وبسایت ژاکوبن در یادداشتی به قلم آرون رضا مرآت، روزنامهنگار متخصص ایران، به تحلیل جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران پرداخته است. نویسنده در این یادداشت بیشتر بر منطق راهبردی ایران، چگونگی گسترش جنگ و چالشهای ایالات متحده پرداخته و صحنه را از زاویهای متفاوت با روایات رسانههای جریان اصلی دیده است. ژاکوبن رسانهای آمریکایی با گرایش سوسیالیسم دموکراتیک محسوب میشود و اغلب نویسندگان آن نیز پژوهشگران، دانشگاهیان یا روزنامهنگاران سیاسی هستند. ترجمه این یادداشت را در ادامه میخوانید.
***
ایالات متحده و اسرائیل غیرنظامیان را هدف قرار میدهند، و ایران برای حفظ بقای خویش، دامنهٔ جنگ را گسترش میدهد.
در واکنش به ادعای دونالد ترامپ مبنی بر اینکه ایران از واشنگتن خواسته است برای مذاکره وارد گفتوگو شود، علی لاریجانی ـ از بانفوذترین چهرههای جمهوری اسلامی ـ در بیانیهای کوتاه به فارسی اعلام کرد: «هیچ مذاکرهای با ایالات متحده در کار نخواهد بود.»
تهران در پذیرش آتشبس جانب احتیاط را نگاه میدارد؛ همانگونه که در پایان جنگ دوازدهروزهای که در ماه ژوئن به ابتکار ایالات متحده و اسرائیل آغاز شد، چنین کرد. از منظر مقامات ایرانی، چنین آتشبسی جز آن نیست که به دشمنان فرصت بازسازی و تجدید آرایش نیروهایشان را بدهد تا چند ماه بعد، تهاجمی دیگر را آغاز کنند.
کشتهشدن علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی، به گفته تحلیلگران، افق محاسبات راهبرد برنامهریزان نظامی را شفافتر کرده و این پیام را مخابره کرده است که ایران برای بقا، ناگزیر از تشدید درگیریهاست. راهبرد تهران بر آن استوار است که هزینهای چنان سنگین بر ایالات متحده و اسرائیل تحمیل کند که آنان را به پذیرش صلحی پایدار وادارد.
لاریجانی هدف اعلامشده جنگ از سوی ترامپ ـ یعنی نابودی برنامه موشکهای بالستیک متحرک ایران و نیز نیروی دریایی این کشور ـ را «خیالپردازیهای واهی» خواند و رئیسجمهور آمریکا را متهم کرد که برای دفاع از اسرائیل، جان سربازان آمریکایی را به مخاطره میافکند.
پس از حمله «قطعِ سرِ رهبری» ایالات متحده علیه علی خامنهای ـ حملهای که در آن او، همراه با حدود دویست تن از مقامهای ارشد نظامی و غیرنظامی و نیز دو نسل از اعضای خانوادهاش، کشته شدند ـ اداره جنگ در ایران به شورای عالی امنیت ملی سپرده شده است که ریاست آن را علی لاریجانی بر عهده دارد.
همزمان شورای موقت رهبری تشکیل شده که اعضای آن عبارتند از: رئیسجمهور مسعود پزشکیان، رئیس قوه قضائیه غلامحسین محسنی اژهای و آیتالله علیرضا اعرافی. در همین حال، مجلس خبرگان رهبری سرگرم بررسی گزینهها و انتخاب جانشین اوست.
ساختار جمهوری اسلامی شبکهای درهمتنیده از نهادهاست که بهگونهای طراحی شدهاند تا یکدیگر را مهار و متعادل سازند و حتی در صورت حذف رأس هرم قدرت نیز امکان تداوم بقا داشته باشند. دولت ایران همچنان انسجام خود را حفظ کرده و اکنون در حال سازماندهی دفاع از جمهوری اسلامی و تحمیل هزینه به مهاجمان است. در دو روز نخست درگیریها، دستکم سه جنگنده آمریکایی سرنگون شدهاند. وزارت دفاع کویت نیز اعلام کرده است که «چند» هواپیمای جنگی ایالات متحده در آسمان این کشور سقوط کردهاند. ایران در میان شبکهای از پایگاههای نظامی آمریکا محصور است؛ بهویژه در امتداد سواحل جنوبیاش، در کویت، قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی.
ایالات متحده و اسرائیل عموما از پرواز مستقیم بر فراز حریم هوایی ایران پرهیز میکنند تا در معرض آتش سامانههای پدافند هوایی قرار نگیرند؛ بهویژه آنکه توانمندیهای نظامی ایران پس از جنگ ماه ژوئن، با حمایت روسیه، تقویت شده است. از همین رو، آمریکا و اسرائیل ترجیح میدهند موشکها را از جنگندههایی شلیک کنند که در حریم هوایی کشورهای همسایه در پروازند.
ایالات متحده مدعی است این جنگندهها بر اثر «آتش خودی» ساقط شدهاند. با این همه، فارغ از منشأ اصابت، تنها دو روز پس از آغاز جنگ، به نظر میرسد آمریکا بیش از هر زمان دیگری از دوران پس از جنگ ویتنام طی پنجاه سال اخیر متحمل از دستدادن تجهیزات هوایی شده باشد.
در مقابل، ایران موجهایی از موشکهای بالستیک را به سوی اسرائیل شلیک کرده است. هرچند سانسور نظامی اسرائیل تا حد زیادی مانع انتشار جزئیات خسارات ناشی از این حملات شده، گزارشهایی انتشار یافته که حاکی از آن است شمار تلفات میتواند فراتر از ارقامی باشد که تلآویو اعلام کرده است.
ایران، که نیروی هواییاش عمدتا میراث دوران جنگ سرد و واپسین سالهای حکومت شاه است و همواره در تأمین قطعات آن با تنگنا روبهرو بوده، اخیرا از روسیه جنگندههای میگ-۲۹ و سوخو-۳۵، و نیز بالگردهای تهاجمی میل-۲۸ دریافت کرده است.
استانیسلاو کراپیونیک، سرباز پیشین ارتش آمریکا و تحلیلگر امور نظامی روسیه، در اول مارس گفت: «تضمین میکنم که پشت کنترل بسیاری از این میگها و سوخو-۳۵ها خلبانان روسی نشستهاند؛ زیرا آموزش یک خلبان از نقطهٔ آغاز دستکم حدود یک سال زمان میبرد.» همچنین گزارش شده است که پکن با تهران به توافقی برای تأمین موشکهای ضدکشتی و ارائه اطلاعات درباره موقعیت ناوهای آمریکایی دست یافته است.
بیش از نیمی از جمعیت تهران ـ کلانشهری با حدود هفده میلیون نفر ـ به مناطق روستایی پیرامون یا شهرهای کوچکتر پناه بردهاند. یکی از ساکنان گفته است: «شهر تقریبا خالی شده. وقتی مردم خبر تلخِ [حمله به یک مدرسه راهنمایی دخترانه که بیش از ۱۶۵ کشته بر جای گذاشت] را شنیدند، ترسیدند سرنوشتی شبیه فلسطینیها پیدا کنیم.»
شمار قربانیان غیرنظامی بهمراتب فراتر از تلفات جنگ دوازدهروزه گزارش شده است؛ در این میان، یک بیمارستان و چندین ایستگاه پلیس نیز بمباران شدهاند، اقدامی که نقض صریح قوانین جنگ محسوب میشود.
ویدئوهایی انتشار یافته که نشان میدهد دهها ساختمان در میدان فردوسی، در مرکز تهران، بهطور کامل ویران شدهاند. همچنین گزارشهایی از حملات موسوم به «دابلتپ» علیه ایستگاههای پلیس منتشر شده است؛ تاکتیکی که به اسرائیل نسبت داده میشود و بر اساس آن، پس از حمله نخست، حملهای دوم صورت میگیرد تا امدادگران و اعضای خانواده قربانیان که برای کمک میرسند نیز هدف قرار گیرند.
در یکی از ویدئوهایی که بهطور گسترده در فضای مجازی دستبهدست شده، زنی ایرانی شنیده میشود که میگوید: «همه مردمم را کشتند. یکبار بمباران کردند. وقتی مردم برای کمک رفتند، دوباره بمباران کردند. وای جوانهای ما، جوانهای ما.»
یکی از ساکنان تهران که اکنون همراه خانوادهاش خارج از شهر به سر میبرد، میگوید صبح ۲۸ فوریه (۹ اسفند) تنها یک بلوک با محل اقامت خامنهای فاصله داشت که آن نقطه هدف حمله قرار گرفت: «داخل ماشین بودم و کنار زدم. دیدم بمبی به آنجا اصابت کرد و ستون عظیمی از دود بالا رفت. گرد و غبار همهجا را پوشاند. بمب بسیار بزرگی بود و کل آن بلوک را با خاک یکسان کرد.»
راهبرد نظامی ایران برای تضعیف روحیه ایالات متحده بر دو محور استوار است. از یکسو، میکوشد بحرانی در حوزه انرژی پدید آورد؛ بحرانی که بیش از همه بر آمریکا، بهعنوان بزرگترین مصرفکننده نفت و گاز در جهان، اثر خواهد گذاشت. در این چارچوب، ایران بندرها، نفتکشها و زیرساختهای نفتی در عربستان سعودی و قطر را هدف قرار داده است. قطر، بزرگترین صادرکننده گاز جهان، پس از حملات دوم مارس تولید خود را بهطور کامل متوقف کرد و بزرگترین پالایشگاه نفت عربستان نیز در پی این حملات تعطیل شده است.
منطق این راهبرد آن است که ایجاد یک بحران اقتصادی جهانی، فشار بینالمللی بر ایالات متحده را تشدید کند تا این کشور جنگ را متوقف سازد. همزمان، ایران میکوشد تا حد امکان تجهیزات نظامی گرانقیمت آمریکا را منهدم کند و شمار بیشتری از نیروهای آمریکایی را از میان بردارد؛ موضوعی که برای پایگاه سیاسی داخلی دونالد ترامپ حساسیتبرانگیز است، زیرا بسیاری از هواداران او این جنگ را نزاعی انتخابی میدانند که نه توجیهی روشن دارد و نه افقی واقعبینانه.
ایران با بهکارگیری موشکهای قدیمیتر خود میکوشد آمریکا و اسرائیل را وادار سازد تا از رهگیرهای بسیار گرانقیمتشان استفاده کنند و بدینترتیب، موشکهای پیشرفتهتر سوخت جامد خود را برای زمانی نگه دارد که دشمنانش آسیبپذیرتر باشند. به نظر میرسد تهران همچنین تمرکز ویژهای بر هدف قراردادن سامانههای راداری نهاده است تا موقعیت داراییهای راهبردی دریایی آمریکا و خدمه آنها را آشکار سازد و آنان را در معرض حملات موشکهای بالستیک قرار دهد.
ایالات متحده تأیید کرده است که در حملاتی در مکانهایی نامشخص، شش سرباز آمریکایی کشته و پنج تن دیگر زخمی شدهاند. خود ترامپ نیز گفته است انتظار دارد شمار تلفات آمریکایی «بهمراتب بیشتر» باشد. این احتمال مطرح شده که این سربازان در ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن حضور داشتهاند؛ ناوی که ایران مدعی است آن را هدف قرار داده، هر چند ایالات متحده اصابت این حمله را رد کرده است.
در بیانیهای منسوب به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی آمده است: «ناو هواپیمابر آمریکایی آبراهام لینکلن با چهار موشک بالستیک هدف قرار گرفته است.» این بیانیه همچنین هشدار داده است که «خشکی و دریا بیش از پیش به گورستان متجاوزان تروریست بدل خواهد شد.» اگر ادعای ایران درست باشد، این نخستینبار از زمان جنگ جهانی دوم خواهد بود که یک ناو هواپیمابر آمریکایی هدف آتش مستقیم دشمن قرار میگیرد.
تهران همزمان در پی گسترش دامنه جنگ است. علی هاشم، که بهطور منظم به ایران سفر میکند، در پایگاه خبری «امواج مدیا» نوشت: «از دیدگاه ایران، گسترش میدان نبرد ارزش راهبردی دارد. با پراکندهکردن خطر در سراسر منطقه، ایران میکوشد اطمینان حاصل کند که فشار نظامی وارد بر آن به بیثباتی در بخش انرژی و در میان متحدان آمریکا بینجامد.»
در کنار حمله به پایگاههای آمریکا در کشورهای عربیِ آنسوی خلیج فارس، ایران در نزدیکی تأسیسات دریایی بریتانیا در بحرین و قبرس نیز اقدام به حمله کرده است؛ که کییر استارمر، نخستوزیر بریتانیا، را واداشت موضع پیشین خود مبنی بر محرومکردن ارتش آمریکا از استفاده از پایگاه نظامی دیگو گارسیا در اقیانوس هند را تغییر دهد.
ایران همچنین پایگاه دریایی «السلام» در امارات متحده عربی، محل استقرار نیروی دریایی فرانسه ـ را هدف قرار داده و به نظر میرسد زیرساختهای گردشگریِ سودآور متحدان آمریکا در خلیج فارس را نیز نشانه رفته است؛ از جمله برج خلیفه در دبی، هتل برج العرب، جزیره پالم جمیرا و فرودگاه بینالمللی دبی.
کشتهشدن علی خامنهای، که در داخل ایران و در میان جوامع شیعه در سراسر جهان با واکنشهایی آمیخته از خشم و شادی مواجه شد، موج تازهای از حملات علیه ایالات متحده و اسرائیل در منطقه برانگیخته است. در کشورهایی با اقلیتهای قابلتوجه شیعه ـ مانند لبنان و بحرین ـ و نیز در کشمیر تحت کنترل هند، تظاهرات گستردهای در سوگ مرگ دومین روحانی عالیرتبه در سلسلهٔ رهبری تشیع برگزار شد.
در عراق، معترضان و گروههای شبهنظامی شیعه کوشیدند «منطقهٔ سبز» بغداد را محاصره کنند؛ جایی که هنوز حدود هزار نیروی نظامی آمریکایی مستقرند. حزبالله لبنان نیز که پس از حمله اسرائیل به رهبری ارشد آن در سال ۲۰۲۴ تضعیف شده بود، با پهپادها و موشکها شمال اسرائیل را هدف قرار داد.
تنها سه روز از آغاز جنگ ترامپ علیه ایران گذشته است، اما این درگیری از هماکنون نشانههای گریز از مهار را بروز داده؛ و بار دیگر سرنوشت میلیونها نفر به محاسبه درونی فردی گره خورده که تنها خود از آن آگاه است، رئیسجمهوری که منتقدانش او را هم متکبر میخوانند و هم دمدمیمزاج.
در ماه ژانویه، هنگامی که ترامپ ناوگانی بزرگ را که خود آن را «یک آرمادای باشکوه» توصیف کرده بود، در خلیج فارس و اقیانوس هند مستقر میکرد، درباره شیوه تصمیمگیریاش چنین گفت:
«بله، یک چیز هست: اخلاق شخصی خودم. ذهن خودم. همین تنها چیزی است که میتواند مرا متوقف کند.»





