نشریه بریتانیایی اکونومیست با انتشار مقالهای در روز یکشنبه ۱۲ بهمن نسبت به احتمال وقوع جنگ داخلی در ایران هشدار داد. مقاله این نشریه تصویری از شکافهای عمیق میان دولت و ملت از یک سو و میان نیروهای اپوزسیون از سوی دیگر ارائه میدهد که در روزهای پس از سرکوب خونین اعتراضات میتواند شرایط را مهیای رخدادهای فاجعهآمیز بزرگتری کند، جایی که میل به انتقام و مسلح شدن در جامعه افزایش یافته و صداهای نیروهایی که ریشه در ارزشهای مدنی انقلاب مشروطه دارند و میخواهند گذاری کمهزینه را پیش ببرند، دیگر شنیده نمیشود. ترجمه کامل این مقاله را در ادامه میخوانید.
***
نیکولو ماکیاولی مینویسد که «شهریار باید خوف بیانگیزد»، اما «از ایجاد نفرت بپرهیزد» که مبادا این نفرت باعث سقوطش شود. با این معیار، آیتالله علی خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران، رو به زوال دارد. حالا که گشایش اندکی در وضعیت اینترنت شده است، کشتارهایی که به منظور سرکوب اعتراضات به وقوع پیوست، بیش از آنکه ترس ایجاد کنند، خشم میآفرینند. گروههای حقوق بشری مرگ بیش از ۶ هزار و ۵۰۰ نفر را در اعتراضات اخیر تایید کردهاند و در حال بررسی صحت و سقم گزارشها درباره مرگ ۱۷ هزار نفر دیگر هستند. «ایران اینترنشنال»، شبکه تلویزیونی اپوزیسیون مستقر در بریتانیا، شمار کشتهها را بیش از ۳۶ هزار و ۵۰۰ نفر اعلام میکند. بستگان قربانیان میان انبوه کیسههای جسد به جستوجو میپردازند و سپس برای تحویل گرفتن پیکر عزیزان خود حتی پول گلولههایی را که آنان را کشته است میپردازند.
شاهدان عینی میگویند پیامد اعتراضات و سرکوب آنها جامعه را میدان جنگ کرده است: بانکها و مساجد در آتش سوختهاند و خودروهای نیروهای امنیتی واژگون شدهاند. یکی ادعا میکند موزه دانشگاه مشهد، دومین شهر بزرگ ایران و از پایگاههای اصلی حکومت روحانیون، به ویرانه تبدیل شده است. یکی از معترضان میگوید: «هر چیزی که ابزار استبداد و کنترل بود، نابود شد.» رفتارهای تحقیرآمیز در قبال کشتهشدگان، جامعهای را که پیشتر نیز به خشونت گراییده بود، رادیکالتر میکند. حتی اگر آمریکا علیه حکومت مداخله نکند، ایران چگونه میتواند پس از چنین کشتاری بهعنوان یک کشور منسجم باقی بماند؟
معترضان در ۸ ژانویه (۱۸ دی) برای چند ساعت کنترل خیابانهای تهران و شهرهای دیگر را در دست داشتند. همان معترض به یاد میآورد: «نمیشد در خیابانها رانندگی کرد. اینجا و آنجا آتش بود؛ آوار، آجر، سنگ و ویرانی. وقتی راهپیمایی میکردیم، مردم همه تابلوهای راهنمایی را خم میکردند، شیشهها را میشکستند و همه سطلهای زباله را آتش میزدند. تمام دوربینهای ترافیکی را شکستند. این خرابکاری هم شگفتانگیز و هم بهنوعی زیبا بود.» بنا بر گزارشهای متعدد، مردان نقابدار مسلح به چاقو، تعدادی از اعضای بسیج (نیروهای داوطلب و شبهنظامی حکومت) را کشتند. زن جوانی در مشهد میگوید: « همین حالا هم جنگ داخلی است؛ فقط اسمش را نمیبریم.»
بیشتر بخوانید:
افزایش تحرکات دیپلماتیک ترکیه؛ اردوغان میگوید آماده میانجیگری میان ایران و آمریکاست
سفر مقامات عربستان و اسرائیل به واشینگتن برای گفتوگو درباره حمله به ایران
سرمقاله گاردین: حمله نظامی به ایران، کمکی به معترضان نخواهد کرد
هشدار ترامپ به ایران: زمانی باقی نمانده؛ سپاه: انگشتمان روی ماشه است
آیا وحشت از فروپاشی خشونتبار کشور میتواند ایرانیان را از لبه پرتگاه عقب بکشد؟ تاکنون نشانه چندانی از این امر دیده نمیشود. شکافها در این کشور بزرگ و چندقومیتی و چندمذهبی در حال عمیقتر شدن است. حاکمان ایران و مخالفانشان یکدیگر را به استخدام مزدوران متهم میکنند: معترضان میگویند شبهنظامیان شیعه از عراق آورده شدهاند؛ حکومت از «عوامل اسرائیل» سخن میگوید. هر دو طرف تهدید به خشونت بیشتر میکنند. رضا پهلوی، پسر آخرین شاه، بر حق ایرانیان برای دفاع از خود در برابر حکومت تاکید کرده و از آمریکا خواسته است حمله کند.
حکومتی که در خون غوطهور است، به نظر نمیرسد علاقهای به مصالحه داشته باشد. نظام ترکیبی «دینسالار-مردمسالار» خامنهای به یک دولت امنیتی تغییر شکل داده است. پهپادها در آسمان گشت میزنند. نیروهای امنیتی به شکل موردی تلفنهای همراه کسانی را که به زعم آنها نشکوک هستند، بررسی میکنند. قطع سههفتهای اینترنت اقتصاد دیجیتال را فلج کرده و انزوای اقتصادی و رکود ایران را عمیقتر کرده است. ریال رو به افول در روز ۲۷ ژانویه (۶ بهمن) چنان سقوط کرد که سطح تازهای را نمایش گذاشت.
نشانههای همدلی رسمی اولیه با مشکلات اقتصادی معترضان دیگر به چشم نمیخورد. اکنون همه مخالفان «تروریست» خوانده میشوند. با انتخاب مسعود پزشکیان به ریاستجمهوری که چهرهای از جریان اپوزیسیون اصلاحطلبِ وفادار بود، این جریان دیگر عملا بیاثر شده است. صداهای شجاعتر نیز خاموش شدهاند. گفته میشود حسن روحانی، رئیسجمهور پیشین که هم سپاه پاسداران و هم رهبر را به چالش کشیده بود، در حصر خانگی است و نزدیکانش با ممنوعیت سفر روبهرو هستند.
در همین حال، سلطنتطلبان داخل و خارج ایران بیش از پیش استدلال میکنند که اعتراض در برابر حکومتی که حاضر است در چنین مقیاسی بکشد، بیهوده است. بسیاری از اینکه نیروهای ارتش یا پلیس به صف معترضان بپیوندند، چنانکه هنگام قیام علیه خاندان اسد در سوریه رخ داد، ناامید شدهاند. با وجود اعزام نیروهای نظامی آمریکا به منطقه، مخالفان حکومت تردید دارند که دونالد ترامپ به وعده کمک خود عمل کند. در عوض، معترضان و مخالفان تبعیدی بیش از پیش از مسلح شدن برای انتقام خون کشتهشدگان سخن میگویند. ریشسفیدان در لرستان و ایلام، استانهای حاشیهای که اعتراضات در آنها شعلهور شد و هنوز وفاداریهای قبیلهای و ارزش سلاح پررنگ است، با لباس نظامی در شبکههای اجتماعی ظاهر شده، تفنگ در دست گرفته و سوگند انتقام خوردهاند. دانشجویی در شهری شرقی با نگرانی میگوید: «دفعه بعد، پسرعموهایم میگویند کوکتل مولوتوف را با مسلسل عوض میکنند.» معترضی در تهران که ظاهری آرام و منطقی میگوید: «برای این قتلعام، باید تکتکشان کشته شوند.»
این ویدیو را ببینید:
گذار از جمهوری اسلامی؛ الگوی مشروطه یا پشتبام مدرسه رفاه؟ – رامین پرهام
بیشتر بخوانید:
فراخوان میرحسین موسوی به نیروهای نظامی: تفنگهایتان را زمین بگذارید؛ گذار بدون مداخله خارجی
اکونومیست: بقای خونین و فروپاشی خشونتبار، دو سناریوی سیاه برای ایران
مرتس سقوط جمهوری اسلامی را نزدیک دانست؛ روبیو: برای فردای آن پاسخ سادهای وجود ندارد
«فروپاشی رژیم ایران محتمل است، اما دموکراسی نه»
آیا معترضان ممکن است به گروههای شورشی مسلح تبدیل شوند، همانگونه که در لیبی و سوریه در واکنش به خشونت حکومت رخ داد؟ برخی سلطنتطلبان خارج از کشور در این فکرند که چگونه میتوان سلاح به ایران قاچاق کرد و از اسرائیل کمک خواست. به نظر میرسد توجه چندانی به یک دهه جنگ داخلی، آوارگی گسترده و ویرانی کشورهایی که زمانی درآمد متوسط داشتند نمیشود، کشورهایی در خاورمیانه که در دوران بهار عربی بین سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۲ به سلاح روی آوردند.
معترضان در ایران پیش از این بهطور عمده از طبقه متوسط بودند. اما فقر طبقه متوسط را کوچک کرده و اکنون بیشتر معترضان از اقشاری هستند که حکومت زمانی آنها را ستون فقرات خود میدانست. یک روزنامهنگار ایرانیِ تبعیدی در بریتانیا میگوید بسیاری از حامیان محمود احمدینژاد، رئیسجمهور پیشینِ تندرو و پوپولیست، اکنون از رضا پهلوی حمایت میکنند. آنان نمادهای مذهبی را کنار گذاشته و به نمادهای سلطنتی، مثل شیر و خورشید، روی آوردهاند و شعارها و هشتگهایشان آشکارا ضداسلامی است؛ از جمله «یک آخوند برای هر تیر چراغ برق» یا «قرآن را بسوزانید».
در این میان، صدای کسانی که اعتراضات مسالمتآمیز پیشین را رهبری کردند و همچنان به مبارزه برای نمایندگی سیاسی – مبارزهای که ریشه در انقلاب مشروطه ۱۹۰۶ دارد – پایبندند، در هیاهو گم شده است. درخواست اصلاحطلبان و مخالفان برای آزادی زندانیان سیاسی—که بسیاری از آنان طرفدار جمهوری دموکراتیک هستند—کمرنگ شده است. شبکههای ماهوارهای مخالف در خارج از کشور نیز فراخوان میرحسین موسوی، نامزد پیشین ریاستجمهوری که ۱۵ سال است در حصر خانگی به سر میبرد، برای کنارهگیری خامنهای و نزدیکانش را نادیده گرفتند. معترضان تندرو هر کسی را که خواهان اصلاحات، یا حتی دموکراسی بهجای پادشاهی است، نکوهش میکنند. معلمی که در اعتراضات زنان علیه حجاب اجباری در سال ۲۰۲۲ شرکت داشت میگوید: «آنها هیچکس جز پهلوی را نمیخواهند؛ اجازه نمیدهند ما حرف بزنیم.» ترس از قتلهای انتقامجویانه در حال گسترش است و بسیاری فرار سرمایه و مهاجرت فیزیکی را پیشبینی میکنند. ترکیه میگوید در حال بررسی ایجاد منطقه حائلی برای محافظت در برابر موج احتمالی پناهجویان است.
آیا ترامپ میتواند این بنبست را بشکند؟ ناوگان او در نزدیکی سواحل ایران در حال تجمع است. گفته میشود خامنهای در انتظار حمله احتمالی آمریکا به پناهگاهی مستحکم منتقل شده است. کشورهای غربی پیشتر نیز موفق به برکناری رهبران ایران شدهاند؛ بریتانیا و آمریکا در قرن بیستم با هم به سازماندهی سه کودتا کمک کردند: در سالهای ۱۹۲۱، ۱۹۴۱ و ۱۹۵۳.
اما خشم از همین کودتاها تا حدی به انقلاب ۱۹۷۹ دامن زد. پیامدهای مداخله خارجی قابل پیشبینی نیست. هرجومرجی که پس از سرنگونی دیکتاتورها در عراق و لیبی به دست غرب رخ داد نیز هشداری جدی است. افزون بر این، بعید است کنار رفتن خامنهای بهتنهایی مخالفان حکومت را راضی کند؛ آها میخواهند ساختاری که او بنا کرده نیز فروبپاشد. در همین حال، حاکمان ایران پیامدهای از هم پاشیدن طبقه حاکم را، چنانکه پس از سقوط صدام حسین در ۲۰۰۳ در عراق رخ داد، دیدهاند. بنابراین انتظار میرود برای حفظ قدرت و داراییهای خود بجنگند. در هر صورت، کشور رو به آشوب است.
بیشتر بخوانید:
کمک یا تشدید بحران؟ گزارش والاستریت ژورنال از سناریوهای ترامپ برای مداخله در ایران
اعتراضات در ایران؛ قطع کانال ارتباطی تهران و واشنگتن و آمادهباش نظامی
اعتراضات در ایران؛ هفدهمین روز در سایه مواضع رهبران جهان و انتظار برای تصمیم ترامپ








