده و اسرائیل را مصمم برای حملات تازه به ایران دانسته است و برای جلوگیری از وقوع دوباره این جنگ، خواستار اقدام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است.

او در این یادداشت، تنها راه‌حل را مواجهه کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با پیامدهای آن‌چه سیاست «تفرقه بینداز و حکومت کنِ» آمریکا و اسرائیل می‌نامد، دانسته است و به این کشورها توصیه می‌کند که بگویند، «دیگر بس است، هرگز هژمونی اسرائیل را نمی‌پذیرند، و امنیت منطقه از طریق همکاری‌های منطقه‌ای به دست خواهد آمد تا وابستگی به واشینگتن.»

یادداشت این استاد دانشگاه کلمبیا که به همراه سیبیل فارس، مشاور خاورمیانه و آفریقا در شبکه راه‌حل‌های توسعه پایدار سازمان ملل، نگاشته شده و وبسایت الجزیره منتشرش کرده است، خاطرنشان می‌کند که «کشورهای عربی بسیار بیشتر از آنچه خود تصور می‌کنند اهرم فشار در اختیار دارند» و آنها حتما می‌توانند جلوی این جنگ را بگیرند.

ترجمه کامل این یادداشت را در بخش «نگاه جهان» رسانه نیماد می‌خوانید:

 

***

 

جنگی که اسرائیل و ایالات متحده در تاریخ ۲۸ فوریه (۹ اسفند) علیه ایران به راه انداختند، در وضعیت آتش‌بس موقت قرار دارد، نه پایان قطعی. درگیری‌های سنگین متوقف شده، دیپلماسی به بن‌بست رسیده و هر دو طرف در حال آماده‌سازی خود برای دور بعدی جنگ هستند. برای درک اینکه چرا جنگ به‌زودی از سر گرفته خواهد شد، باید انگیزه‌های دو دولتی را که آن را آغاز کردند، بشناسیم؛ هیچ‌کدام خواهان صلح نیستند. رهبری اسرائیل به دنبال سلطه بر خاورمیانه است و ایالات متحده تلاش می‌کند سلطه خود را بر جهان حفظ کند. بیان ساده‌ این اهداف نشان می‌دهد که هر دو دولت در دنیایی از توهم به سر می‌برند.

رهبری سیاسی اسرائیل غرق در این باور است که بقای اسرائیل به برتری نظامی‌اش بر جهان عرب و به انقیاد دائمی یا نابودی مردم فلسطین بستگی دارد. این باور نوعی جنون جمعی است، اما با این حال دکترینی است که سیاست اسرائیل را هدایت می‌کند. رهبران اسرائیل نمی‌توانند بپذیرند که صلح در دسترس است. در طرح صلح عربی ۲۰۰۲، کشورهای عربی عادی‌سازی کامل روابط با اسرائیل را در ازای تشکیل کشور فلسطینی در مرزهای ۱۹۶۷ پیشنهاد دادند و این پیشنهاد همچنان پابرجاست. صلح را نمی‌توان بر پایه نسل‌کشی در غزه، یا بر اساس نفرت از مردم فلسطین و تلاش برای راندن آنها از سرزمین‌شان بنا کرد. با این حال، این همان مسیری است که  بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، انتخاب کرده و او اکنون آشکارا با متحدان «ملی-مذهبی» خود از جمله ایتامار بن‌گویر و بزالل اسموتریچ – که دین را در خدمت نفرت و کشتار تحریف می‌کنند – آن را پیش می‌برد.

. زبیگنیف برژینسکی در کتاب «شطرنج بزرگ» (۱۹۹۷)، ایران را یکی از پنج «محور ژئوپلیتیکی» نامید؛ کشورهایی که اهمیتشان نه به خاطر قدرت خودشان، بلکه به خاطر موقعیت جغرافیایی‌شان است. برژینسکی نوشت که یک ائتلاف «ضدهژمونیک» متشکل از چین، روسیه و ایران «تنها زمانی می‌تواند ظهور کند که ایالات متحده به اندازه کافی کوته‌فکر باشد که هم‌زمان با چین و ایران تقابل کند.»

ایالات متحده نیز غرق در افول قدرت خود است. ایران بیش از ۷۰ سال است که هدف ایالات متحده بوده است. سی‌آی‌ای به همراه سازمان اطلاعات بریتانیا در سال ۱۹۵۳، محمد مصدق، نخست‌وزیر منتخب ایران، را پس از ملی کردن نفت ایران سرنگون کرد. سپس ایالات متحده شاه را بر سر کار آورد و از حکومت پلیسی او حمایت کرد تا اینکه مردم ایران در سال ۱۹۷۹ آن را سرنگون کردند. ایالات متحده هرگز ایران را به خاطر رهایی از سلطه آمریکا نبخشید. آمریکا در دهه ۱۹۸۰ از جنگ مرگبار صدام حسین علیه ایران حمایت کرد و پس از آن چهار دهه جنگ اقتصادی، عملیات‌های مخفیانه، حملات سایبری و ترور را به اجرا گذاشت. دونالد ترامپ در سال ۲۰۱۸ توافق هسته‌ای ۲۰۱۵ را پاره کرد، در ژوئن ۲۰۲۵ تأسیسات هسته‌ای ایران را بمباران کرد و سپس در ماه فوریه امسال، برای جنگ با ایران به اسرائیل پیوست و رهبر ایران را در حملات اولیه خود ترور کرد.

تمرکز واشینگتن بر ایران در راستای خدمت به هژمونی ایالات متحده است. زبیگنیف برژینسکی در کتاب «شطرنج بزرگ» (۱۹۹۷)، ایران را یکی از پنج «محور ژئوپلیتیکی» نامید؛ کشورهایی که اهمیتشان نه به خاطر قدرت خودشان، بلکه به خاطر موقعیت جغرافیایی‌شان است. ایران کنترل‌کننده خلیج فارس و تنگه هرمز است. برژینسکی نوشت که یک ائتلاف «ضدهژمونیک» متشکل از چین، روسیه و ایران «تنها زمانی می‌تواند ظهور کند که ایالات متحده به اندازه کافی کوته‌فکر باشد که هم‌زمان با چین و ایران تقابل کند.» خب، بله، واشینگتن به همان اندازه کوته‌فکر و بی‌محابا عمل کرده است.

 

جفری ساکس: «عملیات طرد اقتصادی» آمریکا علیه ایران محکوم به شکست است

 

نشانه‌های از سرگیری جنگ پنهان نیست. این هفته، پت هگست، وزیر جنگ آمریکا، برای بحث درباره حملات جدید به اسرائیل سفر کرد و منابع اسرائیلی گزارش می‌دهند که این برنامه‌ها تأسیسات پتروشیمی و هسته‌ای ایران را هدف قرار می‌دهند. کاخ سفید وعده داده است که ایالات متحده پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای دوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد؛ این خود روش دیگری برای اعلام جدول زمانی جنگ است. محاصره دریایی بنادر ایران توسط آمریکا از صدمین روز خود گذشته است. ترامپ پیشنهاد ایران برای آتش‌بس هفت‌روزه را در ماه سپتامبر رد کرد، با وجود اینکه تهران می‌گوید این پیشنهاد همچنان روی میز است.

انتخابات ۲۷ اکتبر اسرائیل بر آتش این بحران می‌دمد. در ۱۸ اکتبر، ترامپ از نتانیاهو حمایت کرد و گفت ایالات متحده تنها با حضور نتانیاهو «کار را تمام» خواهد کرد. در ۲۱ اکتبر، در تجمع انتخاباتی در دیمونا (محل راکتوری که اسرائیل به صورت مخفیانه زرادخانه هسته‌ای خود را در آن ساخته است)، نتانیاهو اعلام کرد که تنها راه پایان دادن به تهدید ایران، سرنگونی رژیم است و گفت که این دستور را به ارتش، موساد و نهادهای امنیتی صادر کرده است.

استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کنِ آمریکایی-اسرائیلی که ایران را دشمن دائمی منطقه معرفی می‌کرد و از کشورهای عربی می‌خواست زیر چتر قدرت آمریکا پناه بگیرند و در عین حال هژمونی اسرائیل را بپذیرند، جنگ را به منطقه، زیان اقتصادی را به خلیج فارس و کشتارهای جمعی را به فلسطین و لبنان آورد.

ایران به شکلی قابل‌درک نتیجه‌گیری‌های خود را کرده است. فرماندهان این کشور دکترین تهاجمی جدیدی را اعلام کرده‌اند که شامل حملات پیشگیرانه و حمله به پایگاه‌های کشورهای همسایه است که در عملیات علیه ایران استفاده می‌شوند، و هشدار داده‌اند که حملات مجدد بحران انرژی جهانی را به همراه خواهد داشت. حملات به کشتی‌رانی در تنگه هرمز در ماه جاری به اوج جدیدی رسید.

این واقعیتی است که جهان عرب، به‌ویژه کشورهای حوزه خلیج فارس، اکنون با آن روبه‌روست. پایگاه‌های آمریکایی در سراسر خلیج فارس امنیت را در این جنگ به ارمغان نیاوردند، بلکه کشورهای میزبان خود را به هدف تبدیل کردند. استراتژی تفرقه بینداز و حکومت کنِ آمریکایی-اسرائیلی که ایران را دشمن دائمی منطقه معرفی می‌کرد و از کشورهای عربی می‌خواست زیر چتر قدرت آمریکا پناه بگیرند و در عین حال هژمونی اسرائیل را بپذیرند، جنگ را به منطقه، زیان اقتصادی را به خلیج فارس و کشتارهای جمعی را به فلسطین و لبنان آورد.

تنها راه متوقف کردن این دیوانگی این است که جهان عرب به ایالات متحده بگوید که دیگر بس است. کشورهای عربی باید اعلام کنند که هرگز هژمونی اسرائیل را نمی‌پذیرند، باید بر تشکیل کشور مستقل فلسطینی تاکید کنند و بگویند امنیت منطقه از طریق همکاری‌های منطقه‌ای به دست خواهد آمد تا وابستگی به واشینگتن. راه‌حل می‌تواند دو کشوری (مطابق طرح صلح عربی)، یا یک کشور دموکراتیک دو ملتی، یا یک کنفدراسیون باشد. آنچه اهمیت دارد این است که یهودیان اسرائیلی و اعراب فلسطینی – که هر کدام حدود هشت میلیون نفر هستند – در صلح، امنیت و حق تعیین سرنوشت زندگی کنند. آنچه غیرممکن است، تداوم حکومت آپارتاید وحشیانه اسرائیل است.

نشانه‌های اولیه قابل مشاهده است. قطر خواستار گفت‌وگوی منطقه‌ای میان کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، ترکیه و پاکستان شده است و قطر، پاکستان و عمان کانال‌های میانجی‌گری با تهران را در طول جنگ باز نگه داشته‌اند. این تلاش‌ها باید به چارچوب امنیتی منطقه‌ای پایداری تبدیل شود که شامل ایران، کشورهای حوزه خلیج فارس، مصر، ترکیه، عراق و پاکستان باشد و بر پایه عدم تجاوز متقابل، آزادی کشتیرانی و عاری از تسلیحات هسته‌ای بنا شود و در نهایت باید شامل اسرائیل نیز بشود.

تنها راه متوقف کردن این دیوانگی این است که جهان عرب به ایالات متحده بگوید که دیگر بس است. کشورهای عربی باید اعلام کنند که هرگز هژمونی اسرائیل را نمی‌پذیرند، باید بر تشکیل کشور مستقل فلسطینی تاکید کنند و بگویند امنیت منطقه از طریق همکاری‌های منطقه‌ای به دست خواهد آمد تا وابستگی به واشینگتن.

کشورهای عربی بسیار بیشتر از آنچه خود تصور می‌کنند اهرم فشار در اختیار دارند. اگر عربستان سعودی، امارات متحده عربی، قطر و همسایگانشان اعلام کنند که خاک و حریم هوایی آنها برای جنگ دیگری علیه ایران استفاده نخواهد شد و عادی‌سازی روابط با اسرائیل تا زمان تشکیل کشور فلسطین متوقف خواهد ماند، محاسبات در واشینگتن و تل‌آویو به سرعت تغییر خواهد کرد. و مردم آمریکا که از جنگ علیه ایران بیزارند و از فلسطین حمایت می‌کنند، برای آن هورا خواهند کشید.

دوران تفرقه بینداز و حکومت کنِ به رهبری آمریکا – که در آن ایران دشمن دائمی جهان عرب معرفی شد – به پایان رسیده است، حتی اگر واشینگتن و تل‌آویو از پذیرش آن خودداری کنند. کشورهای عربی باید هم‌اکنون پیش از آغاز دور بعدی جنگ این موضوع را آشکارا بیان کنند و با انجام این کار، راه را برای منطقه‌ای که امنیت و صلح خود را تأمین می‌کند، هموار سازند.

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

آیا ایران برای عبور نفت از تنگه هرمز عوارض دریافت می‌کند؟

صادرات نفت خام از کشورهای حاشیه خلیح فارس در ماه سپتامبر با افزایشی چشمگیر روبه‌رو شد و با این حال قیمت نفت همچنان بالا باقی مانده است، امری که به این گمانه‌ دامن زده است که شاید ایران به‌طور مخفیانه از نفتکش‌ها عوارض می‌گیرد.

اعزام ناو هواپیمابر روزولت و ۲ هزار تفنگدار دریایی به خاورمیانه؛ ترامپ باز تهدید به نابودی ایران کرد

شبکه خبری الجزیره روز پنج‌شنبه ۹ مهر به نقل از یک مقام آمریکایی گزارش داد که سه ناو هواپیمابر و دو گروه پیاده نظام ایالات متحده در حال آماده شدن برای استقرار در اطراف ایران هستند، امری که همزمان با تهدیدهای دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور این کشور، به گمانه‌زنی‌ها برای جنگ گسترده دیگری دامن زده است.

با خروج نیروهای آمریکایی از عراق، سرنوشت گروه‌های مسلح حامی ایران چه خواهد شد؟

وبسایت میدل‌ایست آی در گزارشی با اشاره به خروج قریب‌الوقوع آخرین نیروهایی آمریکایی از عراق به یکی از مهم‌ترین پرسش‌ها درباره فردای چنین رخدادی پرداخته است: گروه‌های مسلح حامی ایران چه خواهند شد؟

نگاه جهان

چگونه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پایان دهیم؛ جفری ساکس راه‌حل را کشورهای عربی می‌داند

جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، در یادداشت مشترکی با یکی از مشاوران سازمان ملل، دو کشور ایالات متحده و اسرائیل را مصمم برای حملات تازه به ایران دانسته است و برای جلوگیری از وقوع دوباره این جنگ، خواستار اقدام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است.