چند مقام سابق اسرائیلی میگویند این کشور میخواهد ایران را به سمت بحرانی عمیق و بیثباتی گسترده سوق دهد. یکی از آنها معتقد است هدف اسرائیل نه تغییر رژیم، بلکه فروپاشی دولت مرکزی، ایجاد هرجومرج و تجزیه کشور است. دیگری میگوید ترکیب فشار اقتصادی و ضربات نظامی میتواند ایران را به لبه پرتگاه برساند و زمینهساز شکلگیری یک «طوفان سهمگین» باشد.
دانیل لوی، مذاکرهکننده پیشین روند صلح اسرائیل با فلسطینیها، در مصاحبهای گفت هدف اسرائیل در حمله سال گذشته به ایران، ایجاد یک منطقه آزاد و سپس تجزیه ایران بود. وی گفت اسرائیلیها باور نداشتند که میتوان در ایران تغییر رژیم ایجاد کرد و حتی تغییر رژیم را نتیجه مطلوبی نمیدانستند.
لوی، که اکنون ریاست «پروژه آمریکا و خاورمیانه» را بر عهده دارد، گفت: «به نظرم هدف اسرائیل فروپاشی دولت و ایجاد هرجومرج در ایران و تجزیه ایران بود؛ چیزی شبیه آنچه در عراق و سوریه دیدیم.» وی هدف واقعی دولت نتانیاهو را تجزیه ایران دانست.
در همین حال، تامیر هایمن، رئیس پیشین اداره اطلاعات ارتش اسرائیل، نیز گفت جنگ اقتصادی و نظامی میتواند ایران را به سمت یک طوفان سهمگین ببرد. ژنرال هایمن در مصاحبهای گفت: «این تصور وجود دارد که اگر در کنار جنگ اقتصادی، ضربهای نظامی نیز وارد شود، ممکن است آنها را به لبه پرتگاه سوق داده و به اصطلاح یک «طوفان سهمگینی» ایجاد کرد.»
ژنرال هایمن در حال حاضر مدیر اجرایی «اندیشکده مطالعات امنیت ملی» اسرائیل است. وی در عین حال ابراز تردید کرد که حمله نظامی به زیرساختهای ایران منجر به فروپاشی نظام شود: «گمان نمیکنم حتی حمله نظامی به نیروگاهها، یا اهداف مشابه، به اعتراضات خیابانی بینجامد و یا باعث فروپاشی نظام شود.»
وی گفت که ایالات متحده و اسرائیل دو گزینه پیش رو دارند: نخست، اعمال فشار اقتصادی و به دنبال آن انجام یک حمله نظامی؛ دوم، حمله دقیق و مستقیم به تأسیسات هستهای ایران. این مقام سابق اطلاعاتی، گزینه اول را احتمالا مؤثرتر دانست.
متن مصاحبه دانیل لوی با بیبیسی
فرناز قاضیزاده، بیبیسی: برنامه نتانیاهو برای ورود به جنگ با ایران چه بود؟
دانیل لوی: … فکر نمیکنم اسرائیلیها خودشان هم روایت تبلیغاتی خودشان را باور داشتند که میتوان در ایران تغییر رژیم ایجاد کرد. به نظرم خاندان پهلوی برای اسرائیل یک ابزار مفید بود، ابزاری برای ایجاد آشوب. باور ندارم فکر میکردند نتیجه نهایی همین [تغییر رژیم] خواهد بود. حتی گمان نمیکنم آن [تغییر رژیم] را نتیجه مطلوبی میدانستند، چون احتمالا چنین ارزیابی میکردند که چنین وضعیتی بسیار شکننده خواهد بود.
موضع اسرائیل نسبت به دیگر کشورهای منطقه این نیست که تغییر رژیم تمیز و قابل پیشبینی صورت بگیرد و بعد آنها با اسرائیل همراستا شوند.
به نظرم هدف اسرائیل فروپاشی دولت و ایجاد هرجومرج در ایران و تجزیه ایران بود؛ چیزی شبیه آنچه در عراق و سوریه دیدیم. البته در آن موارد، اسرائیل همیشه عامل اصلی نبود.
اما این برداشت اسرائیل شکست خورده. هنوز اسرائیلیها دنبالش هستند.
اما حالا شاید ارزیابی واقعبینانهتری از میزان دستاوردهای ممکن داشته باشند و تمرکز آنها بیشتر روی تضعیف ایران باشد.
اگر به چیزهایی که در فضای عمومی مطرح شده نگاه کنیم، موضوع حمایت از نیروهای مسلح جداییطلب کرد مطرح بود. هدف این ایده در واقع تجزیه ایران بود. ایده این بود که بخشی از ایران را به یک منطقه آزادشده تبدیل کنند و منابع و نیروها را به آنجا سرازیر کنند تا از آنجا تحولات بیشتری شکل بگیرد.
همانطور که گفتم، مشابه چنین الگوهایی را در جاهای دیگر دیدهایم. این نمونهای از بلندپروازی حداکثری و افراطی پارادایم افراطی اسرائیل برای منطقه است.
سوال اصلی این است که آیا این رویکرد مورد بازبینی قرار میگیرد یا نه. این بلندپروازی بر این فرض بنا شده که اگر کشورهای اطراف اسرائیل به مرحله فروپاشی و ناکارآمدی برسند، یا مجبورند و یا انتخاب میکنند که با اسرائیل همسو شوند. بدین شکل امنیت و سلطه اسرائیل تضمین میشود.
دیگر نوشتههای سعید برزین در نیماد:
تاثیر موضعگیری ضدجنگ فرح پهلوی بر بلوک سطنتطلب جدی است
خواب اسرائیل برای ایران؟ کشوری چندقطبی و ضعیف
آیا پیشنهاد تاجزاده برای گفتوگوی ملی واقعبینانه است؟
آشتی ملی در گرو «تغییر رفتار» است نه «حذف»؛ گفتوگو با فرخ نگهدار
بدون شنیدن و فهم دیگری، تغییری شکل نمیگیرد؛ گفتوگو با حمید فرخنده
متن مصاحبه تامیر هایمن با اندیشکده مطالعات امنیت ملی اسرائیل
سوال: یک مسئله بسیار مهم مطرح است: آیا ترامپ قصد تشدید تنشها را دارد؟ اگر آری، چه زمانی؟
هایمن: … به گمان من، ایرانیها اساسا به هیچیک از اظهارات ترامپ اعتماد ندارند. طبق گفتههای خود ترامپ، او منتظر پایان انتخابات میاندورهای است. در حال حاضر، یعنی پیش از انتخابات میاندورهای، هیچ تمایل واقعی برای تشدید تنشها دیده نمیشود؛ چرا که این کار ممکن است به شانس جمهوریخواهان برای کسب نوعی اکثریت در مجلس نمایندگان لطمه بزند.
ایرانیها این موضوع را باور ندارند. آنها تصور میکنند که تمام این حرفها پوششی برای یک حمله احتمالی غافلگیرکننده است. آنها مسائل را اینگونه تفسیر میکنند. ایرانیها احتمال میدهند که ترامپ ممکن است پیش از انتخابات اسرائیل دست به حمله بزند. البته، چنین گزینهای مطرح است.
دو مسیر متفاوت وجود دارد. یکی، اعمال فشار اقتصادی است. بر اساس تمام شاخصهایی که گردآوری کردهایم، فشار اقتصادی مؤثر واقع شده. ایران تقریبا قادر به صادرات نفت نیست. وضعیت داخلی بسیار بسیار دشوار است. نرخ ریال به ۲٫۷ میلیون در برابر یک دلار رسیده. در واقع، نسبت به سطح پیش از آغاز این تنشها، سه برابر شده. ما شاهد انباشت فشارهای [اقتصادی] هستیم. این تصور وجود دارد که اگر در کنار جنگ اقتصادی، ضربهای نظامی نیز وارد شود، ممکن است آنها را به لبه پرتگاه سوق داده و به اصطلاح یک «طوفان سهمگینی» ایجاد کند.
این ایده مطرح است که شاید در اینجا پتانسیلی وجود داشته باشد. نمیدانم چه کسی در حال متقاعد کردن دیگران است یا چه کسی متقاعد خواهد شد، اما این گزینه همچنان روی میز است.
گزینه دیگر، انجام یک حمله دقیق، محدود و حسابشده است، به تأسیسات کوه کلنگ، با هدف به تأخیر انداختن وضعیت عملیاتی [برنامه هستهای]…
در حال حاضر، با توجه به انتخابات میاندورهای در ایالات متحده، ممکن است برخی متقاعد شوند که یک حمله نظامی میتواند منجر به سرنگونی نظام ایران شود و دستاوردی به همراه داشته باشد. اما من در این مورد تردید دارم. بعید میدانم که حتی اگر حملهای نظامی به نیروگاهها یا سایر اهداف مشابه صورت گیرد، باعث فروپاشی نظام شود؛ یا اینکه چنین اقدامی بتواند همچون یک «گلولهبرف» بزرگتر شده و به اعتراضات خیابانی دامن بزند.
اتفاقا برعکس؛ به باور من، فشار اقتصادی در حال اثرگذاری است، هرچند برای نمایان شدن نتایج آن به زمان زیادی نیاز است. پس از انتخابات میاندورهای، دستوپای پرزیدنت ترامپ بیشتر بسته خواهد شد؛ چرا که اگر او کنترل مجلس [یا سنا] را از دست بدهد، با محدودیتهایی مواجه میشود. البته او میتواند این موانع را دور بزند، اما انجام این کار دشوارتر و پیچیدهتر خواهد بود.
در مورد اسرائیل، باید گفت که تمرکز اصلی این کشور بر برنامه هستهای ایران است. همانطور که گفتهام، اگر روند کنونی — یعنی احیای توانمندیهای پیشین ایران در حوزه هستهای — با همین سیر ادامه یابد، اسرائیل در مقطعی خاص چارهای جز انجام حمله نخواهد داشت تا بتواند این فرایند را به تأخیر بیندازد.








