شنبه، ۱۳ تیر ۱۴۰۵

دیدگاه

تغییر رژیم، گذشته و حال، ایران و کنگو*

فریبا امینی

فریبا امینی

روزنامه‌نگار مستقل و مترجم

«ما همان‌گونه که رویاپردازی می‌کنیم زندگی می‌کنیم؛ در تنهایی. در حالی که رویا رنگ می‌بازد، زندگی با درد و رنج ادامه می‌یابد.»

جوزف کنراد، دل تاریکی

 

ترجمه: مهدی موسوی – در مارس ۲۰۲۶ (اسفند ۱۴۰۴)، رهبر ایران علی خامنه‌ای به همراه اعضای خانواده‌اش و تعدادی از سران نظامی و سیاسی ایران در حمله آمریکا و اسرائیل کشته شدند. یکی از اهداف اصلی این جنگ تغییر رژیم در ایران بود که نه تنها صورت نگرفت، بلکه به تقویت نظام حاکم نیز منجر شد.

وقتی صحبت از طرح تغییر رژیم در گذشته می‌شود، دو چهره‌ بدنام به ذهن خطور می‌کنند: یکی کرمیت روزولت (Kermit Roosevelt) در ایران و دیگری لری دولین (Larry Devlin) در کنگو.

کرمیت روزولت یکی از افسران میدانی سازمان سی‌آی‌ای بود که نقش مهمی در سرنگونی دکتر محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ ایفا کرد. لری دولین نیز مأمور سی‌آی‌ای بود که در سرنگونی پاتریس لومومبا در سال ۱۹۶۰ نقش اصلی داشت. هر دوی آنها مبالغ هنگفتی به عناصری در این کشورها پرداخت کردند تا اعتراضات دروغینی در مخالفت با این دو دولتمرد به‌راه اندازند.

جسارت دکتر مصدق در ملی کردن صنعت نفت ایران، آن هم در اوج جنگ سرد، نمود یافت؛ در حالی که پاتریس لومومبا می‌کوشید مردم کشورش را از دهه‌ها سلطهٔ استعمار بی‌رحمانهٔ بلژیک رهایی بخشد. بریتانیا و بلژیک هر یک در یکی از این دو کشور منافع اقتصادی و سیاسی مهمی داشتند. نفت در ایران و الماس و دیگر منابع معدنی در کنگو هدف اصلی آنان بود. با این حال، شیوهٔ حکومت استعماری بلژیک در کنگو با عملکرد بریتانیا در ایران قابل مقایسه نبود. بلژیکی‌ها، به‌ویژه در دوران سلطنت لئوپولد دوم، مردم کنگو را در معرض شکنجه، نقص عضو و دیگر اشکال خشونت سازمان‌یافته قرار داده بودند. در ایران، هرچند دخالت‌های خارجی گسترده بود، اما وضعیت هرگز به آن درجه از خشونت و بی‌رحمی نرسید. البته ایران هرگز به مستعمره تبدیل نشد، اما دولت آیزنهاور با همکاری برادران دالس، در سرنگونی دولت منتخب و دموکراتیک ایران نقش تعیین‌کننده‌ داشت. در کنگو نیز همین الگو تکرار شد. لری دولین در آخرین شهادت خود در کنگره ایالات متحده هنگامی که از او پرسیدند «گاتلیب گفته بود دستور از کجا آمده است؟» اظهار داشت: «از سوی رئیس‌جمهور ایالات متحده.»

از طرفی هم سرنوشت این دو شخصیت متفاوت بود. دکتر مصدق به اتهام «خیانت» محاکمه و به سه سال زندان محکوم شد و پس از آن تا زمان مرگش در سال ۱۹۶۷ در ملک شخصی خود در حصر خانگی به‌سر برد. اما پاتریس لومومبا از حصر و از مقر خود گریخت. او از سازمان ملل انتظار کمک داشت، اما نیروهای سازمان ملل هیچ اقدامی برای نجات او انجام ندادند. او توسط لری دولین و مخبران بلژیکی تحت تعقیب قرار گرفت. لومومبا همچنین مورد خیانت متحد سابق خود، ژوزف دزیره موبوتو، قرار گرفت؛ کسی که بعدا قدرت را تصاحب و کنگو را تا می‌توانست چپاول کرد. لومومبا و دو همکارش در حین فرار در مکانی دورافتاده دستگیر شدند. آنها را به درختی بستند و اعدام کردند. اجساد آنها برای پنهان‌کاری دو بار نبش قبر شد، اما به این هم کفایت نکردند. در نهایت برای آن‌که هیچ اثری از این جنایت‌ باقی نماند، اجساد را در اسید از بین بردند. تنها یک دندان طلای پاتریس لومومبا که در اختیار مأمور بلژیکیِ امحاکننده جسد او بود، دهه‌ها بعد توسط دختر آن مأمور کشف شد. در پی آن، مقامات قضایی بلژیک آن را به دختر لومومبا، جولیانا لومومبا، تحویل دادند.

موبوتو که تصمیم گرفته بود هویتی ملی‌گرایانه و آفریقایی برای خود برگزیند، نامش را به موبوتو سسه سکو تغییر داد. او سپس به ریاست‌جمهوری کنگو رسید و نزدیک به ۳۲ سال با مشت آهنین بر این کشور حکومت کرد. موبوتو که زمانی از کمک‌های مالی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی‌آی‌ای) بهره‌مند بود، در دوران حکومت خود ثروت هنگفتی اندوخت، در حالی که مردم کنگو با فقر و بحران اقتصادی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. برآوردها نشان می‌دهد که دارایی او در زمان زمامداری‌اش بین ۵۰ میلیون تا ۵ میلیارد دلار بوده است.

موبوتو مهرهٔ مورد اعتماد واشینگتن بود و جان اف. کندی از او به خاطر «نجات کنگو از کمونیسم» قدردانی کرد. اما آیا لومومبا کمونیست بود؟ پاسخ منفی است.

آیا دکتر محمد مصدق گرایش به شوروی داشت؟ به‌هیچ‌وجه. واقعیت این است که اتفاقا هر دو نخست‌وزیر برای حل بحران‌های کشورشان خواهان همکاری و حمایت ایالات متحده بودند، اما هرگز این حمایت از سوی واشینگتن صورت نگرفت.

جان اف. کندی در دیدار با موبوتو در کاخ سفید، با اشاره به نقش او در کنگو، گفت: «اگر شما نبودید، همه‌چیز از هم می‌پاشید و کمونیست‌ها قدرت را در دست می‌گرفتند.»

از دوران حکومت موبوتو تاکنون، کنگو صحنهٔ جنگ‌های داخلی هولناکی بوده است که تا امروز جان بیش از یک میلیون انسان را گرفته است. امروزه کنگو بار دیگر درگیر فساد گسترده است و از شیوع ابولا نیز رنج می‌برد. معادن این کشور نه‌تنها همچون دوران استعمار بلژیک توسط شرکت‌های مختلف معدنی مورد چپاول قرار گرفته‌اند، بلکه نام دن گرتلر (Dan Gertler) نیز در این میان مطرح است؛ یک تاجر اسرائیلی که پدر و پدربزرگش از مالکان بورس الماس اسرائیل بوده‌اند. او یک یهودی ارتدوکس است که با بنیامین نتانیاهو ارتباط نزدیک دارد و به ثروتی چند میلیارد دلاری دست یافته که آن را حاصل بهره‌برداری از منابع کنگو می‌دانند. به دلیل نقض حقوق بشر و فساد، در دوران دولت بایدن تحت تحریم قرار گرفت، اما به همت دونالد ترامپ و وکیل معروف آمریکایی‌ آلن درشوویتز، که از دوستان جفری اپستین بود، از این وضعیت نجات یافت. او روابط نزدیکی با ژوزف کابیلا، فرزند لوران کابیلا که پیش‌تر ترور شده بود، برقرار کرد و از طریق همین ارتباط، در دوران ریاست‌جمهوری او در شرایطی مشکوک امتیازهای معدنی دریافت کرد.

الماس دیگر تنها ثروت کنگو نیست؛ امروزه کبالت و تانتالوم به مهم‌ترین ثروت معدنی این کشور تبدیل شده‌اند.

هنگامی که موبوتو سرانجام کنگو را ترک کرد، تصویری بزرگ از خود با لباس نظامی به لری دولین اهدا کرد و از او به‌خاطر کمک در به قدرت‌رساندن‌اش قدردانی نمود: «به دوست قدیمی و فوق‌العاده‌ام، ال. دولین، که کنگو و رهبر آن بسیار به او مدیون‌اند.»

محمدرضا شاه نیز در دیدار با کرمیت روزولت گفته بود: «من تاج و تخت خود را مدیون شما و خدا هستم.»

هم دولین و هم روزولت پس از خروج از سازمان سی‌آی‌ای، از طریق معاملات مرتبط با منابع معدنی و نفتی به ثروت قابل توجهی دست یافتند.

امروزه، مردم کنگو همچنان در وضعیتی بحرانی زندگی می‌کنند: جنگ داخلی طولانی ‌مدت، فقر گسترده و سرکوب سیاسی ادامه دارد، در حالی که شرکت‌های معدنی جدید و افرادی مانند دن گرتلر از ثروت طبیعی این کشور بهره‌برداری می‌کنند.

 

این متن نخست روز جمعه ۱۱ در روزنامه پولیتیکو ایالات متحده منتشر شد. نویسنده، نسخه فارسی آن را با ترجمه مهدی موسوی در اختیار نیماد گذاشته است.*

 

یادداشت:

مطالب مربوط به کنگو برگرفته از کتاب دسیسه برضد لومومبا (The Lumumba Plot) نوشتهٔ استوارت اِی. رید (Stuart A. Reid) و نیز شماری از مقالات و منابع دیگر است.

دکتر سیدنی گاتلیب شیمی‌دان و متخصص سم‌شناسی و مأمور سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سی‌آی‌ای) بود که در طرح ترور پاتریس لومومبا و بعدها فیدل کاسترو و دیگر رهبران مورد نظر سیا نقش داشت. برای اطلاعات بیشتر، بنگرید به:

Stephen Kinzer, Poisoner in Chief: Sidney Gottlieb and the CIA Search for Mind Control (New York: Henry Holt and Company, 2019).

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

مراقبت به مثابه‌ سیاست

در ماه‌های اخیر، هر که به صفوف پادشاهی‌خواهان نمی‌پیوست متهم می‌شد به حافظ وضع موجود و مورد هجوم این پرسش قرار می‌گرفت که «پس چه کسی؟» اما پرسش درست چه می‌تواند باشد؟ حالا و پس از جنگ، آنچه باید طلب کنیم می‌تواند دولتی باشد مراقبت‌کننده که سیاست را نه از منظر اعمال سلطه بر دیگران که از منظر مراقبت از زندگی‌های آسیب‌پذیر می‌فهمد. همان‌طور که در مادری شاهدیم: حفظ حیات، رشد و شکوفایی.

بازی در زمینِ کاغذها؛ خوانش تاریخی‌ـ‌تمدنی از ساختار ناپایدارِ معاهدات ایران معاصر

پرسش اصلی این یادداشت واکاویِ یک الگوی کلان و تمدنی است. اینکه با پایانِ توافق‌های بین‌المللی ایران با غرب، چه دستاورد ملموسی برای ایران باقی مانده است؟ میراثِ مادی و نهادی، یا صرفا ردپایی از اسناد و ترتیبات لغزان دیپلماتیک، از دست رفتنِ زمان، فرسودگیِ امید و ظرفیت‌های اجتماعی جامعه ایرانی؟

کالبدشکافی یک پیروزی

تاریخ معمولا نه به شعارها، بلکه به نتایج قضاوت می‌کند. اگر این تفاهم بتواند از وقوع جنگ جلوگیری کند، زمینه کاهش فشارهای اقتصادی را فراهم آورد، امنیت منطقه را تقویت کند و راه را برای همکاری‌های بیشتر بگشاید، می‌توان آن را نمونه‌ای از پیروزی عقلانیت بر تقابل دانست؛ پیروزی‌ که شاید هیچ طرفی همه خواسته‌های خود را در آن به دست نیاورده باشد، اما همه از هزینه‌های سنگین شکست مشترک گریخته‌اند.

دیدگاه

تغییر رژیم، گذشته و حال، ایران و کنگو*

در اسفند ۱۴۰۴، رهبر ایران علی خامنه‌ای به همراه اعضای خانواده‌اش و تعدادی از سران نظامی و سیاسی ایران در حمله آمریکا و اسرائیل کشته شدند. یکی از اهداف اصلی این جنگ تغییر رژیم در ایران بود که نه تنها صورت نگرفت، بلکه به تقویت نظام حاکم نیز منجر شد. وقتی صحبت از طرح تغییر رژیم در گذشته می‌شود، دو چهره‌ بدنام به ذهن خطور می‌کنند: یکی کرمیت روزولت در ایران و دیگری لری دولین در کنگو.