پنجشنبه، ۱۴ آبان ۱۴۰۵

نگاه جهان

پایان عصر یازده سپتامبر؛ انتخابات کنگره دربارهٔ ایران، اسرائیل، و «سیاست ترس» در آمریکا چه می‌گوید

نشریه ایکویتور – جاناتان شاینین

ترجمهٔ سیدسجاد هاشمی‌نژاد

 

انتخابات کنگره آمریکا، با پیروزی قاطع دموکرات‌ها، فقط یک جابه‌جایی قدرت در واشینگتن نبود؛ از نگاه نیخیل پال سینگ، نشانه پایان عصری است که با یازده سپتامبر آغاز شد: عصر جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه و «سیاست ترس» و اسلام‌هراسی به‌مثابه سوخت سیاست داخلی آمریکا.

سینگ، مدرس تاریخ در دانشگاه نیویورک و نویسنده کتاب‌های «سیاه یک کشور است» و «نژاد و جنگ طولانی آمریکا»، در گفت‌وگو با ، نشریه ایکویتور (equator) استدلال می‌کند که میراث یازده سپتامبر عملا به پایان رسیده است. به گفته او، آمریکایی‌ها از سال ۲۰۰۸ پیوسته علیه چرخه جنگ در خاورمیانه رأی داده‌اند، اما هر دو حزب آن را ادامه داده‌اند؛ و تصمیم ترامپ برای آغاز جنگی تازه علیه ایران و شوک تورمی همراهش شاید بزرگ‌ترین سهم را در شکست جمهوری‌خواهان داشته است. او پیروزی عبدال ال‌سید در میشیگان را، با وجود ۴۰ میلیون دلار هزینه آیپک علیه او و سیل تبلیغات اسلام‌هراسانه، آزمونی تعیین‌کننده برای چنبره لابی اسرائیل بر سیاست آمریکا می‌داند و از «غفلت خوش‌خیم» در رابطه ویژه واشینگتن و تل‌آویو سخن می‌گوید.

با این همه، سینگ پایان این عصر را آغاز خودکار عصری بهتر نمی‌داند: بازآرایی بنیادینی در راه است، اما هنوز معلوم نیست کدام نیروهای سیاسی آن را به دست بگیرند.

 

*** 

 

شما این بزنگاه را در نسبت با جهت‌گیریِ طولانی‌شدهٔ پسا-یازده-سپتامبرِ آمریکا چگونه ارزیابی می‌کنید؟

میراث یازده سپتامبر در مقام یکی از سرچشمهٔ سیاست‌های ارتجاعی در ایالات متحده عملا به پایان رسیده.

از سال ۲۰۰۸ آمریکایی‌ها علیه چرخهٔ جنگ در خاورمیانه که دولت بوش در پاسخ به یازده سپتامبر آغازش کرد، رأی داده‌اند: اوباما و ترامپ هر دو از طریق رد آشکار جزمیت‌های مسلط در این مسائل به رأس احزاب خود رسیدند. اما هر یک از آن دو به شیوهٔ خاص خود در رأس سیاست خارجه‌ای قرار گرفتند که آن منازعات را ادامه می‌داد و به منازعات تازه در منطقه نیز کشیده می‌شد.

اوباما در پی آن بود که افول هژمونی ایالات متحده را به‌نحوی معقول مدیریت کند، در حالی که ترامپ کوشید این افول را با هجمه بردنِ اقتصادی و نظامی بر رقبای آمریکا معکوس کند (و شکست خورد). هر دوی این ریاست‌جمهوری‌ها در تکاپوی افزایش و به درون کشور برگرداندن تولید نفت و گاز بودند تا بدین نحو به وابستگی به انرژیِ خاورمیانه پاسخ داده باشند. اما هیچ‌کدام نتوانستند بر مکشِ چسبندهٔ برتری و امپراتوری آمریکایی فائق بیایند؛ مکش چسبنده‌ای که هم‌پیوند است با موقعیت ضامن اقتصاد فسیلی جهان بودن، با محوریت خاورمیانه و دفاع از اسرائیل به‌مثابهٔ نیروی نیابتی آمریکا.

کوشش اوباما برای خارج کردن کشور از مسیرِ جنگ آتی با ایران از خلال مصالحه در توافق برجام را ترامپ، با خروج از توافق، و بایدن، با احیا نکردن آن، باطل کردند، آن هم درست در زمانی که شوک‌های تورمی در نتیجهٔ اختلالات زنجیرهٔ عرضه در نتیجهٔ کووید و بعد از آن جنگ در اوکراین و غزه، شروع کرده بودند به در بر گرفتن سیستم.

چه بسا بشود مدعی شد که بزرگترین عاملِ قاطعِ منجر به پیروزی ترامپ بر بایدن/هریس در سال ۲۰۲۴ تورم فزاینده بود. تصمیم ترامپ برای آغازیدن جنگی تازه علیه ایران و تجدید شوک تورمیِ توأم آن، چه‌بسا، بزرگترین سهم را در ردیه‌ای که در روز سه‌شنبه با آن مواجه شد، داشته‌ است. امپراتوری ایالات متحده همیشه متکی بر بنزین ارزان کار کرده – از جمله به این دلیل که بنزین ارزان برای حفظ رضایت جمعیت داخلی برای [در پیش گرفتن و ادامه دادن] منازعات بین‌المللی ضروریست.

اما بعد از ۳۵ سال جنگ در خاورمیانه و شتاب گریزناکِ تغییر اقلیم، این «مجتمع هیدروکربنی‌دلاری» در مرحلهٔ بحران رو به مرگ است.

 

آنچه در میشیگان در میان بود، بسی بزرگتر از یک کرسی سنا به نظر می‌رسید. چرا این رقابت چنین آزمونی برای سیاست در آمریکا بود؟

انتخاب شدن عبدل السید برای سنا در میشیگان یکی از تعیین‌کننده‌ترین پیروزی‌های آن شب بود. او کارزاری مترقی را در پیش گرفت که محوریت مضمون آن «توان خرید»[۱] (با تأکید بر طرح «بیمهٔ درمانی برای همه»[۲]) و مخالفت صریح با هزینه کردن برای جنگ‌های برون‌مرزی (به طور خاص آن جنگ‌هایی که به اتحاد ایالات‌متحده-اسرائیل مربوط می‌شوند) بود.

نامزدیِ السید هم، بسیار شبیه به پیروزی زهران ممدانی در نیویورک‌سیتی، آزمونی آشکار پیرامونِ قدرت چنبرهٔ صهیونیستی بر سیاست‌ورزی‌های حزب دموکرات، و همچنین [آزمونی آشکار] پیرامونِ تداوم [یا عدم تداوم] اثرگذاریِ سیاستِ ترسِ متعصبانه و اسلام‌هراس بر کلیت بدنهٔ رأی‌دهندگان بود.

گروه‌های بیرونی بسی بیش از ۱۵۰میلیون دلار برای باخت السید خرج کردند، که صرفا ۴۰ میلیون دلار آن را آیپک خرج کرد (و چه‌بسا بیشتر،‌چرا که آیپک بعد از شکست خوردن در انتخابات مقدماتی [درون‌حزبی]، شروع کرد به پنهان کردن اعانه‌هایش). در مقایسه، کاراز السید مجموعا ۵۰ میلیون دلار را، آن هم از طریق اعانه‌های فردی، جمع کرد، که هم از کارزار رقیب جمهوری‌خواهش مایک راجرز بیشتر بود و هم از کارزار رقیبش در انتخابات مقدماتی، هیلی استیونز، اما همچنان کمتر از نیمی از مبلغی می‌شد که علیه او خرج شده بود.

سیلابی از تبلیغات در روزهای آخر انتخابات عمومی بر مضمون پیوندهای ادعاییِ السید با اخوان‌المسلمین، یازده سپتامبر و تروریسم می‌کوبیدند. در همان حال، استیونز [دموکرات] به حزب خود پشت کرد و از راجرز [جمهوری‌خواه] حمایت انتخاباتی کرد، و هر روز در اخبار ظاهر می‌شد تا این اتهام را تکرار کند که السید یهودستیز است و باعث می‌شود یهودیان احساس ناامنی کنند.

می‌شود امیدوار بود که پیروزی او میخ دیگری بر تابوت این گفتمان دغلکارانه باشد، و از آن مهم‌تر، پایگاه دستهٔ مخالفِ گفتارمند را علیه همجوشیِ سیاست خارجهٔ ایالات متحده و اسرائیل برای پشتیبانی از جنگ پیش‌دستانه و نسل‌کشی، وسعت ببخشد؛ که صدایی‌ست که به‌ندرت آن را در سنای ایالات متحده شنیده‌ایم.

 

نتایج انتخابات آمریکا چه معنایی برای آمریکا، ایران و جهان دارد؟ | گفت‌وگو با مهرزاد بروجردی

 

پس از غزه و جنگ ترامپ-نتانیاهو علیه ایران، حسی مبنی بر این وجود دارد که اسرائیل به نحوی تازه در هر انتخابات موضوع انتخاب است. دیده‌ایم که خشم بابت غزه بسیاری از کارزارهای  ضدجریان اصلی از حزب دموکرات و سوسیالیست‌های دموکرات آمریکا را قدرت بخشیده، اما همزمان هم دسته‌ای بسیار ذی‌نفوذ و پرسروصدا از دموکرات‌های حامی اسرائیل خود را از حزب تبعید کرده‌اند. این بازآرایی در چند سال آتی احتمالا چطور پیش خواهد رفت؟

«رابطهٔ ویژهٔ» ایالات متحده-اسرائیل با دوره‌ای از غفلت خوش‌خیم مواجه خواهد شد. پیوندهای نیرومندی که منافع مالی، نظامی و فناورانهٔ ایالات متحده و اسرائیل را به هم پیوند می‌دهند پابرجا خواهند ماند، اما سرشت بدخیمِ سیاست و جامعهٔ اسرائیل، باعث ترغیب فاصله‌گذاری عمومی و سکوت بیشتر حول [ایدهّٔ] تداوم حمایت از اسرائیل خواهد شد. همین حالا کوشش‌هایی در جریان است تا در بوق و کرنا اعلام شود که کمک‌های خارجی ۴ میلیارد دلاری ایالات متحده به اسرائیل از طریق وزارت خارجه پایان یافته، با اینکه کوشش‌های کم‌سروصداتر برای یکپارچه‌سازی و ادغام عملیات‌های نظامی ایالات متحده و اسرائیل و کردوکارهای تأمین تسلیحاتی‌شان در درون پنتاگون با پشتیبانی رهبریِ هر دو حزب همچنان ادامه می‌یابد.

حالا آیپک یک برند سمی است، اما پول آن همچنان از طریق بسیاری از مجراهای متفاوت و اغلب نامعلوم در جریان است. همچنین یک تجمیع بهت‌آور و انحصارطلبانهٔ رسانه‌های ایالات متحده به‌دست چهره‌هایی چون لری و دیوید الیسون صورت گرفته که حامیان بزرگ اسرائیلند[۳]. مخالفت با آپارتاید و نسل‌کشی اسرائیل از هر زمان دیگری نیرومندتر است، خصوصا در حزب دموکرات، اما این مخالفت در دورهٔ کنونی از چیزی نیرو[ی مضاعف] یافته که چه‌بسا بتوان آن را مخالفت مردمیِ نیرومندتر با جنگ در خاورمیانه دانست که اکنون در اذهان بسیاری با دفاع از منافع اسرائیل پیوند خورده است.

از بسیاری جهات، این دعوا تازه آغاز شده، اما حالا جریان مسلط تلاش‌هایی خواهد کرد تا ما را قانع کند که این دعوا اتفاقا دیگر تمام شده و دیگر حائز اهمیت نیست.

فقط وقتی ببینیم که سیاستمداران آمریکایی به نفع عادی‌سازی روابط با ایران استدلال می‌کنند (که کشوری عظیم با بیش از ۹۰ میلیون جمعیت است)، و حمایت بی‌لکنتی از تشکیل دولت فلسطین را در پیش می‌گیرند، خواهیم دانست که در مسیر متفاوتی قرار گرفته‌ایم. البته که اسرائیلی‌ها هر دوی این امور را همچون تهدید وجودی می‌فهمند و به همین دلیل همچنان علیه آنها اقدام خواهند کرد.

شاهد بازآرایی [سیاسی] اصیل در ایالات متحده، ارادهٔ این کشور برای تحمل زور کافی و تحریم برای به انضباط آوردن و محدود کردن متحدش، اسرائیل، خواهد بود. و این [مسیر،] همچنان همچون نوردیدن کوهی بزرگ به نظر می‌رسد.

 

توضیح متعارف دربارهٔ پیروزی‌های دموکرات‌ها چیست، و چه چیزی در این تصویر بیرون می‌ماند؟ آیا تحلیلگران جریان اصلی واکنش منفی علیه جنگ ایران را ‌کم‌انگاری کردند؟

تحلیلگران جریان اصلی همیشه عواطف رادیکال اصیلی را که لایهٔ زیرین نارضایتی مردمی را برمی‌سازند، کم‌انگاری می‌کنند – جنگ را، بیچاره‌سازی را، خودکامگی را، فساد را و مصونیت طبقهٔ نخبه را.

این روزها افکار عمومی خصلتی تروموستاتیک دارد؛ ائتلاف‌های سیاسی به همان سرعتی که شکل می‌گیرند، منحل می‌شوند و باز دوباره [به شکلی دیگر] پیوند می‌خورند. اما کاملا واضح است که مخالفت با جنگ ایران و آنچه میان مردم به‌مثابهٔ تبعات اقتصادی آن جنگ فهمیده می‌شود، عاملی کلیدی در این انتخابات بود. عامل دیگری که کمتر از آن چشمگیر نیست، چنان که شاهدی بر آنْ پیروزی غافلگیرکنندهٔ ژینا هینوخوسا در رقابت برافای فرمانداری تگزاس بود، تغییر حزبِ عظیم مردمان لاتین‌تبار و بازگشتشان به سوی حزب دموکرات است. (برخی حوزه‌ها در مرز مکزیک که در سال ۲۰۲۴ به ترامپ رأی داده بودند، [در انتخابات اخیر] به میزان ۴۰ واحد درصد به سمت طرف مقابل رأی دادند.)

بعد از انتخاب مجدد ترامپ، دموکرات‌ها در کنگره فورا مرعوب شدند و لایحهٔ لیکن‌رایلی را پشتیبانی کردند و بدین‌ترتیب تمکین خود را، اگر نگوییم پشتیبانی تمام‌عیارشان را،‌ از گسترش بی‌سابقهٔ پلیسی‌گری و بازداشت‌های مهاجرتی رعب‌آورِ دولت ترامپ در سرتاسر کشور نشان دادند. اکنون باید دید که آیا درس درستی می‌گیرند و به سوی کاهش مجدد و چشمگیر قدرت آیس (پلیس مهاجرت و گمرکات)، سازمان حفاظت گمرکی و مرزی، و سازمان امنیت داخله حرکت می‌کنند یا نه.

هینوخوسا همچنین به طور خاص هوادار گفتارمندِ مخالفت «مردم‌گرایانه» با بیگ‌تک[۴] و خرج کردن [دولتی] برای [ساخت] پایگاه‌های داده‌ای [برای شرکت‌های هوش مصنوعی] بوده، اموری که در کنار جنگ ایران، پیشران فزایندگیِ نرخِ بهره و هزینه‌های انرژی بوده‌اند. پیروزی او در تگزاس، دومین ایالت بزرگ ایالات متحده، او را به اولین فرماندار دموکرات این ایالت در ۳۶ سال اخیر و نیز به اولین فرماندار لاتین در تاریخ این ایالت بدل می‌کند. در کنار پیروزی السید در میشیگان، پیروزی وی، قصهٔ بزرگ این انتخابات است.

 

چگونه ال‌سید «درس عبرت» لابی ایپک شد؛ روایت هاآرتص از شکست ۴۰ میلیون دلاری

 

آیا این نتیجه، نشانگرِ پایانِ عصر ترامپ است؟

این انتخابات، در کنار انتخابات در برزیل و اعتراضات در هند، به‌ویژه از حیث ابعاد پیروزی [دموکرات‌ها] به ما می‌گوید که راست افراطی آن نیروی بلامنازعی نیست که چنان بادش کرده بودند. بدون شک نیروهای راستگرا طی دههٔ اخیر همدست شده و رادیکالیزه شده‌اند، اما همچنین آنها نیز به‌مثابهٔ یک نیرنگ دیگر در مقابل سوداهای مردمی، لو رفته‌اند.

ترامپ بعد از اینکه به مردم گفت که جوری رأی بدهند که انگار نام او روی برگهٔ رأی است، در اولین فرسته‌اش [در شبکه‌های اجتماعی] در واکنش به نتایج اولیه، مدعی شد که نام او روی برگه رأی نبوده و اگر بود، جمهوری‌خواهان با اختلافی قاطع پیروز می‌شدند. این هم بلوفی رایج است، مرهمی است برای ایگوی آسیب‌دیده، یک ریاست‌جمهوریِ آسیب‌دیده، و یک پروژهٔ سیاسیِ درهم‌شکسته. صبح که شد، ترامپ دیگر می‌گفت که «حاضر است نتایج را بپذیرد» و «آماده است با دموکرات‌ها کار کند»؛ یعنی با کسانی که او و امثال ایلان ماسک، که با اختلاف بزرگترین حامی مالی حزب جمهوری‌خواه است، به آنها برچسب اسلام‌گرا، کمونیست و تهدید وجودی علیه کشور زده بودند.

شکی نیست که این نقطهٔ عطف بسیار چشمگیریست. این پیروزی، با بیشترین اختلاف در رأی عمومی[۵] در تمامی انتخابات کنگره‌ای ایالات متحده از سال ۱۹۷۶ تاکنون حاصل شده است – که آن هم رأیی بود که نشانهٔ تبعات نهاییِ رسوایی و فساد واترگیت و طولانی‌شدنِ جنگِ نامحبوب ویتنام بود.

یک چیز که این امر به ما می‌گوید این است که یک بازآرایی بنیادین، شبیه به آنچه که از بحران دههٔ ۱۹۷۰ حاصل شد، به‌طور بالقوه در حال وقوع است. اما این امر به ما نمی‌گوید که در ادامه، کدام نیروهای سیاسی این بازآرایی را به‌دست خواهند گرفت.

این ایده که ایالات متحده کشوری‌ست که در دو قطب ایالت‌های قرمز و آبی قطبی شده، مدت‌هاست که محل نزاع سیاسیِ امیدبخش‌تر و مخطط‌تر را پنهان کرده است. این ایده که حزب جمهوری‌خواه در حال تبدیل شدن به حزبی برای طبقهٔ کارگر است و حزب دموکرات، حزب طبقهٔ نخبه حرفه‌ای، این واقعیت را از نظر پنهان می‌کرد که هر دو حزب با تمسک‌ به فرهنگ و هویت، ائتلاف‌هایی فراطبقاتی را سرهم کرده‌اند، در حالی که [هر دو] بر حجم فزاینده‌ای از ثروت متمرکز قیمومت می‌یابند، بر اقتصادی که برای مزدبگیران در رکود تورمی‌ست حکم می‌رانند، و بخشی از جریان سیالِ دلارهای مالیات‌دهندگان را صرف جنگ‌های برون‌مرزی می‌کنند.

اما عصر ترامپ، یا به بیان بهتر،‌ عصر ترامپ-اوباما که از سال ۲۰۰۸ آغاز شد، قطعا تمام شده. آنها به‌نوعی همچون اشباح همزادند: از شوک حاصل از بحران مالی سربرآوردند اما نتوانستند مشکلاتی را که آن بحران آشکار می‌کرد حل‌وفصل کنند، هر دو به نحوی «سزار»مانند و به مثابهٔ افرادی کاریزماتیک حکمرانی کردند که وانمود می‌کردند عاملان تغییر تاریخ‌سازند، و هر دو در رأس ادارهٔ بختِ سیاسیِ رو به افول احزابی بودند که هر روز بیش از پیش پوچ و میان‌تهی می‌شدند.

حالا مردم دارند انتخاب اجباری میان ترقی‌گراییِ نئولیبرال و ملی‌گراییِ مسیحیِ بومی‌گرایانه را رد می‌کنند. [البته] به هیچ وجه قطعی نیست که ما در آستانهٔ عصر تازهٔ احیای مدنیِ معطوف به شکوفاییِ جمعی باشیم. ما با دوره‌ای پرتلاطم مواجهیم که در آن همچنان بهترین امیدمان این است که بکوشیم تا با به چنگ درآوردنِ نارضایتی عمومی، آن را به سیاست‌ورزیِ توده‌ایِ سازنده بدل کنیم.

 

پانوشت‌ها:

[۱] Affordability – شعاری انتخاباتی که به‌نحوی معطوف به ارزانی و دسترس‌پذیر کردن مایحتاج زندگی از حیث قیمتیست و بیشتر در پهنهٔ سیاسی ایالات متحده، به خصوص از سوی طیفی از نامزدهای حزب دموکرات، شنیده می‌شود. – م.

[۲] Medicare for All

[۳] در دو سال گذشته، شبکه‌ها و رسانه‌های بسیار مطرحی چون سی‌بی‌اس، پارامونت، سی‌ان‌ان، ام‌تی‌وی، برادران وارنر، اچ‌بی‌او، و دیسکاوری توسط الیسون‌ها خریداری شده‌اند.

[۴] شرکت‌های بزرگ، مسلط و فرادست فناورانه با قدرت لابی‌گری عظیم، همچون مایکروسافت، متا، اپل، اوراکل، الفابت، ان‌ویدیا، اوپن‌ای‌آی، انتروپیک و… – م.

[۵] برآیند رأی مردمی رأی‌دهندگان در کل کشور به هریک از دو حزب مسلط، بدون احتساب تفاوت‌ها و مرزهای ایالتی و حوزه‌های انتخابیه و… – م.

[I] مدرس تاریخ در دانشگاه نیویورک، نویسندهٔ کتاب‌های «سیاه یک کشور است: نژاد و مبارزهٔ ناتمام برای دموکراسی» و «نژاد و جنگ طولانیِ آمریکا»، و همچنین عضو همکار در انستیتوی دولت‌گردانیِ مسئولانهٔ کویینسی.

 

آن‌چه از شکست جمهوری‌خواهان در انتخابات کنگره می‌دانیم؛ رخ‌نمایی ایران و جنگی که یقه ترامپ را گرفت

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

چگونه به جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران پایان دهیم؛ جفری ساکس راه‌حل را کشورهای عربی می‌داند

جفری ساکس، اقتصاددان آمریکایی، در یادداشت مشترکی با یکی از مشاوران سازمان ملل، دو کشور ایالات متحده و اسرائیل را مصمم برای حملات تازه به ایران دانسته است و برای جلوگیری از وقوع دوباره این جنگ، خواستار اقدام کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس شده است.

آوی شلایم از فروپاشی پروژه صهیونیسم لیبرال گفت؛ «آنچه کج آغاز شود، کج باقی می‌ماند»

آوی شلایم، مورخ اسرائیلی و استاد بازنشسته روابط بین‌الملل دانشگاه آکسفورد، می‌گوید تضاد میان ملی‌گرایی قومی، اشغال سرزمین‌های فلسطینی و ادعای برابری دموکراتیک را دیگر نمی‌توان صرفا با اصلاحات نهادی یا تصویب قانون اساسی حل کرد.

آیا ایران برای عبور نفت از تنگه هرمز عوارض دریافت می‌کند؟

صادرات نفت خام از کشورهای حاشیه خلیح فارس در ماه سپتامبر با افزایشی چشمگیر روبه‌رو شد و با این حال قیمت نفت همچنان بالا باقی مانده است، امری که به این گمانه‌ دامن زده است که شاید ایران به‌طور مخفیانه از نفتکش‌ها عوارض می‌گیرد.

نگاه جهان

پایان عصر یازده سپتامبر؛ انتخابات کنگره دربارهٔ ایران، اسرائیل، و «سیاست ترس» در آمریکا چه می‌گوید

انتخابات کنگره آمریکا، با پیروزی قاطع دموکرات‌ها، فقط یک جابه‌جایی قدرت در واشینگتن نبود؛ از نگاه نیخیل پال سینگ، نشانه پایان عصری است که با یازده سپتامبر آغاز شد: عصر جنگ‌های بی‌پایان در خاورمیانه و «سیاست ترس» و اسلام‌هراسی به‌مثابه سوخت سیاست داخلی آمریکا.