در بحبوحه بزرگترین ناآرامیهای داخلی در ایران طی دههها، این تصور که ارتش ایالات متحده بتواند با استفاده از برتری هوایی خود «ضربه نهایی» را وارد کند و نظام جمهوری اسلامی را ظرف چند روز سرنگون سازد، رایج شده است. آندریاس گریک، تحلیلگر شبکه الجزیره و استاد مطالعات امنیتی کینگزکالج لندن، چنین انتظاری را از اساس مورد تردید جدی قرار میدهد و با برشمردن عوامل گوناگون سیاسی و ژئوپولیتیکی، معتقد است چنین اقدامی میتواند به سرعت تبدیل به جنگی تمام عیار همراه با هزینههای امنیتی و انسانی شود.
۱. ساختار سیاسی و نظامی پیچیده جمهوری اسلامی
نخستین سوء تفاهم، سادهسازی معماری قدرت در تهران است. ایران نه یک «هرم واحد قدرت» با یک نقطه بحرانی است که با حذف آن نظام فرو بریزد، بلکه یک «شبکه» از نهادها و مراکز قدرت موازی است — از دفتر رهبر جمهوری اسلامی گرفته تا سپاه پاسداران، دستگاه اطلاعاتی، سرمایهگذاران اقتصادی وابسته به نهادها و شبکه گستردهای از روابط سیاسی و اجتماعی. این ساختار موجب میشود که حذف یک عنصر کلیدی، لزوما به فروپاشی کل نظام بینجامد.
۲. چالشهای عملیاتی – منطقهای و تدارکاتی
ایالات متحده با دو محدودیت عملی روبهروست: از یک طرف، بدون حمایت گسترده سیاسی و نظامی از سوی همپیمانان منطقهای، بهویژه کشورهای حاشیه خلیج فارس، انجام عملیات مداوم هوایی یا زمینی دشوار است؛ از سوی دیگر، آمریکا در برابر انتقادهای داخلی و مقاومت قاعدهای (شامل رای دهندگان و جناحهای سیاسی محافظهکار) قرار دارد که حاضر به پشتیبانی از یک جنگ طولانی فرامرزی نیستند.
بیشتر بخوانید:
معمای سکوت اعراب؛ هراس همسایگان جنوبی از سقوط حکومت ایران
اعتراضات در ایران؛ قطع کانال ارتباطی تهران و واشنگتن و آمادهباش نظامی
والاستریت ژورنال: رایزنی کشورهای خلیج فارس با واشنگتن برای ممانعت از جنگ با ایران
اعتراضات در ایران؛ هفدهمین روز در سایه مواضع رهبران جهان و انتظار برای تصمیم ترامپ
۳. اصطلاح «سریع و تمیز» عملا غیرواقعبینانه است
اصطلاح «سریع و تمیز» به معنای توانایی واردکردن ضربهای مؤثر بدون هزینههای انسانی، سیاسی و اقتصادی است. تجربه تاریخی نشان داده است که استفاده از نیروی هوایی محدود معمولا نمیتواند به تغییر سیاسی در سطحی که واشنگتن خواهان آن است منجر شود؛ این نکته بیش از همه در مورد لیبی در سال ۲۰۱۱ یادآوری شده است، جایی که مداخله هوایی نتوانست به ایجاد ثبات یا تحقق اهداف سیاسی منجر شود و دامنه بحران را گسترش داد.
۴. پیامدهای بازدارندگی و مقابلهجویانه
حتی اگر آمریکا دست به حملات محدود بزند، این رویکرد پیامدهای بازدارندگی برای نظام ایران دارد: میتواند سرکوب شدیدتر مخالفان داخلی را توجیه کند، نهادهای امنیتی را متصلتر سازد، و شبکههای نیابتی یا متحدان منطقهای جمهوری اسلامی را به واکنش تندتر وادارد — از طریق اختلال در ترافیک دریایی و حملات به تاسیسات نظامی ایالات متحده در خلیج فارس و فراتر از آن.
۵. گزینههای واقعبینانهتر در برابر جنگ تمامعیار
در عمل، تحلیلگر الجزیره میگوید واقعبینانهترین گزینه برای واشنگتن نه یک تهاجم فراگیر، بلکه ضربههای محدود و نمایشی ــ از جمله حملات موشکی کروز یا عملیاتهای سایبری همراه با فشارهای اقتصادی ــ است که بتواند پیامدهای شدید یک جنگ تمامعیار را کاهش دهد.
جمعبندی و پیامدها
این تحلیل نتیجه میگیرد که ایده «حمله سریع و تمیز» صرفا یک مفهوم تبلیغاتی نیست، بلکه یک چالش واقعی عملی و سیاسی برای آمریکا به شمار میآید. تغییر در رفتار تهران (مثلا کاهش حمایت از گروههای نیابتی یا محدود کردن برنامههای موشکی) ممکن است نیازمند ترفندهای دیپلماتیک و فشارهای اقتصادی هدفمند باشد، نه بمباران یا اشغال نظامی.
بیشتر بخوانید:
ولی نصر: مداخله نظامی آمریکا در ایران، قماری پرخطر
اعتراضات در ایران؛ هفدهمین روز در سایه مواضع رهبران جهان و انتظار برای تصمیم ترامپ





