سه‌شنبه، ۱۲ اسفند ۱۴۰۴

دیدگاه

مرثیه‌ای برای کودکان جان‌باخته

علی‌اصغر سیدآبادی

علی اصغر سیدآبادی

علی‌اصغر سیدآبادی نویسنده و پژوهشگر فرهنگی است

۱۴۹ دانش‌آموز دبستانی در میناب در نخستین ساعت‌های حمله‌ به دبستانشان جان باختند. تحولات بعدی از نظر ارزش خبری برای روزنامه‌نگاران جهان آن قدر بزرگ بود که کشته شدن این دختران زیر سایه‌ خبرهای مهم‌تر گم شد، همچنان که کشته شدن زنان ورزشکار لامردی.

گویی در هر جنگ و درگیری سهم قربانی کودکان باید ادا شود. هنوز چیزی از جان‌باختن بیش از ۲۰۰ نوجوان در اعتراضات دی‌ماه نگذشته بود که این بچه‌ها هم قربانی شدند.

این ۱۴۹ نفر کودکان دبستانی بودند. هیچ کدام از آنان و خانواده‌هایشان انتخاب نکرده بودند که زیر آوار بمانند و هزینه‌ چیزی شوند که نمی‌دانند چیست.

آنان انتخاب شده نبودند. کسی آنان را برای قربانی شدن برنگزیده بود. هیچ نقشی در به وجود آمدن جنگ و بهانه‌های جنگ و ساز و برگ آن نداشتند. هنوز سنشان به نقش برعهده گرفتن نرسیده بود. مثل همه‌ بچه‌های یک مدرسه از خانواده‌هایی گوناگون بودند که چه بسا والدین برخی‌شان مدتی پیش به اعتراض در خیابان بودند.

برای خودشان هم حق انتخابی در کار نبود. آنان مثل هر روز لباس پوشیدند و به مدرسه رفتند ‌و روی نیمکت‌های کلاس‌هایشان نشستند و مثل هر روز به دفترها و کتاب‌هایشان را روی میز گذاشتند و برخی گوش به صدای معلم سپردند و برخی در حالی که نگاهشان به معلم بود، خیالشان از پنجره‌ی کلاس بیرون پرواز کرد و در رویاهای تلخ و شیرین غرق بودند که صدای مهیبی سقف و دیوار را بر سرشان آوار کرد.

سال‌ها زندگانی پیش رو و رویاهای بسیاری از آنان دزدیده شد، همان طور که از جان باختگان دی‌ماه.

دوست ندارم نام هیچ کدامشان فراموش شود، اما چه سود وقتی مادرها و پدرهایشان نمی‌توانند در آغوششان بگیرند؟

 

واحد تحقیقات الجزیره: حمله اسرائیل و آمریکا به دبستان دخترانه میناب احتمالا عمدی بوده است

 

زمین‌های لی‌لی و حقیقت جنگ: روایت کودکان میناب

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

شهید، جاویدنام یا کودک؟ چگونه زبان و رسانه، مرگ کودکان را روایت می‌کنند

جامعه باید نام کودکان کشته‌شده را به یاد بسپارد، درباره آنان بنویسد و حقیقت مرگشان را مطالبه کند. اما مسئله این است که یاد آنان چگونه روایت می‌شود: به‌عنوان کودکانی که حق زندگی‌شان نقض شده، یا به‌عنوان نمادهای یک آرمان سیاسی؟

مراقبت به مثابه‌ سیاست

در ماه‌های اخیر، هر که به صفوف پادشاهی‌خواهان نمی‌پیوست متهم می‌شد به حافظ وضع موجود و مورد هجوم این پرسش قرار می‌گرفت که «پس چه کسی؟» اما پرسش درست چه می‌تواند باشد؟ حالا و پس از جنگ، آنچه باید طلب کنیم می‌تواند دولتی باشد مراقبت‌کننده که سیاست را نه از منظر اعمال سلطه بر دیگران که از منظر مراقبت از زندگی‌های آسیب‌پذیر می‌فهمد. همان‌طور که در مادری شاهدیم: حفظ حیات، رشد و شکوفایی.

نزاع حسین‌ها: کربلا به مثابه مخزن رپرتوار کنش سیاسی

سیاست در ایران معاصر، درون همان افقی جریان دارد که کربلا مرزهای اخلاقی آن را ترسیم کرده است؛ میدانی که در آن، نیروهای مختلف و گاه متخاصم از جنگ اخیر تا دی ماه همگی از یک ذخیره استراتژیک مشترک تغذیه می‌کنند. از این رو، سیاست ایران را می‌توان نه میدان نبرد میان حسین و یزید، بلکه عرصه نزاع میان حسین‌های رقیب دانست.

دیدگاه

مرثیه‌ای برای کودکان جان‌باخته

۱۴۹ دانش‌آموز دبستانی در میناب در نخستین ساعت‌های حمله‌ به دبستانشان جان باختند. تحولات بعدی از نظر ارزش خبری برای روزنامه‌نگاران جهان آن قدر بزرگ بود که کشته شدن این دختران زیر سایه‌ خبرهای مهم‌تر گم شد، همچنان که کشته شدن زنان ورزشکار لامردی.