پنجشنبه، ۲۵ دی ۱۴۰۴

دیدگاه

آیا اپوزیسیون هم باید پاسخگوی هزینه‌های انسانی باشد؟ مسئولیت رضا پهلوی در قبال معترضان

آرمین خامه

آرمین خامه

آرمین خامه روزنامه‌نگار و دانش‌آموخته فلسفه سیاسی ساکن لندن است

در روزهای اخیر و در پی سرکوب خشونت‌آمیز و فراگیر معترضان در ایران که منجر به جان باختن صدها انسان بی‌گناه شد، ادعایی به‌ویژه در میان منتقدان رضا پهلوی قوت گرفته است. این ادعا می‌گوید که رضا پهلوی باید در قبال جان‌های از دست‌رفته مسئول دانسته شود، چرا که او به‌صورت علنی مردم را به حضور در خیابان‌ها، اشغال ساختمان‌های رسمی، و تشدید کنش‌های اعتراضی فراخوانده است.

مسئولیت اخلاقی در قبال چه چیزی؟

بسیاری، به‌درستی این ادعا را نامعقول و فاقد پشتوانه‌ی استدلالی دانسته‌اند، و ریشه‌ی آن را نه در تحلیل اخلاقی، بلکه در خصومت سیاسی با رضا پهلوی می‌بینند. پاسخ‌های رایج به این ادعا معمولاً بر چند محور استوار است:

  • عامل و علت کشتارها حکومت است، نه رضا پهلوی. قاتل مسئول قتل است نه کس دیگری.
  • معترضان با اراده خود و به شکلی مسالمت‌آمیز بیرون آمدند؛ بنابراین نمی‌توان رضا پهلوی را مقصر دانست.
  • انقلاب‌ها هزینه‌زا هستند و مردم آگاهانه خطرات آن را می‌پذیرند.
  • وضعیت انقلابی پیچیده است و نمی توان تمام پیامدها را پیش‌بینی کرد. در بدترین حالت، رضا پهلوی مرتکب یک اشتباه تاکتیکی شده است، اما این اشتباه تفاوت ماهوی با مسئولیت در قبال کشتار دارد.

من با نتیجه‌گیری اصلی این پاسخ‌ها موافقم و می‌خواهم در همین ابتدا آن را به روشنی بیان کنم:

رضا پهلوی مسئولیت اخلاقی در قبال کشتن معترضان ندارد. مسئولیت کشتن، خشونت و آسیب‌رسانی به معترضان مستقیماً و منحصراً بر عهده حکومت و دستگاه سرکوب آن است. این گزاره قطعی است و نباید تضعیف شود.

با این حال، در شهودِ اخلاقی منتقدان رضا پهلوی نیز حقیقتی قابل توجه نهفته است، هرچند که این حقیقت اغلب به شکلی آشفته و نادرست بیان می‌شود. منشأ این آشفتگی، خلط میان دو نوع متفاوت از مسئولیت اخلاقی است:

 ۱. مسئولیت اخلاقی در قبال کشتار و آسیب (جنایت).

۲. مسئولیت اخلاقی در رابطه با بی‌مبالاتی در عمل (دعوت به کنش‌گری بدون توجه و احتیاط کافی نسبت به خطرات)

این دو ادعا کاملا مستقل از هم بوده و نمی‌توان آنان را به یکدیگر فروکاهید. بنابراین، رد یا تایید یکی از آنان منجر به رد یا تایید دیگری نمی‌شود.

ادعای اول نسبتاً سرراست است. رضا پهلوی فرمانده نیروهای سرکوب نبوده، قدرت قهری در اختیار نداشته و دستور اعمال خشونت صادر نکرده است. این حکومت است که آگاهانه تصمیم به سرکوب خشن گرفته است. از این جهت، مسئولیت کشتار روشن است.

 

بیشتر بخوانید:

فر ایران کجاست؟ راه نجات آنجاست – مهدی جامی

«عبور» از جمهوری اسلامی: شش مسیر محتمل – حسین دباغ

جشن برنج؛ شامگاه یک جنبش – امین بزرگیان

 

اما ادعای دوم پیچیده‌تر است. این ادعا ناظر به بی‌احتیاطی و اهمال در کردار است. هنگامی که کنشگران سیاسی، دیگران را به مشارکت در کنش‌های جمعیِ پرخطر در شرایط سرکوب فرا می‌خوانند، نوعی مسئولیت اخلاقی را بر عهده می‌گیرند که وابسته به مباشرت مستقیم در خشونت نیست.

در فهم اخلاقی روزمره نیز، افراد می‌توانند به‌خاطر به‌خطرانداختن بی‌ملاحظه‌ی دیگران مسئول دانسته شوند، حتی اگر علت مستقیم آسیب نباشند. تشویق دیگران به پذیرش ریسک‌های جدی، بدون ارزیابی یا کاهش معقول خطر، کنشی است که می‌تواند موضوع قضاوت اخلاقی قرار گیرد.

شرایط اثبات اهمال و بی‌مبالاتی

دعوت به اعتراض خیابانی به خودی خود از نظر اخلاقی مشکل‌ساز نیست. مسئولیت اخلاقی زمانی ایجاد میشود که احتیاط لازم در موارد زیر انجام نگیرد:

۱. امکان‌ پذیری (Feasibility)

چهره‌های اپوزیسیون در قبال این مسئله پاسخگو هستند که آیا اقداماتی که تبلیغ می‌کنند، در شرایط موجود به شکلی معقول «امکان‌پذیر» هست یا خیر.

امکان‌سنجی به معنای تضمین موفقیت نیست؛ بلکه به معنای داشتن دلایل معتبر برای این باور است که:

  • بسیج توده‌ای می‌تواند فراتر از موج اولیه تداوم یابد.
  • هماهنگی زیر تیغ سرکوب میسر است.
  • شرکت‌کنندگان به سمت یک بن‌بست استراتژیک سوق داده نمی‌شوند.

اگر یک چهره سیاسی بدون داشتنِ نقشه عملی، ابزار هماهنگی و فکری برای محافظت از جان معترضان، آن‌ها را به اقدامات پرخطر تشویق کند، عملاً آن‌ها را به مسیری بی‌سرانجام فرستاده است. در این وضعیت، اعتراض دیگر یک حرکتِ هدفمند برای تغییرِ قدرت نیست، بلکه به صحنه‌ای تبدیل می‌شود که در آن جوانان جان خود را از دست می‌دهند تا صرفاً شجاعت یا مظلومیتشان را به دنیا ثابت کنند؛ یعنی هزینه‌ای سنگین (جان انسان) پرداخته می‌شود بدون آنکه دستاورد سیاسیِ واقعی به دست بیاید.

 

بیشتر بخوانید:

طغیان و آموزش جغرافیا – مریم وحدتی

شعارهای سلطنت‌طلبانه در اعتراض‌ها؛ صداهای نابرابر در خیابان‌های ایران – محمدعلی کدیور

شاهِ ما این دارد و آن نیز هم… – آرمین خامه

 

۲. استراتژی و کاهش مخاطرات (Mitigation)

نباید فوریتِ اخلاقی (برای تغییر) را جایگزین استراتژی کرد. فراخوان مسئولانه به کنش، نیازمند توضیح حداقلی درباره‌ی این موارد است:

  • اقدام پیشنهادی چگونه اهداف سیاسی را به پیش می‌برد؟
  • پاسخ‌های احتمالی حکومت چگونه پیش‌بینی شده‌اند؟
  • چه تدابیری برای کاهش خطرات یا حفاظت از نیروها وجود دارد؟

وقتی رهبران سیاسی بدون ارائه استراتژی روشن و ابزارِ دفاعی، مردم را به فداکاری و پذیرش خطر دعوت می‌کنند، در واقع به جای آنکه به معترضان به چشم انسان‌هایی صاحب فکر و اراده (عامل آگاه) نگاه کنند، آن‌ها را به «مهره‌های بازی» یا ابزاری برای رسیدن به اهداف خود تبدیل کرده‌اند. در برخوردِ ابزاری، جان و امنیتِ فرد دیگر به خودیِ خود ارزشمند نیست، بلکه فقط به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد فشار رسانه‌ای یا سیاسی دیده می‌شود.

۳. برآورد واقع‌بینانه از ریسک

سخت‌گیرانه‌ترین الزام، «مسئولیت معرفت‌شناختی» (Epistemic Responsibility) است.  اخلاق حکم می‌کند که رهبر سیاسی میان آرزومندی و تحلیل واقعی مرز بگذارد؛ چرا که اگر معترض بر اساس اطلاعاتِ غلط و خوش‌بینیِ کاذبِ رهبر به خیابان برود و جانش را از دست بدهد، آن رهبر در قبالِ این «فریبِ اطلاعاتی» مسئول است. چهره‌های اپوزیسیون وظیفه دارند که احتمال موفقیت را بیش از حد بزرگ جلوه ندهند، در مورد شکاف‌های درونی رژیم اغراق نکنند و سناریوهای امیدوارانه را به عنوان قطعیت‌های قریب‌الوقوع ارائه ندهند.

بنابر سه معیاری که در بالا ذکر شد، یک رهبر سیاسی زمانی در مظان بی‌مبالاتی در کردار قرار می‌گیرد که شرایط زیر وجود داشته باشد:

نبود امکان‌سنجی: یعنی بدون در نظر گرفتن ظرفیت واقعیِ مردم و قدرتِ سرکوبِ حریف، فراخوانی صادر کند که خروجی آن به جای پیشروی، فروپاشیِ نیروها و افتادن در بن‌بست باشد.

نبودِ استراتژیِ حفاظتی: یعنی فداکاری مردم را بطلبد اما برای کاهش هزینه‌ها، امنیت شرکت‌کنندگان و چگونگیِ پیشبردِ هدف، هیچ برنامه مشخصی ارائه ندهد و با معترضان صرفاً به مثابه ابزارِ فشار برخورد کند.

فریبِ معرفتی: یعنی با بزرگ‌نماییِ پیروزی‌های احتمالی و پنهان کردنِ حقایقِ سخت، مردم را دچار خطای محاسباتی کند و «امیدِ شخصی» خود را به جای «واقعیتِ میدانی» به آن‌ها بفروشد.

 

بیشتر بخوانید:

اعتراضات در ایران؛ هفدهمین روز در سایه مواضع رهبران جهان و انتظار برای تصمیم ترامپ

اعتراضات ایران؛ «ترامپ گزینه مداخله نظامی را بررسی می‌کند»

آن‌چه از شانزدهمین روز اعتراضات در ایران می‌دانیم؛ قطع اینترنت، ابهام در آمار قربانیان و تشدید تنش با غرب

آن‌چه درباره پانزدهمین روز اعتراضات می‌دانیم؛ تصاویر کشته‌ها و احتمال حمله نظامی

چهاردهمین روز اعتراضات؛ گزارش میدانی از خاموشی دیجیتال و درگیری‌های خونین

 

دو استدلال مخالف

بعد از تعریف مسئولیت اخلاقی در قبال اهمال و بی‌مبالاتی و تمایز آن از مسئولیت در قبال آسیب‌رسانی مستقیم، اکنون وقت آن رسیده تا تاب‌آوری این ادعا که رهبران انقلابی (در اینجا رضا پهلوی) می توانند در قبال فراخوان به مشارکت اعتراضی و نتایج ناشی از آن مسئول باشند را بررسی کنیم. در ادامه  دو استدلالی که می‌توان برای رد مسئولیت بی‌مبالاتی به کار گرفت را نقد می‌کنم:

«انقلاب‌ها پرهزینه و پیش‌بینی‌ناپذیرند»

قائلان به این استدلال می‌گویند انقلاب‌ها در شرایطی به‌شدت مبهم، متغیر و آشفته رخ می‌دهند. اطلاعات ناقص است، اتحادها سیال‌اند و نتایج قابل محاسبه‌ی دقیق نیستند. انتظار برآوردهای واقع‌بینانه یا پیش‌بینی‌های قابل اتکا، به‌زعم این دیدگاه، درک نادرستی از وضعیت‌های انقلابی است.

این اعتراض تا حدی درست است. وضعیت‌های انقلابی مسئله‌ی مهندسی نیستند. عدم‌قطعیت، تصادف و ریسک، ویژگی‌های ساختاری آن‌هاست، نه نشانه‌ی خطای تحلیلی.

اما این واقعیت، مسئولیت اخلاقی را از میان نمی‌برد؛ بلکه شکل آن را تغییر می‌دهد.

معیار اخلاقی در اینجا نه پیش‌بینی درست، بلکه داوری مسئولانه در شرایط عدم‌قطعیت است.

وقتی نتایج قابل محاسبه نیستند، «تواضع معرفتی» اهمیت پیدا می‌کند و کنشگران همچنان در قبال این موارد مسئول‌اند:

  • میزان قطعیتی که به ادعاهای مبتنی بر حدس و گمان می‌دهند؛

  • تمایز میان امکان و احتمال؛

  • اینکه عدم‌قطعیت را به رسمیت می‌شناسند یا آن را کتمان می‌کنند؛

    آیا تشدید اعتراضات به عنوان «یکی از گزینه‌ها» معرفی می‌شود یا به عنوان یک «نقطه عطف تاریخیِ قطعی»؟

«مردم خودشان انتخاب کردند که بیرون بروند»

قائلان به این استدلال می‌گویند که معترضان در نهایت بر اساس یک تصمیم شخصی رفتار کرده اند و نمی‌توان شخص دیگری را مسئول تصمیم آن‌ها دانست.

انتخاب تحت سرکوب با انتخاب در شرایط عادی یکسان نیست. روان‌شناسی اخلاقی و اجتماعی نشان می‌دهد که تصمیمات افراد تحت تأثیر انتظارات جمعی، شتابِ ادراک‌شده (Momentum)، اعتماد به رهبری و عدم تقارن اطلاعاتی شکل می‌گیرند.

این امر منکرِ اراده و کنشگریِ (Agency) معترضان نیست، اما آن را پیچیده می‌کند. وقتی رهبران فعالانه به انتظارات شکل می‌دهند، در قبال «محیطِ تصمیمی» که دیگران در آن دست به انتخاب می‌زنند، سهیم هستند.

 جمع‌بندی نهایی: تفکیک میان جنایت و بی‌مبالاتی

اول آنکه، رضا پهلوی مسئولیت اخلاقی در قبال کشتار و آسیب‌های واردشده به مردم ندارد. این مسئولیت به تمامی بر عهده حکومت و دستگاه سرکوب است که ماشه را کشیده و خشونت را برگزیده‌اند.

دوم آنکه، می‌توان رضا پهلوی را در شرایط خاصی محکوم به بی مبالاتی در کردار کرد و او را از این حیث برای دعوت و جهت‌دهی به اعتراض‌های پرهزینه مسئول دانست. البته باید در نظر داشت که این موضوع همچنان گشوده است. او تنها زمانی بابت فراخوان‌هایش مسئول دانسته می‌شود که ثابت شود:

●      خطرات جانی را آگاهانه کوچک جلوه داده است؛

●      در مورد امکان‌پذیریِ پیروزی غلو کرده و وعده‌های غیرواقعی داده است؛

●      بدون داشتن استراتژی و ابزار حفاظتی، مردم را به سمت بن‌بست سوق داده است؛

●      و ابهام و تردیدهای موجود را صادقانه با مردم در میان نگذاشته است.

در شرایط کنونی نمی‌توان در مورد این موضوعات به داوری قطعی رسید. از آنجا که فرآیندهای سیاسی هنوز در جریان است و ممکن است در آینده شواهدی از شکاف در نظام یا اثربخشیِ این بسیجِ توده‌ای نمایان شود، «اخلاق» حکم می‌کند که در قضاوت عجله نکنیم.

هدف از این واکاوی، نه سرزنشگری سیاسی، بلکه جدی گرفتنِ شرافت و عاملیت اخلاقی است. هدف این است که یادآوری کنیم وقتی پای جان انسان‌ها در میان است، رهبریِ سیاسی یک تعهد اخلاقی سنگین است و نمی‌توان بدون مسئولیت‌پذیری پذیرفته شود.

 

بیشتر بخوانید:

سیزدهمین روز اعتراضات؛ قطع گسترده اینترنت و تاکید خامنه‌ای بر عدم عقب‌نشینی

فراخوان رضا پهلوی؛ تهران و شهرهای دیگر صحنه اعتراضات گسترده شبانه شدند

آن‌چه درباره دوازدهمین روز اعتراضات می‌دانیم؛ اعتصاب‌های سراسری و هم‌صدایی هنرمندان و ورزشکاران

روز یازدهم اعتراضات ایران؛ گسترش اعتصاب بازار، و موج جمعیت در آبدانان

 

به اشتراک بگذارید:

مطالب مرتبط

دیدگاه

آیا اپوزیسیون هم باید پاسخگوی هزینه‌های انسانی باشد؟ مسئولیت رضا پهلوی در قبال معترضان

این یادداشت با تفکیک دقیق میان «مسئولیت در قبال جنایت» و «مسئولیت اخلاقی ناشی از بی‌مبالاتی در کردار»، استدلال می‌کند که رضا پهلوی مسئول کشتار معترضان نیست، اما فراخوان به کنش‌های پرخطر می‌تواند در شرایطی خاص، موضوع داوری اخلاقی قرار گیرد.