دیگر نام او به کشتار دانشآموزان ابتدایی مدرسه شجره طیبه میناب در ایران گره خورده است. الکس کارپ هم-بنیانگذار شرکت پلانتیر، چهرهای که برای دفاع از اسرائیل دست به هر کاری در حوزه کاری خود تکنولوژی میزند و برای توسعه اسرائیل علنا میجنگد. فردای حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و گروگانگیری اسرائیلیها، نیم میلیون دلار برای آگهی در روزنامه نیویورک تایمز پرداخت تا در یک صفحه کامل فقط یک جمله منتشر کند: «پلانتیر در کنار اسرائیل میایستد.»
در سه روز اول حملات آمریکا و اسرائیل به ایران (۲۸ فوریه تا ۲ مارس ۲۰۲۶)، پلانتیر، موتور مرکزی شناسایی و اولویتبندی هدفها برای شلیک به ایران بود. با پلتفرم هوشمند خود ماون، تصاویر ماهوارهای، فیلمهای پهپادی، سیگنالهای راداری، ارتباطات رهگیریشده و نقشهبرداری از حرکات نظامی ایران را پردازش کرده و در کمتر از چند دقیقه برای هدفگیری در اختیار پنتاگون و نیروی دفاع اسرائیل قرار میداد. تنها در ۱۲ ساعت نخست بمبارانهای آمریکا-اسراییل در ایران که از ساعت ۹:۴۵ صبح به وقت تهران در ۹ اسفند آغاز شد، پلانتیر حمله به ۹۰۰ هدف در ایران را تسهیل کرد و موج گستردهای از حملات را که همزمان تهران و بیش از ۱۳۰ شهر ایران را هدف قرار میداد، هدایت کرد. روزهای دوم و سوم جنگ نیز عملیات را با سرعت گسترش داد به طوری که تا پایان ۹۶ ساعت نخست حملات ترکیبی بیش از ۴ هزار نقطه را هدفگیری و بمباران کرد. عملیاتی که بیش از ۱۷۰ کودک و معلم مدرسه میناب را در کنار هزاران ایرانی دیگر و برای ابد از آغوش خانوادههایشان گرفت.
حمله به مدارس و کشتار کودکان در جنگها به عنوان جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت تعریف شده است. در کنار برخی رسانههای جهانی که بمباران مدرسه میناب را پیگیری و از روی لاشه موشکهای آمریکایی تاماهاوک و زوایای شلیک اعلام کردند موشکها ساخت آمریکا و شلیک از جبهه امریکا-اسرائیل بوده، «گاردین»، «دموکراسی نا» و «وایر» ذرهبین خود را فراتر برده و از نقش شرکت پلانتیر تکنولوجیز و کشتارهای سه روز نخست حمله به ایران به طور خاص گزارش دادند. سازمان ملل متحد درخواست ایران برای تحقیق رسمی در مورد این قتلعام را در ۲۶ مارس ۲۰۲۶ تایید کرد و کارشناسان این سازمان اذعان کردند که هدایت حملات جنگی علیه مدارس نقض فاحش قوانین بشردوستانه بینالمللی و جنایت علیه بشریت است. در ۲۲ آوریل ۲۰۲۶ هم دادگستری استان هرمزگان ایران سندی ۳۳۷ صفحهای را به نهادهای حقوقی بینالمللی و دادگاههای ملی ارائه کرد که به جزییات ماجرا و شهادت خانواده قربانیان فاجعه میپردازد.
در آن سو اما پنتاگون سپر محافظتی دور پلانتیر، شرکت اصلی ارائه خدمات هوش مصنوعی و تکنولوژی به ارتش های آمریکا و اسرائیل را بالا برد. محو برنامهریزی شده نام پلانتیر از حافظه و افکار عمومی تا جایی با دقت حساب شد که پنتاگون در نشست خبری خود برای اعلام فهرست قراردادهای جدید نظامی با شرکتهای هوش مصنوعی و تکنولوژی که در ابتدای ماه جاری برگزار شد حتی از ذکر نام پلانتیر خودداری کرد و به ذکر نام هفت شرکت اسپیس ایکس، اوپن ایآی، گوگل، انویدیا، رفلکشن، مایکروسافت و خدمات وب آمازون که با «هرگونه استفاده قانونی» از فناوری خود با پنتاگون موافقت کردند بسنده کرد.
پنتاگون در پاسخ به کنگره و فشار زودگذر رسانهها مسئول شد تحقیقات مربوط به آییننامه ۱۵-۶ ارتش آمریکا را اجرا و مشخص کند چرا و چگونه بمباران مدرسه میناب رخ داده است. یافتههای اولیه مدعی شد این حمله ناشی از «دادههای اطلاعاتی قدیمی» آژانس اطلاعات دفاعی دیآیای و پردازش آن از طریق ابزارهای هدفگیری با کمک هوش مصنوعی شرکت پلانتیر بوده است. گاردین و برخی از دیگر رسانهها نیز به طور خاص سیستم هوشمند ماون شرکت پلانتیر را در حمله به مدرسه میناب مورد بررسی قرار دادند که پلانتیر با پردازش اطلاعاتی قدیمی از سال ۲۰۱۶ ، این مدرسه که از پایگاه نظامی مجاور جدا شده بود را به عنوان هدفی مشروع برای بمباران محاسبه کرده بود. پلانتیر و دیآیای اما کلمهای از این افتضاح و رسوایی در پردازش دادهها نگفته، توضیحی نداده و عذرخواهی هم که عرف در نظام بینالملل است نکردند. الکس کارپ چهره نامی پلانتیر به عکس، در هر محفلی از جمع دانشجویان دانشگاهها گرفته تا مصاحبه با نیویورکتایمز بالید که با اعتقاد از اسرائیل دفاع میکند و پلانتیر افتخار میکند که در «عملیاتهای حیاتی برای اسرائیل» شرکت کرده است.
آیس و پلانتیر
کارپ اگر چه خود فرزند دو مهاجر است اما تفکر ضد مهاجرتی و هم سوییاش با ترامپ، پلانتیر را شرکت اصلی خدماترسانی به پلیس اداره مهاجرت و گمرک آمریکا موسوم به آیس کرده است. پلانتیر مهاجران را از طریق گوشی های آیفون شان شناسایی کرده و در اختیار آیس قرار میدهد. در حقیقت این شرکت تکنولوژی زمان شناسایی و دستگیری مهاجران را برای آیس به چند دقیقه کاهش داده، به طوری که رقم دستگیریها در نه ماهه پایانی سال ۲۰۲۵ به بیش از ۲۲۰ هزار نفر در هفته گزارش شده است. کارپ همچنین مفتخر است که مجرای اصلی و فعال تامین نیرو و تجهیزات شاخه اطلاعات سایبری اسرائیل، واحد ۸۲۰۰ است و اساسا نیروهای متخصص سایبری را برای اسراییل شناسایی میکند.
شرکای پنهان
کارپ اما در کنار پیتر تیل و جو لانسدیل، دو هم-بنیانگذار دیگر پلانتیر است که این چنین برای اسرائیل و همنوا با دولت راستگرای ترامپ میتازد. تیل و لانسدیل هم کارشان را با راه اندازی پیپل آغاز کردند. کارپ که از پدری یهودی و مادری آمریکایی-آفریقاییست خود را یهودیای توصیف میکند که در «محیطی به شدت یهودی» تربیت شده است، چنان که جو لانسدیل نیز خود را فردی یهودی و بزرگ شده مادری یهودی معرفی می کند. پیتر تیل، راس دیگر مثلث پلانتیر صهیونیست باورمند دیگری است که با حمایت میلیاردی در حمایت از جی.دی. ونس رومن کاتولیک و معاون کنونی ترامپ، در رسانهها مورد توجه واقع شد. او میلیون ها دلار در پروژه هایی سرمایه گذاری کرد که اشغال های اسرائیل و جنگ جاری علیه غزه و نوار باختری را تسهیل میکند. او چهره پنهان تهیه فهرستهای «زنجیره کشتار» فلسطینیها در غزه و ارائه آن به اسرائیل محسوب می شود. تسهیل عملیات نسلکشی پلانتیر در فلسطین تا جایی علنی شد که دانشجویان دانشگاه ایالتی سانفرانسیسکو اعلام کردند که با پیگیری آنها مدیران این دانشگاه موافقت کردهاند سرمایهگذاری های علمی و مالی با شرکت پلانتیر و سه شرکت دیگر را که گفته میشود از کشتار در غزه سود میبرند متوقف کنند. ناظرانی که جنگهای اسرائیل را دنبال میکنند، همکاری سرمایهگذاران راستگرای یهودی با ملیگرایان مسیحی همچون ونس در دولت ترامپ را در معادلات و حوادث خاورمیانه بسیار کلیدی میبینند.
اپستین و پلاتنیر
تعجبآور نیست وقتی پلانتیر به جفری اپستین پیوند میخورد. اپستین آجرهای اولیه ایجاد پل ارتباطی بین پلانتیر و دولت اسرائیل را روی هم گذاشت. او بود که به ایهود باراک، نخستوزیر سابق اسرائیل، توصیه کرد که پلانتیر را «بررسی» کند و قابلیت هایش را برای آینده اسرائیل در نظر داشته باشد.
در یکی از فایلهای صوتی اپستین که روی شبکههای اجتماعی نیز دست به دست شد، اپستین در گفتوگویی تلفنی، پیتر تیل و شرکتش پلاتنیر را به نخستوزیر سابق اسرائیل باراک معرفی میکند: «من پیتر تیل را ملاقات نکردهام. همه میگویند که او یک جورهایی از این طرف به آن طرف میپرد و خیلی عجیب رفتار میکند، انگار که مواد مخدر مصرف میکند. اما او شرکتی به نام پلانتیر دارد… به این فکر میکنم که پیتر شما را در هیئت مدیره پلانتیر قرار دهد… او قرار است هفته آینده به اینجا بیاید، میخواهم با او در این باره صحبت کنم.» و به این ترتیب ارتباط پلاتنیر با دولت اسرائیل رسما از طریق اپستین در فوریه ۲۰۱۳ آغاز شد و تنها دوسال بعد پلانتیر ستاد مرکزی خود در تل آویو را برپا کرد. محققان پرونده اپستین میگویند نام ایهود باراک ۴۰۷۸ بار در فایلهای ضبط شده از اپستین تکرار شده است. تلاش فردی و اعتقادی اپستین به عنوان یک یهودی امریکایی برای سرمایهگذاری های وسیع و ایجاد شبکههای ارتباطی در جهت توسعه اسرائیل همچنان قابل تحلیل و تامل تحلیلگران است.
انگلیس، پلاتنیر و باز هم اپستین
قراردادهای نظامی پلانتیر به دولت های راستگرای آمریکا و اسرائیل محدود نمیشود. با دستگیری پیتر مندلسون، لابی انگلیسی و رفیق شفیق اپستین، قراردادهای سری پلانتیر با دولت بریتانیا نیز از سایه بیرون آمدند. هر چند دستگیری این لرد انگلیسی تنها یک هفته پیش از حمله آمریکا و اسرائیل به ایران زیر دود و خاک جنگ در رسانهها تا حدی گم شد اما با دستگیری او، ارتباط پلانتیر با استارمر، نخستوزیر انگلیس که از طریق مندلسون و به واسطه اپستین برقرار شده بود نیز علنی شد. پلانتیر مشتری اصلی شرکت مشاورهای مندلسون، گلوبال کانسل بود. در فوریه ۲۰۲۵، این شرکت علاوه بر قرارداد ۴۸۰ میلیون پوندی موجود خود برای مدیریت دادههای حساس بیماران و سلامت عمومی در بریتانیا، قراردادی ۲۴۰ میلیون پوندی و بدون رقابت هم با وزارت دفاع انگلیس امضا کرده بود. گزارشها حاکیست که مندلسون در بازدید نخستوزیر انگلیس از دفتر مرکزی پلانتیر در واشینگتن حضور داشته و دولت بریتانیا به رغم انتقادات عمومی شهروندان انگلیسی از پلانتیر و مندلسون، قراردادهای گستردهای با این غول فناوری آمریکایی منعقد کرده است. به گفته فعالان حقوق بشر، محتوای قراردادهای اخیر با پلاتنیر به شدت سانسور شدهاند.
ردپای پلانتیر در جنگ عراق، افغانستان و اوکراین
درست است که کشتارهای جنگ اخیر در ایران و غزه و نیز دستگیریهای گسترده مهاجران در آمریکا به دست آیس، نام پلانتیر را به عنوان «ترسناکترین» شرکت فناوری آمریکا که بیرحمانه در دفاع از دولتهای راستگرای افراطی آمریکا و اسرائیل میجنگد برجسته کرد، اما پلانتیر که در سال ۲۰۰۳ تأسیس شد شرکت عظیم تحلیل دادههاست که ردپای آن را در حمله به عراق و افغانستان نیز میتوان پی گرفت. پلتفرم معروف ماون شرکت پلانتیر نیز پیش از حمله نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران، آزمایشی بلندپروازانه محسوب میشد که در خطوط مقدم جنگ اوکراین با روسیه آزمایش شد. ژنرال کریستوفر تی. دوناهو، سرتیپ آمریکایی، آن جنگ را «آزمایشگاه» پروژه ماون توصیف کرد که به طور زنده برای آزمایش توانایی سیستم در فیلتر کردن اطلاعات مربوط به حرکات و ارتباطات نیروهای دشمن در یک پلتفرم قابل دسترس و کاربرپسند عمل، و قابلیتهای استراتژیک فرماندهان اوکراینی را هدایت میکرد. حمله به ایران هم پس از آزمایش پلتفرم ماون به عنوان یکی از نخستین آزمایشهای میدانی یک ماشین نظامی یکپارچه با هوش مصنوعی ثبت شده است. در این سیستم و طبق اعلام فرماندهی مرکزی ایالات متحده (سنتکام)، تا تاریخ ۹ آوریل بیش از ۱۳ هزار هدف در ایران مورد حمله قرار گرفتند، حجم بالایی از کشتار که بدون پلانتیر میسر نبود.
از فلسفه تا کشتار غیرخودی
تمامی برنامه های توسعه شرکت پلانتیر در حقیقت با اعتقاد به تئوری «جنگ تمدنها»ی هانتینگتون و «دفاع از غرب» که از دکترین های اصلی الکس کارپ است زاده میشوند. مرور کتاب «فیلسوف دره: الکس کارپ، پلانتیر و ظهور دولت نظارتی» که محصول شش سال مصاحبههای مایکل استاینبرگ با کارپ است حکایت میکند چگونه کارپ که برای دکترای فلسفه به آلمان رفته بود یک صهیونیست تمام عیار و حامی توسعه اسراییل شد. استاینبرگر با روایت تناقضات شخصیتی الکس کارپ نشان میدهد جوان پرشوری که زمانی خود را سوسیالیست و صلحطلب مینامید و مدیر شرکتی بود که عمدتا به نیازهای نظامی و نظارتی خدمت میکرد چگونه یک چهره راستگرای افراطی در صنعت فناوری و هوش مصنوعی شد.
کارپ در حمایت از اسرائیل به درج آگهی در پرتیراژترین روزنامه ها و سخنرانی ها اکتفا نمی کند. او کارکنان شرکت پلانتیر را که اندکی افکار یهودیستیزانه داشته یا مخالف دفاع بیچون و چرا از اسرائیل باشند را صراحتا به ترک داوطلبانه این شرکت دعوت کرده است. از سوی دیگر اعلام کرده هر نیروی متخصص و کارمندی که به دلیل دفاع از اسرائیل و یهودیت در شرکتهای دیگر مورد جفا قرار گرفته، بیآزمون در پلانتیر استخدام میشود. حمایت بی برو برگرد از اسرائیل تنها شرط ورود به پلانتیر است.






